نقد معماری

عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 6

بازخوانی کتاب «معماری و اندیشه نقادانه» ـ 47

Architectural Criticism
Areas of Architectural Criticism - 6
Book Review: Architecture and Critical Imagination- 47

1. نقد توسط خود شخص (انتقاد از خود) ـ 5

2. نداهای بازدارنده (دلسردکننده، ترساننده)
گاهی اوقات، وقتی منتقدان درونی من در دسترس نیستند، حس می‌کنم که قادر به انجام هیچ کاری نیستم، چون می‌ترسم هر آنچه بدون حضور او انجام دهم، با شکست مواجه شود. از این‌رو، سعی می‌کنم خود را با امور دیگری که برای انجام آنها به خودم اطمینان کامل دارم، مشغول کنم. اما خودم هر لحظه متوجه هستم که در حال خودداری از انجام آن کار مهم می‌باشم.

ترس از شکست وقتی به وجود می‌آید که من بتوانم نصیحت‌های "پدر و مادر گونه" منتقد درونی‌ام را پیش‌بینی کنم و همچنین مطمئن باشم که این احتمالات به حقیقت خواهد پیوست. بله، در این صورت مطمئنم که کار من بیهوده یا بی‌ارزش خواهد بود. به همین دلیل، با عباراتی نظیر "به نظر می‌رسد ...، که این راه به نتیجه نخواهد رسید" و ... کار را متوقف می‌کنم.

به من گفته شده که نه تنها باید از شکست ترسید، بلکه حتی می‌توان از پیروزی و موفقیت نیز بیم داشت. اگر من در کاری موفق شوم، خود آن موفقیت برای من مسئولیت‌های جدیدی به وجود می‌آورد و توقع اطرافیان از من بیشتر می‌شود. در نتیجه، ملزم به ارائه کارهای بهتری در آینده خواهم بود یا اگر کار من یک بار خلاقانه و ابتکاری باشد، باید همواره تلاش کنم تا کارهای ابتکاری ارائه دهم. اگر یک بار کارم اقتصادی باشد، باید تا ابد اقتصادی کار کنم. اگر یک بار استاندارد یا معیاری ارائه دهم، بعد از آن باید مدام تلاش کنم تا بتوانم معیارهای جدیدی ارائه دهم. بنابراین، انجام کار "تا حدی که فقط کافی باشد و نه عالی" آسان‌تر است؛ نباید خود را برای کار زیاد تحت فشار قرار دهم و خسته کنم. به همین دلیل، در حین کار، صداهایی مدام مرا از ادامه کار باز می‌دارند و می‌ترسانند، گاهی به خاطر ترس از شکست و گاهی به خاطر ترس از موفقیت!

_________________________________________

þ بخش پیشین بازخوانی کتاب «معماری و اندیشه نقادانه»:

۴6. عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 5