گفت‌وگوهای معماری

گفت‌وگویی درباره آموزه‌های معماری سنتی ایران ـ 6

Architectural Discussions
A Discussion about Iranian Traditional Architecture - 6

بی‌نام:
... شاید وقتی بحث سنت می‌شود، باید خیلی از مواضع روشن شود. وقتی بحث الگو می‌شود نیز همین طور. نیازها و خواسته‌های گذشته، حال و آینده روشن شود. شکل‌گیری و تکوین مدنظر است یا استفاده و رفتار، آسیب‌شناسی شود.

آیا فضا در گذشته پاسخ‌گو بوده؟ در حال چطور؟ نیازهای حال چیست؟ آیا نیازی به رجوع به سنت هست؟ ‌اگر هست، در کدام زمینه؟

موضوع بحث، زیبایی‌شناسی است که شاید در بعضی ابعاد، جنبه مصداقی پیدا کند یا موضوع، ساختارهای اجتماعی است؟ موضوع، معماری نمادین است یا معماری مردمی؟ از هر کدام از اینها، چه برداشت‌هایی می‌توان کرد؟ آیا دریافت ما به صورت فراستی است یا فرایندی علمی یا هر دو؟ و در کدام زمینه؟


آترین انصاری:
... آیا با رویکردی جدید، با توجه به مقتضیات عصر حاضر و در نظر گرفتن پنج اصل معماری ایرانی، یعنی مردم‌واری، پرهیز از بیهودگی، نیارش، خودبسندگی و درون‌گرایی، نمی‌توان معماری به وجود آورد که هم ماحصل میراث گذشته ما در معماری باشد و هم انفصال به وجود آمده بین تعلیمات معماری در نظام آموزشی ایران و معماری را که در جامعه امروزی در جریان است، از بین ببرد؟ و یا شاید با این روش، بتوان ساختاری برای معماری ایران به وجود آورد که هم به زمان حال دلالت داشته باشد و هم پشتوانه فکری‌اش را از گذشته وام گرفته باشد؟ ...

م. پورمرشد:
... چند سطر، اتمام بزرگ‌ترین مشکل امروز جامعه ماست، سیستم آموزشی نامناسبی که سالانه هزاران فارغ‌التحصیل در رشته معماری داره و شاید از این هزار نفر، تنها 10 نفر یا کمتر، سواد کار اجرایی و مطالعه‌شده معماری رو داشته باشن. چرا ما نیایم مدارسی رو احداث کنیم که سالانه 5 نفر دانشجو بگیرن، ولی معمار به معنی کاملش، تحویل جامعه بدیم، مدرسه‌ای که در کنار آموزش تکنیک‌های اصیل معماری بومی و سنتی خودمون، اونها رو با سازه‌های جدید دنیا آشنا کنیم، مثل استفاده از گنبدهای ژئودزیک برای حفظ آثار به جا مونده. ما باید به وجود آورنده سبک‌های جدید باشیم، البته با این سیستم آموزشی این امکان پذیر نیست. ...

صفی‌پور:
... یادم میاد تو کتاب "یادداشت‌هایی بر ترکیب فرم" که در واقع رساله دکترای "کریستوفر الکساندر"ه، اومده که دلیل جذابیت و داشتن حس مکان بهتری در بافت‌های تاریخی، همین نحوه آموزش معماران قدیمی است. توی اون کتاب میگه که چون برای طراحی مثلا یک خونه، معماران و انسان‌هایی از نسل‌های متعدد شرکت داشتن و طراحی یک خونه، طی یک فرآیند طولانی و طی یک پروسه دقیق، از نظر شناخت موضوع طراحی و نیازهای آن انجام شده، احتمال خطا و اشتباه در اون طرح بسیار کم شده است. موضوعات معماری دارای خواسته‌های بسیار زیادی هستند که یک نفر به تنهایی، قادر به پاسخ‌گویی به تمام آنها نیست. در زمینه طراحی، اطلاعات در مورد موضوع طراحی بسیار زیاد و خواسته‌ها و نیازهای طراحی بسیار فراوان است و یک نفر (معمار عصر حاضر) به تنهایی نمی‌تواند هماهنگی درستی از مفروضات موضوع و به تبع آن، جواب درستی برای طرح داشته باشد. در ادامه این توضیحات، الکساندر با یک سری روابط ریاضی، راه‌حل خود را برای حل درست مسایل معماری بیان می‌کند که خالی از لطف نیست.

... از نظر الکساندر، ما می‌تونیم با یه تحقیق جامع و کامل، به یک الگوی درست، راجع به نحوه طراحی و رسیدن به جواب درست در موضوعات مختلف طراحی، برسیم که اسم این الگو رو کهن‌الگو می‌ذاره. ... به نظر من، رسیدن به یه الگوی درست برای طراحی و تبعیت از اون، همیشه به جواب درست ختم نمی‌شه، چون شرایط انسان‌ها در نسل‌ها و زمان‌های مختلف با هم فرق می‌کنه و در این شرایط متفاوت، باید به یه الگوی متفاوت و مناسب شرایط جدید رسید.

اکثر ما معماران در تلاش هستیم که در موقع طراحی، به نیازهای کاربران، به بهترین نحو پاسخگو باشیم و فضا رو بر اساس فکر خودمون، برای رفع نیاز کاربر طراحی می‌کنیم و در واقع ما کاربر رو به زور وادار می‌کنیم تا نیازهای خودش رو اون‌جور که ما می‌خوایم، برآورده کنه، در حالی که ما باید بستری رو فراهم کنیم تا کاربر بر اساس انتخاب‌های متعددی که جلوی روش قرار می‌دیم، به نیازش پاسخ بده و این کار، با شناخت کامل ما از کاربران و نیازهاشون میسر می‌شه. در واقع، ما باید بستر رو فراهم کنیم.

در معماری سنتی ایران، شناخت معماران طی نسل‌های متعدد از کاربر، نیازهاش و موضوع طراحی اون‌قدر کامل شده که فضاها کاملا آشنا با کاربر است و کاربر توی اون فضا، احساس تعلق می‌کنه، نه بیگانگی. در کل، به نظر من، "راز جاودانگی" معماری سنتی ایران، در نحوه آموزش متناسب معماران سنتی با فضای زندگی سنتی در اون زمان و در نتیجه شناخت درست انسان (کاربر) توسط معمار و نیازهاش می‌تونه باشه. در معماری سنتی ایران از دستاوردهای معمارای قبلی به درستی استفاده می‌شده که اینم می‌تونه در این "جاودانگی" تاثیر مهمی داشته باشه. بدیهیه که این مواردی که ذکر شده، الان در طراحی‌های ما خیلی مد نظر قرار نمی‌گیره و این می‌تونه به دلیل نحوه آموزش معماری تو کشور ما باشه.