مبانی نظری معماری

عملکرد، در هر حال، حق خود را از معماری می‌گیرد

Architectural Theory
Function gets its due from Architecture

آنچه در ادامه می‌خوانید، گزیده‌ای از اظهارات محمد مجیدی، در جلسه گفت‌وگوی چند معمار ایرانی، درباره «عملکرد در معماری»، (چاپ‌شده در فصلنامه معمار، شماره 22، پاییز 1382) است که در ادامه یادداشت‌های پیشین وبلاگ، درباره عملکرد، ارائه می‌شود:


þ نمی‌دانم چرا وقتی ویتروویوس به یوتیلیتاس اشاره می‌کند، من می‌فهمم، ولی وقتی صحبت از عملکرد می‌شود، به نظرم، همان معنا را نمی‌دهد. آیا اکنون ما عملکرد را مترادف با مفید بودن می‌دانیم؟ به نظر می‌رسد در طول تاریخ، تعبیر ما از این کلمه، تغییر کرده است.

þ در این صحبت‌ها، اشاره‌ای شد به نام‌گذاری فضاها در معماری قدیم ایرانی که متناسب با خاصیت فضا بوده است، مانند سه‌دری، هشتی و ...، در صورتی که حالا ما، بر اساس عملکرد، فضاها را نام‌گذاری می‌کنیم. من فکر می‌کنم که معمار ایرانی نیز، به جای واژه عملکرد، به واژه سودمندی فکر می‌کرده است.

þ گرفتاری وقتی پیش می‌آید که عملکرد، مسئله عمده طراحی شود. انگار می‌خواهیم ماشینی بسازیم که حرکت کند؛ ماشین باید حرکت کند، قرار است حرکت کند. عملکرد هم، چه بخواهیم، چه نخواهیم، عملا حق خودش را از ساختمان می‌گیرد. زیمل یک مقاله قدیمی دارد در مورد ویرانه؛ او می‌گوید در هر حال، طبیعت حق خود را از معماری می‌گیرد و به تدریج، آن را به ویرانه تبدیل می‌کند. عملکرد هم، به همین ترتیب، حق خود را از ساختمان می‌گیرد.

þ یک بازی تست خلاقیت ساده هست که در آن 9 نقطه را، در 3 ردیف، روی کاغذ ترسیم می‌کنند و از همه می‌خواهند بدون برداشتن قلم، با 4 خط، این 9 نقطه را به هم وصل کنند. عمده کسانی که این آزمایش را انجام می‌دهند، فقط در چارچوب همین 9 نقطه کار می‌کنند. در صورتی که کلید حل معما، بیرون زدن از این چارچوب است، بعد، می‌توانند با 4 خط، نقطه‌ها را به هم وصل کنند. به نظر من، آن نوع معماری که صرفا با عوامل عملکردی کار می‌کند، در چنین حصاری محدود شده است. وقتی معماری می‌تواند فراتر برود که از چارچوب عملکرد بیرون بیاید. من فکر می‌کنم تمام آثار خوب معماری، یا از ابتدا سراغ وادی‌های دیگری رفته‌اند یا همان عوامل عملکردی را، خارج از آن چارچوب نگاه کرده‌اند.