گفت‌وگوهای معماری

گفت‌وگویی درباره آموزه‌های معماری سنتی ایران ـ ٢

Architectural Discussions
A Discussion about Iranian Traditional Architecture - 2

داریا:
... نکات بسیار جالب و تامل برانگیزی را طرح کردید و همچنین، "تاویل" جذاب نادر اردلان گرامی از میراث عظیم معماری ایران که پایه عقاید مستحکمی در بین علاقه‌مندان به معماری ایران و تاریخ اجتماعی آن شده، همواره خواندنی و قابل ‌توجه است. مطالعه دقیق این میراث و روابط اجتماعی موثر یا متاثر از آن و درس‌های حاصل از این مطالعات، یکی از مهم‌ترین پایه‌های سامان‌دهی معماری آتی ماست و درست به دلیل همین اهمیت، ضروری است که در روش بررسی، در شیوه تجزیه تحلیل و در اخذ نتیجه و صدور حکم در مورد این میراث عظیم، بسیار دقیق و موشکاف باشیم، استدلال معتبر و شواهد مستحکم عرضه کنیم و تقاضا نماییم. ...


بیایید کاربرد "زبان" را به 3 مقوله متمایز تقسیم کنیم:
1. زبان متعارف، شامل زبان متون علمی ـ تحقیقی و یا زبان مورد استفاده در مکاتبات روزمره
2. زبان خطابه و مانیفست و ...
3. زبان شعر و ادب و ...
این یک تقسیم‌بندی کاربردی است. زبان اولی، زبان روشن‌گویی، رفع ابهام، شناخت و زبان منطق است. زبان دومی، زبان قبولاندن است، زبان اقناع است؛ نیت مولف در این زبان، قانع‌کردن است. و زبان سوم، زبان شعر و فنون ادبی و تاثیر عاطفی است، زبان تمایز است و ابهام، نه روشن‌گویی یا اقناع. اگر سوال تاریخی یا پرسشی که نیاز به روشنگری دارد، داشته باشیم، به سراغ متون نوع اول و از گروه علمی ـ تحقیقی می‌رویم، متونی که بر اساس تحقیق سازمان‌دهی شده در مورد موضوع پرسش، تدوین شده باشد. متون نوع دوم در این وضعیت، قابل استناد نیست. متون نوع سوم نیز اساسا چیزی شناختنی مطرح نمی‌کنند و آنها نیز در مورد پرسش ما، قابل استناد نیستند.

کتاب سنت صوفیانه در معماری ایرانی ـ حس وحدت ـ از نوع متون علمی ـ تحقیقی نوع اول نیست. ما پاسخ پرسش‌های خود را در این کتاب نخواهیم یافت؛ چنین تلاشی بیهوده است. کتاب مورد اشاره، چگونه کتابی است؟ این کتاب بسیار پراهمیت ـ ولی نه علمی ـ اهمیت خود را از کجا می‌گیرد؟ یک پاسخ این است که اهمیت این کتاب در نظریه‌مند بودن آن است؛ این کتاب، از نقطه نظر خاصی ـ چشم‌انداز سنت صوفیانه ـ به موضوع معماری ایرانی می‌نگرد، از کل به جزء، از اصول و تعاریف به اعیان و مصادیق می‌رسد و این‌گونه متون، در تاریخ معماری ایران سابقه ندارد. روش درست استفاده از این کتاب چیست؟ این کتاب، بایستی منشاء یک رشته تحقیقات مرتبط و علمی در خصوص بررسی صحت و سقم روابط و خصلت‌های محتوایی و شکلی معماری ایران قرار بگیرد که تاکنون نگرفته است، یعنی، بایستی با تحقیقات علمی، از جزء به کل، مورد اعتبارسنجی و حک و اصلاح قرار بگیرد که نگرفته است. متاسفانه، عده‌ای، عاشقانه، مدعیات آن را پذیرفته و گروهی بی‌تفاوت، آن را متعلق به تاریخ تلقی کرده و از آن گذشته‌اند.

بر کسانی که نگاه از چنین چشم‌اندازی به معماری ایران، برایشان جذابیتی ندارد، حرجی نیست، اما کسانی که چنین چشم‌اندازی، برایشان جذابیتی دارد و در جریان علمی ـ تحقیقی معاصر مشارکت دارند، موظفند پژوهش‌های پیش‌گفته را سامان داده و به انجام رسانند. از دل این پژوهش‌هاست که نکات آموختنی و قابل استفاده در معماری معاصر، از جنبه‌های دیگر جدا شده و چیزی واقعی برای معماری معاصر بدست خواهد آمد. در غیر این صورت و همان‌طور که تاکنون شاهد بوده‌ایم، پس از عباراتی ادیبانه و پرابهام و البته سراسر تحسین‌آمیز،  موضوع با این جمله که"البته رجوع به این گذشته، نه ممکن است و نه مطلوب و هدف، فقط شناسایی گذشته پرافتخار بود. ..."، تمام می‌شود، یعنی، نتیجه این همه شیدایی و عبارات نغز برای معماری امروز و فردا، هیج. این نکته، ابدا به کامنت شما مربوط نیست، این وضعیت غالبی است که بین مدعیان علاقه‌مندی به این چشم‌انداز جاری است و این وضعیت، بیشتر به علت سستی مدعیان علاقه‌مندی به این چشم‌انداز، در تحقیق علمی و گاهی تنگ‌کردن عرصه نقد و پژوهش تاریخ معماری ایرانی، توسط این مدعیان است.

برخورد غیرعلمی و البته سراسر عاطفی با مقولات عینی و تاریخی، از آن‌گونه که گفتم، بیشتر شبیه برگزاری یک مراسم یادبود و تودیع البته بسیار بسیار باشکوه و دراماتیک برای تاریخ معماری ایرانی است و بس، بدون هیج نتیجه قابل استفاده‌ای. نویسنده کتاب یادشده، به هیچ‌وجه، چنین قصد و نظری نداشته است و مسولیت این وضعیت، به عهده مدعیان هواداری از این چشم‌انداز و شیوه برخورد عاطفی و غیرعلمی ایشان با موضوع است. اما آیا مسایل جذاب و قابل توجه مندرج در متن، تاکنون، شانس اینکه مورد ارزیابی اجمالی اهل فن قرار بگیرد، نداشته‌اند؟
جواب، منفی نیست.