فرم و فضای معماری ـ 2

 

به عقیده گیدئون، معماری را می‌توان با دو وجه اصلی درک کرد: سازماندهی فضا و فرم ساخته شده یا بطور خلاصه فضا و فرم. وجه نخست (فضا) با درک موقعیت انسان در محیطش (که الگوهای کارکردی فعالیت‌های او را دربر می‌گیرد)، ارتباط می‌یابد و وجه دوم (فرم) به شناسایی انسان با ویژگی محیط زیستش مربوط می‌شود. هر دوی این وجوه متغیر بوده و تابع چگونگی درک انسان از جهان، به عنوان فضای هستی، هستند. باید توجه داشت که سازماندهی فضا تنها پیامد الگوهای کارکردی فعالیت‌های انسانی نیست، بلکه نتیجه تصور کلی فرم فضا نیز هست، یعنی همانا پیامد درک فضا به عنوان فضایی بسته یا باز، متمرکز یا جهت­دار، جمع­شونده یا پیوسته.

 

وقتی ما شکلی دوبعدی را در یک قطعه کاغذ جا می‌دهیم، آن شکل بر فضای سفید اطراف خود اثر می‌گذارد و آن را تفکیک می‌کند. به طریق مشابه هر شکل سه بعدی، حجم فضای اطراف خود را تفکیک خواهد کرد و قلمرو یا حوزه نفوذی متعلق به خود را ایجاد خواهد نمود. بنابراین در هر سطح، نه تنها با فرم بنا بلکه با نحوه تأثیر آن بر فضای اطرافش نیز سروکار داریم. در نتیجه بایستی به این نکته توجه نمود که برای غنی کردن فضای معماری، پدید آوردن امکانات متعدد کشف فضا بسیار مهم­تر از ایجاد فرم­های متنوع است.

 

در معماری، مشارکت و اتحاد بین فرم و فضا در مقیاس های متعدد وجود دارد که می­تواند بررسی و کشف شود. شکل و نحوه بسته شدن هر فضا در یک بنا یا تعیین کننده شکل فضاهای اطراف است یا توسط شکل فضاهای اطراف تعیین می‌شود. مثلاً برخی فضاها مانند سالن­های کنسرت دارای شرایط عملکردی و فنی خاصی می‌باشند و به فرم‌های خاصی نیاز دارند که در این حالت، فرم آنها بر فرم فضاهای اطرافشان تأثیر خواهد گذاشت. برخی فضاها مانند سالن­های ورودی کیفیتی انعطاف­پذیر دارند و بنابراین آزادانه می‌توانند توسط فضاها یا دسته فضاهای اطراف خود تعریف شوند. و بعضی فضاها مانند ادارات دارای عملکردهایی خاص ولی مشابهند و می‌توانند به صورت فرم­های منفرد، خطی یا مجموعه‌ای دسته­بندی شوند.