گفتوگوهای معماری
معماری زمینهگرا؛ چرا و چگونه؟ ـ 4
Architectural Discussions
A Discussion about Contextual Architecture - 4
فاطمه شریعتمداری:
... چطور میشه به یه حس مکان خاص یک موضوع و مد نظر معمار رسید؟ ... نمیدونم وقتی میخوام طراحی کنم، چطور طراحی کنم؟ یک فرم، یک فضا، یک عملکرد.
نباید راجع به فرم، همین طوری قضاوت کنیم؛ فرم نیروی خاص خودش رو داره. فضا با مخاطب همراه میشه. مخاطب و معمار در این فرم و فضا با هم شریکاند. عملکرد نیازها را برطرف میکنه. عملکرد رو باید جواب بدیم. البته میزان پاسخگویی به عملکرد در فضاها، خواستهها و بسترهای مختلف، متفاوت است.

... در مرکز فائنو، کار زاها حدید، تو روی پل، فضای تحقیقاتیات رو تشکیل میدی. جریان پیاده بیحصار تا نمایشگاههای همجوار بنا میاد. ورودی و لابی در گردباد نور و فضا در هم پیچیدند، دیوارها بارشون رو برداشتند، جسورانه دوستت رو هنگام انجام کار علمی میبینی و تو هم در گروه خودت کار خودت رو میکنی، در پای ستون کلاس تشکیل میشه.

به صورت کلی، فرم و فضا در هم غوطهورند. حس فرم از فضا جدا نیست. یه جریان اینا رو به هم میدوزه. در کار حدید، عملکرد هم در این جریان همراه شده و خیلی خوب، در عین حال به بسترش و مخاطبیناش جواب داده.
... یکی از مسائلی که میتونه توجه به زمینه رو با خودش به همراه داشته باشه، "بودن" و "ماندگاری" در یه مکان است. شاید کروکی زدن و برداشت از یه مکان به درجهای از درک مکان برسه، اما احتمالا "زندگی" در محل به معنای واقعی، به درک "حس مکان" میرسه.
یه پروژه آبکنار میدیدم، اومده بود ورودی شهر آمل رو طراحی کرده بود. البته تمام اطلاعات هم در مراحل مختلف به کمکش اومده بود به صورت "ابزار" که در هر مرحله یه جوهری از طراحی رو بهش داده بود. مهم این بود که بودن در مکان، به طراح این امکان رو میداد تا اون حس کلی رو در طرحش پیاده کند. وقتی فردی که وارد شهر میشه، سوار بر ماشین، به مزارع و مردمی که در حال کارند، دید دارد. مردم مزرعه در کلبههایی موقت در مزرعه که بالاتر از سطح زمیناند، به کل مزارع و به ماشینها دید دارند. اون دست رودخونه، در تقابل با فضای ارگانیک مزارع، لندسکیپ طراحی شده و با سکانسهای مختلف از رستوران تا متن آرام. و از طرفی، دیدن همسایگیهای اطراف و طراحی مکانهایی مناسب در آبکنار، طوری که مردم ساکن هم بیاند و محملی رو برای برخورد اونا به وجود بیاره: تعبیه مکانهای مناسب فرهنگی و یا حتی میوهفروشیها در جای مناسب خودشون، مثلا تعبیه غرفههای موقت، ولی طراحیشده و انعطافپذیر برای فروش میوه در سر راه مسیری که به سمت اتصال همسایگیهای دو طرف رودخونه پیش میره.
این که طراحی فرایندی باشه یا شهودی، با هم فرق میکنه، ولی به هر حال طراحی فرایندی هم، با توجه به درک ابعاد مختلف قضیه، میتونه مفید باشه. فقط نباید یادمون بره که فرایند در واقعیت خودش یه ابزاره، نه یک هدف.
_________________________________________
þ بخش پیشین یادداشت: معماری زمینهگرا؛ چرا و چگونه؟ ـ 3
| لینک |
