گفت‌وگوهای معماری

گفت‌وگویی درباره آموزه‌های معماری سنتی ایران ـ 9

Architectural Discussions
A Discussion about Iranian Traditional Architecture - 9

صفی‌پور:
... آیا می‌شه با توجه به شرایط الان شهرها و معماری ما، فضاهایی دارای سلسله مراتب مورد نظر به وجود آورد؟ فضاها و مکان‌هایی با "حس مکانی" آشنا که انسان‌ها رو برای یک لحظه به ایستادن و تفکر در مورد"فضا"، "مکان" و "خویشتن" وادار کنه؟

"آندو" توی مصاحبه‌اش با "مایکل اوپینگ"، در مورد "موزه هنر مدرن فورت ورث (تگزاس)" می‌گه هدف من تو طراحی، ایجاد فضاهایی است که انسان با وارد شدن به اون، لحظه‌ای درنگ کنه (به نظر من، منظور درنگ فیزیکی نیست، بلکه درنگ فکریه) و به "خودش" و "آفرینش" فکر کنه. البته این نظرات کاملا فلسفیه و ظاهرا جذاب و غیر علمی ـ تحقیقی، ولی به نظرم با تفکر و تحلیل در مورد حرفای "آندو" می‌تونیم به مفاهیمی برسیم که توی "معماری سنتی" خودمون هست.


من خودم همیشه وقتی تو بافت‌های سنتی "یزد" یا بناهای "اصفهان" قدم می‌زدم، به فکر فرو می‌رفتم. به طرز زندگی انسان‌ها تو این فضاها، به اینکه چقدر این حسی که آدم تو این فضاها داره، برای فضاهای شهری امروزمون نیازه، فکر می‌کردم. فضاهایی که آدما رو جذب کنه، نه دفع کنه و فراری بده. نمی‌شه با تقلید "ظاهری" از معماری سنتی ایران یا معماری"آندو"، به این فضاها برسیم.

در مورد هندسه تو معماری سنتی: ... شهرهای قدیم ایران هندسه خاصی ندارن و همین تنوع است که اونو جذاب‌تر کرده. وقتی میری یزد و توی کوچه‌هاش راه میری، همش انتهای کوچه تو رو می‌کشونه که بری ببینی که آخر کوچه، چی در انتظارته و وقتی می‌رسی به انتهاش، باز یه دید جدید و یه چالش جدید.

البته من خودم به نقش مردم تو آفرینش این فضاها و شهرها خیلی دقت کردم. چرا تو شهرک‌ها و شهرهای جدید، هیچ حس مکان آشنایی ندارن؟ اگه مردم توی آفرینش این شهرها و شهرک‌ها خودشون نقش داشته باشن، اصلا چنین حس ناآشنایی رو نخواهیم داشت. اونا با بوجود آوردن فضاها و خونه‌ها و شرکت در آفرینش فضا، در واقع خودشون رو متعلق به فضا می‌سازن و خاطراتشون رو دارن بوجود میارن. حالا سوال اینه که چرا بقیه کسانی که در آفرینش نقشی نداشتن، باز هم توی اون فضاها حس آشنایی دارن؟ من جواب این سوال رو به زمینه فرهنگی و خاطرات مشترک مردم وابسته می‌دونم. وقتی مردم یک منطقه در شرایط یکسان فرهنگی، اقلیمی، اقتصادی، سیاسی، ... زندگی می‌کنن، در بسیاری از افکار و خاطرات و...، تا حد زیادی یکسان می‌شن، یعنی "بستر" یکسان، "افکار" یکسان به وجود می‌آره. واضحه که این یک قانون ثابت نیست که همه مردم یک "بستر" یکسان با هم یکی باشن، چون عوامل تاثیرگذار تو شکل‌گیری افکار و خاطرات خیلی بیشتر از ایناست. اگه ما بیشتر به عامل "مردم" و "بستر" در طراحی‌ها دقت کنیم، احتمالا به نتایج بهتری برسیم.

در مورد حریم: فکر می‌کنم همه با این نظر موافق باشن که یکی از عوامل اصلی شکل‌دهی معماری سنتی ایران، "حریم" و حفظ "سلسله مراتب" باشه. توی معماری و شهرسازی، امروزه از این چیزها زیاد نمی‌بینیم و همین عامل "آشفتگی" و "گریزان" بودن مردم از این معماری و شهرسازی هست. ...

گلبرگ:
... در مورد "حس مکان"، "درنگ"، "انسان": شاید در بعضی موضوعات، کاربرد "نماد" هم موثر باشه. در یکی از روستاهای شمال قدم می زدم، یه چیز همه جا تکرار می‌شد و اون "دست" بود، نماد بخشش، فتوت. جالبه خیلی از روستاهای شمال با این که کنار دریا هستند، اما همشون سقاخونه دارند.

اما مثلا در موضوع مسکن، یه سری توقعات به نوع انسان بر می‌گردد که در سنت به اون‌ها توجه می‌شده. در فرایند تبدیل به "امروز"، ممکن است با توجه به تغییر نگاه، بعضی چیزا تغییر کند. نسل‌ها، خواسته‌هاشون با هم متفاوت است. الان "هاله" قلمرو اعضای خانواده بزرگ‌تر شده. پس می‌شه به این نکته توجه کرد تا بنا برای همون مدت زمان زندگی اون نسل، "جاودانه" بشه. ...

_________________________________________

þ بخش پیشین گفت‌وگو: گفت‌وگویی درباره آموزه‌های معماری سنتی ایران ـ 8