نقد معماری

زبان نقد معماری ـ 4

بازخوانی کتاب «معماری و اندیشه نقادانه» ـ ٣٨

Architectural Criticism
Language of Architectural Criticism - 4
Book Review: Architecture and Critical Imagination - 38

3. تشخص‌گرایی

تشخص‌گرایی، یکی از شیوه‌های طنزآمیز نقد معماری و مبتنی بر تجسم شخصیت برای بناهاست. به عنوان مثال، A. Trystan Edwards برای اینکه بتواند جریان غالب معماری را به تمسخر بگیرد، ساختمان‌ها را موجودات زنده‌ای دارای قدرت تکلم و احساسات در نظر می‌گرفت. در مقاله‌ای از او، ساختمان بیمه خود شروع به توصیف خود به عنوان زشت‌ترین ساختمان لندن می‌کند و نویسنده بدین‌وسیله معماری آن را مورد نقد قرار می‌دهد:

«من ترجیح می‌دهم به عنوان زشت‌ترین ساختمان لندن مورد توجه قرار گیرم تا اینکه اصلا توجهی به من نشود. چرا که تنها آرزوی من این است که شاخص و متفاوت (حالا از هر لحاظ) به نظر برسم و ساختمان‌های مجاورم را، هرطور که شده، با زور یا کلک، تحت‌الشعاع قرار دهم. هنگامی که برای اولین بار در این محل قرار گرفتم، نه تنها برای مصالح ظاهری نما، از رنگ‌ها و بافت‌هایی استفاده کردم که به شدت با ساختمان‌های اطرافم تفاوت داشته باشد، بلکه برای خود نصف دوجین مناره‌های مخروطی‌شکل نیز در نظر گرفتم تا حقیقتا به یک کلیسای جامع کاتدرال شبیه شوم. این یک ایده کاملا جدید در زمان خود بود. ... و من در روزهای نخست ساخته شدن، بسیار محبوب و مورد تحسین همگان بودم. اما آیا شما می‌دانید درست همین هفته قبل چه ترس ناگهانی به سراغ من آمد؟ ... من خواب دیدم که در سمت راست و چپ من و در حقیقت در سرتاسر شهر هالبورن، مجموعه‌ای از ساختمان‌های کاملا شبیه به من وجود داشت. ... بسیار دور از احساس خوشبختی بودم و احساس می‌کردم زیر فشار لعن و نفرین قرار دارم. می‌دانید، غرور و شکوه خاص من در این خلاصه شده بود که در نوع خود بی‌نظیر و همانند باشم. ... یکی از شادی‌های من این بود که تاثیر و برتری باشکوه خود را نسبت به بناهای بی‌روح و کم‌حرف اطرافم ببینم. اما تصور کنید که من در خواب دیدم تمامی مغازه‌ها و اداره‌های سرتاسر هالبورن با سقف‌های شیب دار درست مثل خودم پوشانده شده بودند. ... و من در آن میان چه بودم؟ فقط یک رقم بی‌مقدار صفر. من هم درست یکی از آن همه عناصر شبیه به هم بودم. ... اما وقتی بیدار شدم و فهمیدم که من هنوز (در زشتی) بی‌نظیر هستم و می‌توانم بر بناهای مجاورم فخر بفروشم، نفس راحتی کشیدم.»  

_________________________________________

þ بخش پیشین بازخوانی کتاب «معماری و اندیشه نقادانه»:

٣٧. زبان نقد معماری ـ 3