گفت‌وگوهای معماری

گفت‌وگویی درباره آموزه‌های معماری سنتی ایران ـ 4

Architectural Discussions
A Discussion about Iranian Traditional Architecture - 4

داریا:
معماری اروپا در قرون میانه
þ اونگرس (از میان جمعیت): "... پس از عصر گوتیک، ایدئولوژی آن عصر کاملا مورد تردید رنسانس قرار گرفت که در واقع، خود یک فرایند دیالکتیک بود. این می‌رساند که رنسانس، ادامه سبک گوتیک یا چیزی از این قبیل نبود و این مسئله که نضج رنسانس منتهی به دوره روشنگری شد، کاملا چیز دیگری است. تمایلات عارفانه قرون وسطی، مفاهیم قبل از خود را مورد تردید قرار داد، به نحوی که سنت همواره مورد تهدید قرار گرفت و در دوره بعد، نقطه‌نظر دیگری اتخاذ گردید. گاهی گرایش به ایده‌آل و آرمان‌های تازه، موجب رد و طرد نظریات رایج قبلی می‌گردد. بنابراین، بنده سنت را یک روند دیالکتیک می‌پندارم که نسبت به سنتی که سالیان قبل داشته‌ایم، مردد است تا نکته‌ای تازه برای جامعه‌ای تازه یا پیشرفتی تازه بیابد."


þ کوارونی: "بنده موافقم. بنده راجع به انتقال افکار و نظریات (ایدئولوژی‌ها) و سنت صحبت کرده‌ام، ولی آنچه برای من جالب است، انتقال فکر هندسه نیست، بلکه فقدان فکر در معماری و فقدان فکر در جامعه‌ای است که شهر را تجلی می‌بخشد، فقدان رابطه است بین معماری و شهر و منطقه. ... ولی شخص باید در نظر بگیرد که مبانی هندسی نقشه شهرها و طرح‌ریزی محض آنها صرفا هندسی است و نه معماری‌ای که با موضوعی پیوستگی داشته باشد و بدان ارزش و وقار بخشد. اینجا توجه به ضرورت قطعی در نظر، رابطه معماری و اجتماع عینی در تحلیل است. هندسه و فرم و روابط ابعادی، ابزار معماری هستند، نه هدف آن. هر نظریه‌ای که معماری را بدون روابط اجتماعی عینی تحلیل کند، خود ابزار افراد یا گروه‌هایی قرار خواهد گرفت و در خدمت اجتماع نخواهد بود. ... ما نباید فکر کنیم که در یک تمدن مشخص، سنت، مفهوم، هندسه، فضاها، طرح تضادها و نامتضادها را دارد، بلکه باید تلاش کنیم تا مفهوم معماری، مفهوم شهر و اعتباری را که در این چیزها برای انسان در کوچه و خیابان (نه قدرت) و برای کلیه جوامع معاصر نهفته است، احیا کنیم. ..."

þ کاندیلیس: "... ما باید یکبار و برای همیشه در نظر بگیریم که جامعه وارد عصری شده که ابعاد کاملا تازه‌ای دارد، ابعادی که مستلزم برخوردی دیگر، مفهومی دیگر از معماری، طرز فکری دیگر در معماری و آگاهی  دیگری درباره معماری است. ... چون راجع به سنت بحث می‌کنیم، می‌خواهم عرض کنم قدیمی‌ترین تعبیر از سنت، تناسخ ابدی است. در این صورت، با چه حقی، شخص می‌تواند دانسته یا ندانسته، مدعی دفاع از سنت بشود و با یک ضربه از تناسخ ابدی جلوگیری کند و بگوید این طرز فکر ماست، این سنت ماست. در کشور شما، بیش از همیشه، سنت نیروی تحول‌بخشی است که می‌گذارد شما جلوی خود را ببینید . ..."

بحث‌های جاندار و جدی یادشده، می‌توانست و می‌تواند موضوع پژوهش و تحقیق علمی قرار گیرد تا بتوان از میراث عظیم معماری ایران، نتیجه یا نتایجی برای آینده اخذ کرد.

þ کاندیلیس: "آقای اردلان و آقای کوران سخنرانی‌های خیلی عالی انجام دادند. ... اما به طور کلی، موضوع خیلی خاصی است. من فکر می‌کنم که مورخین و باستان‌شناسان قابلیت بیشتری برای این موضوع دارند. کوارونی، به خوبی، نظر ما را درباره میراث گذشته، نه به شیوه متخصصین و هنرمندان، جدا از شرایط اجتماعی اقتصادی سیاسی کشورها، بلکه به شیوه عمومی که جزء جدایی‌ناپذیر محیط‌اند، بیان داشت. این فقط کافی نیست که تصمیم بگیریم چکار کنیم (تصمیمات شخصی معمار)، بلکه باید بفهمیم و موقعیت حقیقی خود را نسبت به واقعیت‌های عینی جامعه و نقش قابل تصور معمار در آنها روشن نماییم و تنها آن وقت می‌توانیم ببینیم روش ما نسبت به سنت و میراث گذشته چیست؟"

þ کاندیلیس : "... باید اول جنبه‌های کلی مسئله را، با همه پیچیدگی‌های آن، بیان نماییم و سپس تجلی آن را در واقعیت زندگی روزمره و وضعیت امروز توضیح دهیم، بی‌آنکه در مباحث ابهام‌آمیز که مارا به جایی نمی‌رساند، غرق شویم. ... چگونه می‌توان از زندگی روزمره مردم و اشتغالات مردان و زنان و خانواده آنان نسبت به محیط‌شان بی‌اطلاع بود و یا آن را فراموش کرد؟ چگونه می‌توان از مسائل جدیدی که برای ساکنان محیط به وجود می‌آید و نیاز به راه‌حل‌های درست و جدیدی دارد، بی‌خبر بود؟"

þ دامیان: "طبعا درباره موضوع سنت می‌توان مطالب فلسفی و تئوری زیادی عنوان کرد. من با علاقه زیادی، مقاله آقای اردلان را دنبال کردم. آقای اردلان در این مقاله شرح داده همان‌طور که در دانه‌های برف شباهت وجود دارد، در طرح ساختمان‌ها نیز باید این وجه مشترک را تشخیص داد و بنابراین نتیجه می‌گیرد که روحی بصیر، این شیوه شهرسازی و طرح‌ریزی شهری را به وجود آورده است و طرح راهی که از سراسر بازار می‌گذرد، معلول این نتیجه‌گیری‌های تئوریک تلقی گردیده است. من خیلی به انسان خاکی نزدیکم و فکر می‌کنم که طرح از نیازهای گوناگون و واقعی نسل‌های متوالی بازرگانان بوجود آمده است (الگوها)؛ این بازرگانان به دلایل تجاری و نه در نتیجه ملاحظات فلسفی و زیبائی، در بازار دکان داشتند. ..."