آفرینش فرم در معماری
فرم یکی از مقولههای اساسی آفرینش معماری به شمار میآید. در واقع سنگینترین وظیفهای که برای معمار میتوان قائل شد، آفرینش فرم است، چرا که معمار بایستی در این مرحله با به کار گرفتن ماده زیبایی بیافریند، یعنی سختترین موجودیت را برای انتقال ظریفترین معناها بکار گیرد. بر این اساس مقوله آفرینش فرم در معماری مستلزم بیشترین تلاشهای ذهنی معمار میباشد و او بایستی گزینش مواد و مصالح ساختمانی برای سطوح مختلف اثر، هم در جزئیات و هم در کل، را با اندیشه و تدبیر فراوانی انجام دهد. از این رو آفرینش فرم در معماری برای معمارانی که نمیخواهند آثارشان فاقد بار معنوی، هنری، فرهنگی، انسانی ـ الهی، مدنی و اجتماعی باشد، بینهایت حیاتی و سرنوشتساز به شمار میآید.
آفرینش فرم در معماری از حیث انتقال مفاهیم و اندیشههای مورد نظر معمار به مخاطب و برقراری ارتباط دوسویه با وی، از اهمیت زیادی برخوردار است. فرم ساختمانها میتوانند حامل بارهای معنایی متفاوتی باشند. گاه بارهای معنایی یک ساختمان به قدری بر ذهن آدمیان تأثیر میگذارد که خود ساختمان با مفهوم و معنای آن یکی در نظر گرفته میشود، یعنی مصداق و مفهوم به یگانه شدن میل میکنند و سبب میشوند تا بار هنری معماری نمودی نمادین پیدا کند. این پدیده بیشتر نزد غیرمعماران و یا در برخی از آفرینشهای استثنایی معماران مشاهده میشود.
در خلق یک اثر معماری و رسیدن به فرم آن، میتوان دو روش را در پیش گرفت: اول اینکه فرمهای موجود در محیط شهری و سایر زیستگاههای انسانی را بازآفرینی کرد و دیگر اینکه فرمهای جدید و به هنگام شدهای با تکیه بر مفاهیم هنری، فرهنگی، انسانی ـ الهی، مدنی و اجتماعی خلق نمود. اما بایستی در نظر داشت که تکرار و بازآفرینی فرم ـ چه این فرم از محیط شهری و تجربههای متداول در آن برگرفته شده باشد و چه خود معمار آن را پیشتر خلق کرده باشد ـ نمایانگر ناتوانی معمار در آفرینش فرآوردهای به هنگام شده است.
گذشته از مباحث مربوط به نحوه آفرینش فرم در معماری که در بالا بدان اشاره گردید، مسأله مهمی که باید مورد بررسی قرار گیرد، این است که فرم در معماری از چه اهمیت و کارکردی برخوردار است که در مباحث معماری معاصر تا این حد به مقوله فرم و مقولات مرتبط با آن پرداخته میشود؟
| لینک |
