با کدامین انگیزه، باید ادامه داد؟!

از دوستان و همراهان بسیار عزیز و قابل احترامی که با حضور دلگرم‌کننده خویش، دفتر یادبود آغاز هشتمین سال فعالیت زروان را امضاء کردند، بی‌نهایت سپاسگزارم:

þ علی فضل هاشمی
þ جعفر بزاز
þ بابک زمانی
þ منیره
þ شیما
þ مهدی مشهدی
þ یک دوست بی‌نام
þ محمدعلی عبدالصمدی
þ طناز
þ یک دوست بی‌نام
þ مهناز قلیزاده
þ سیدرضا رزاز
þ آترین انصاری
þ سولماز نجفی
þ آناهیتا
þ مهدی مهدوی
þ پریسا یوسفی
þ آزاده شاهچراغی


اما وقتی تعداد این دوستان را می‌گذارم در کنار تعداد
þ خوانندگان دایمی این وبلاگ که بسیاری از دانشجویان و معماران را شامل می‌شوند
þ مشترکان خبرنامه و فید وبلاگ
þ دوستان مجازی این هفت ‌سال که لینک وبلاگ‌هایشان در حاشیه وبلاگ موجود است
þ همکلاسی‌ها و هم‌دانشکده‌ای‌های خودم در دوران دانشگاه
þ همکارانم در شرکت‌ها و دانشگاه‌ها
þ دانشجویانی که با من درس داشته‌اند (حداقل آنهایی که کار‌هایشان را در اینجا معرفی کرده‌ام)
به بی‌انگیزگی مطلق می‌رسم برای ادامه این کار دشوار و وقت‌گیر، دست‌کم به این سبک و سیاقی که تاکنون بوده است!
نمی‌دانم، شاید هم انتظار من برای دریافت پیام‌های دلگرم‌کننده و انرژی‌های مثبت از این همه دوست، انتظار بی‌جایی است؟



موضوعات: