گفت‌وگوهای معماری

گفت‌وگویی درباره آموزه‌های معماری سنتی ایران ـ 3

Architectural Discussions
A Discussion about Iranian Traditional Architecture - 3

داریا:
در کنگره بین‌المللی معماران در سال 1349 (1970) که با حضور معمارانی نظیر پل رودلف، باکمینستر فولر، لویی کان، کوارونی، بدیع، اردلان و ...، در اصفهان و با موضوع سنت برگزار شد، بحث‌های مقدماتی، اما بسیار جدی و عالمانه‌ای در مورد مفاهیم معماری سنتی ایران صورت گرفت. از جمله، سخنرانی نادر اردلان، با موضوع ساختمان مفاهیم سنتی معماری و شهرسازی ایران، در زمانی که کتاب حس وحدت زیر چاپ بود و با همان رویکرد، انجام شد. دیگران نیز از گوشه کنار دنیا در مورد سنت صحبت کردند. در ادامه سخنرانی‌ها، جلسات بحث و گفتگوی چندنفره، با حضور مستعمین برگزار می‌شده است. مرور بحث‌های انجام شده در این گفتگوها، بسیار خواندنی است. حسب موضوع، به بعضی گفتگوهای مرتبط با موضوع صحبت‌مان اشاره می‌کنم.


هندسه
þ پل رودولف: "تاکید بر هندسه در معماری سنتی ایران بسیار مشهود است و تصور می‌کنم به شش یا هفت هزار سال پیش برمی‌گردد. اما با این همه، هنگامی که شخص به بازارها یا دهات می‌رسد، مسئله هندسه کمتر مطرح می‌گردد. ظاهرا، بین آن معماری که توسط معماران ایجاد شده و معماری بومی یا ...، اختلاف وجود دارد. چرا در هنر معماری بومی، فقدان ظاهری هندسه، این‌قدر زیاد است؟"

þ نادر اردلان: "... وقتی به واحدهای منفرد در بازار بنگرید، می‌بینید که شکل هندسی آن بسیار محدود است. ... شاه عباس، قسمت جنوبی میدان را توسعه داد و در نتیجه، بازار به شکل پیوسته‌ای از واحدهای هندسی درآمد."

þ پل رودولف: "در این‌صورت، شخص ممکن است تصور کند فقط هنگامی‌که دولت یا عناصر مذهبی یا قدرت بزرگی مصدر کار است، به نوعی از وضع آرمانی و مطلوب اهمیت زیادی داده می‌شود، ولی وقتی این وضع صورت خیلی بومی‌تری به خود می‌گیرد، این انسان کوچک ... اطاقی می‌سازد که از نظر هندسی کامل است، ولی اعضایش، نسبتا بی‌شکل به هم پیوسته‌اند. آیا شما هم همین را حس می‌کنید؟"

þ نادر اردلان: "تصور می‌کنم این موضوع صحیح باشد."

نکته این گفتگو، ادعای یکپارچگی در تاریخ معماری ایران و نکته دیگرش ادعای یکنواختی هندسه ـ فرم و روابط فرمی خاص ـ در این معماری است که باید در مورد آن محتاط بود و پژوهش‌های عالمانه‌ای ترتیب داد. اشاره به روابط اجتماعی و تاثیر آن در نگرش معمار نیز حائز اهمیت است. شخص از خود می‌پرسد به عنوان مثال، این "انسان سنتی" مفروض در تاریخ معماری، نماینده تیپیک همه ایرانیان است؟ و یا نماینده تفکر پشتوانه طبقه خاصی از اقشار اجتماعی و یا نماینده تمثیلی "و احتمالا یافت‌نشدنی" ایده‌آلیسم معاصر نسبت به گذشته دور. و اصولا این انسان تمثیلی، از چه زمانی به اندیشه ایرانی راه یافت؟ و با توجه به تاریخ شش هفت هزار ساله معماری ایرانی، چه تاثیری در این معماری داشته است؟

پاسخ به بسیاری از این سوالات، اصولا در حوزه کار معماران و شهرسازان نیست. مردم‌شناسان، تاریخ‌نگاران و باستان‌شناسان باید در این مورد تحقیق کنند. هر ادعایی در این موارد، باید متکی به تحقیقات متخصصین یادشده باشد. تقریبا هر نظریه کل‌گرایانه‌ای در مورد معماری که افت‌وخیزهای اجتماعی و تغییرات اندیشه‌ای ناشی از آن را در نظر نگیرد و صرفا متکی به خرد محض باشد، از لحاظ فرمی به نمادگرایی ختم می‌شود. آیا واقعا تاریخ عینی عقاید، چنین نمادگرایانه بوده است؟

þ پل رودولف: "من مایلم بدانم چرا دو مناره در هر طرف گنبد وجود دارد. آیا دلیل تشریفاتی دارد یا نه؟"

þ کوران: "تصور می‌کنم دو مناره مشخص‌کننده چیز خاصی نباشد. مناره، آ‌ن‌طور که من می‌بینم، یک عنصر عمودی است که در مقابل توده افقی مسجد، تضادی ایجاد می‌کند. ... در حقیقت، مساجد اولیه مناره نداشتند. در قرن نهم، در دنیای اسلام، مناره شروع به ظهور کرد. تا قرن 12 یا 13، فقط یک مناره وجود داشته است. نخست، در عصر فاطمی‌ها، دو مناره در دو طرف نما مشاهده می‌کنیم، سپس این مناره‌ها در دو طرف طاق ورودی قرار می‌گیرند. ..."

گسترش سازمان فضایی و رشد
þ نادر اردلان: "اگر یک قالیچه نمونه صفوی یا طرح نمونه از کاشی دوره صفوی را برای مثال در نظر گیریم، غالبا طرح‌هایی را می‌بینیم که خصوصیات مشترک دارند ... که مستقلا کامل و پیشرفته هستند؛ آنها می‌توانند متکی به خود باشند. مجددا، آنها را پهلوی هم قرار دهید، می‌بینید که طرح‌ها مکمل یکدیگرند. ... شخص می‌تواند طرح‌های هماهنگ و چند تراز بوجود آورد. ..."

þ پل رودولف: "البته همه ما می‌دانیم که زندگی کاملا بی‌عیب و نقص نیست و همیشه اشکالاتی در آن مشهود است. ... با تغییر زمان، ابعاد واقعیت تغییر می‌کند و به نظر ما، هر چیز بزرگ‌تر از آنی می‌آید که قبلا بوده است. ازدیاد تصاعدی جمعیت، چیز تازه‌ای نیست، ولی آیا می‌توان این پدیده را یک پدیده هندسی دانست؟"