یادداشت ماه

غرفه ایران در شانگهای؛ نماد توقف تاریخ یا تداوم آن؟

Month’s Note
?Iran’s Pavilion; Symbol of History’s Stoppage or Its Continuity

ارائه روایتی مدرن از معماری ایرانی که در عین بهره‌گیری از دستاوردهای نوین معماری جهان، دربردارنده هویت ایرانی نیز باشد، همواره از آغاز آشنایی تدریجی ایرانیان با مظاهر دنیای مدرن، یکی از دغدغه‌های مهم ذهنی بخش عمده‌ای از نسل‌های مختلف معماران کشور و یکی از مباحث چالش‌برانگیز محافل معماری بوده است. در روزهای اخیر نیز، افتتاح اکسپو 2010 شانگهای که حضور پرتوان هنر معماری اکثریت کشورهای جهان، با پیشینه‌های تمدنی متفاوت، در آن، این اکسپو را به یک نمایشگاه باشکوه از توانمندی‌های معماری کشورهای مختلف تبدیل کرده است، بار دیگر معماران ایرانی را به تامل در جایگاه ایران در معماری امروز جهان واداشته و آنها را در برابر این پرسش تاریخی قرار داده است که رابطه معماری امروز ما با تحولات عصر حاضر و گذشته خویش چگونه باید باشد؟

معماری غرفه ایران در اکسپو 2010 شانگهای، با توجه به نقش و ماهیت کارکردی آن که قرار است نماینده سرزمینی با پیشینه تمدنی غنی در یک آوردگاه جهانی باشد، می‌تواند محک و آزمون عملی مناسبی برای سنجش نتایج و میزان کارایی مباحثات و چالش‌های طولانی‌مدت معماران ایرانی درباره هویت و نسبت معماری امروز ایران با گذشته شکوهمند خویش باشد. نگاهی به غرفه ایران در این اکسپو، نشان می‌دهد که معماری ایران، برای عرض اندام در این المپیک فرهنگی و هنری و تشخص‌بخشیدن به خویش در میان کشورهای دیگر که بسیاری از آنها، از نظر جمعیت، مساحت و پیشینه فرهنگی در ترازی کمتر از کشور ما قرار می‌گیرند، راه محافظه‌کارانه و بارها آزموده‌شده خوشه‌چینی و اقتباس مستقیم از گذشته را برگزیده و این بار، قرعه به نام پل خواجوی اصفهان افتاده است تا شاید نسخه بدل امروزی آن، جلوه‌هایی از هویت ایرانی را در معرض دید جهانیان قرار دهد.

در اینکه پل خواجو یک اثر ارزشمند معماری ایرانی است و حتی بدل آن می‌تواند برای جهانیان جالب توجه باشد و معماری گذشته ایران را در ذهن آنها تداعی کند، هیچ شکی وجود ندارد، لیکن آیا ما پس از گذشت پنج قرن، باید دوباره ماکتی از آن را به عنوان دستاورد معماری ایران امروز به دنیا عرضه کنیم؟ تصور کنید این برداشت از هویت معماری ایرانی، به قرن‌های آینده نیز تسری پیدا کند، در این صورت، پنج قرن بعد، غرفه ما مجددا ماکتی از همین پل یا یک بنای تاریخی دیگر نخواهد بود؟ پس در این میان، وظیفه و مسئولیت تاریخی هر نسل در قبال معماری ایران و پیشبرد و تکامل آن چه می‌شود؟ آیا این به معنی توقف کامل معماری ایران در یک برهه از تاریخ و تکرار همیشگی آن در دوره‌های بعد نیست؟

هرچند طراحی غرفه ایران، بر خلاف برخی کشورها، در یک فرایند غیرشفاف و با عدم بهره‌گیری از حداکثر توان جامعه معماران ایرانی در قالب برگزاری یک مسابقه فراگیر معماری، صورت گرفته و متاسفانه این وظیفه خطیر به یک کانون آگهی و تبلیغات و طبیعتا بدون پایگاه نظری و حرفه‌ای مشخص و شناخته‌شده در عرصه معماری کشور واگذار شده است، اما تجربیات گذشته نشان می‌دهد تا زمانی که تنظیم رابطه میان گذشته و حال، مستقیما به عنوان دست‌مایه آغاز حل مسأله معماری باهویت در کشور ما قرار گیرد، نتیجه آن، حتی به دست معماران شناخته‌شده کشور، چیزی فراتر از تقلید معماری گذشته و بازنمایی عناصر آن، با روش‌ها و توجیه‌های مختلف، نخواهد بود و ارمغانی غیر از این نوع بناهای در ظاهر ایرانی نخواهد داشت. چنانچه نگاهی به سیر تکاپوی تقریبا صدساله معماران ایرانی برای جان‌بخشی به هویت ملی در کالبد بناهای ساخته‌شده، نشان می‌دهد که در اغلب موارد، این موضوع صرفاً یک هدف آرمانی بوده و چندان به نتایج درخور و درخشان قابل استناد به عنوان یک الگوی شایسته نیانجامیده است.

با توجه به آنچه گفته شد، به نظر می‌رسد برای جلوگیری از افتادن معماری ایران به ورطه تکرار و تقلیدهای بی‌پایه، با توجیه آفرینش معماری واجد هویت، چشم‌ها را باید شست و جور دیگر باید دید. اما پرسش اساسی اینجاست که چگونه باید دید؟ برای شروع، بیایید خودمان را جای طراح غرفه ایران بگذاریم و ببینیم در صورت سپردن این کار خطیر به ما، چه مسیر و رویکردی را برای آفرینش ساختمانی که قرار است نماینده معماری ایران در یک عرصه بین‌المللی باشد، در پیش می‌گرفتیم و چه تعریفی از هویت معماری ارائه می‌دادیم؟

_________________________________________
þ برای آشنایی با مبانی طراحی و ویژگی‌های معماری غرفه ایران در اکسپو 2010 شانگهای، می‌توانید به سایت کانون آگهی و تبلیغات طرح امروز و برای مطالعه اخبار و تصاویر مربوط به غرفه ایران در اکسپو 2010 شانگهای، می‌توانید به سایت شبکه اطلاع‌رسانی بازرگانی ایران مراجعه نمایید.

þ یادداشت‌های مرتبط:

گشت‌وگذار شبانه در اکسپو 2010 شانگهای (بخش اول :: بخش دوم)