نقد معماری
عرصههای حضور نقد معماری ـ 8
بازخوانی کتاب «معماری و اندیشه نقادانه» ـ 49
Architectural Criticism
Areas of Architectural Criticism - 8
Book Review: Architecture and Critical Imagination- 49
2. نقد مقتدرانه (نقد کارفرمایان، استادان، ...) ـ 1
گاهی، به جای "اعماق وجود هنرمند"، نفوذ و قدرت وابسته به موقعیتهای اجتماعی خاص، پایه و اساس نقد واقع میشود که این نوع نقد را در اصطلاح، "نقد کارفرمایی" نامیدهاند. معمولا روابط با اشخاصی که در راس امور قرار دارند و تصمیمگیری و قضاوت در امور مهم بر عهده آنهاست، به صورت روابط سلسله مراتبی یا رئیس و مرئوسی تعریف شده است. این نوع روابط در بعضی موارد، پایه و اساس نقد آموزشی و آتلیهای نیز قرار گرفته است:
"در طول بازدید کارها توسط استاد، سکوت عمیقی بر فضای آتلیه حاکم شده بود. او از میزی به میز دیگر میرفت و نظریات و انتقادات خود را در اختیار همه قرار میداد. اگر استاد از میزی بدون ابراز نظر و انتقادی عبور میکرد، این بدان معنا بود که آن کار حتی شایستگی و استحقاق قضاوت و اظهار نظر استاد را نیز نداشته است."
حتی اگر بر این باور باشیم که نقش آموزشی استاد در روند آموزشی معاصر بیش از آن که استبدادی باشد، یاریرسان است، یک استاد (در مشاورههای آموزشی) ـ هر چقدر هم که به تمایلات اشخاص احترام بگذارد ـ با چهرهای نیمهمستبد شناخته شده است. البته این مسئله در مورد همه استادان دانشکدههای معماری صدق نمیکند و نمیتوان با پیشداوری و بدون هیچ توجیهی، همه استادان مدارس معماری را در جایگاه منتقدان استبدادی فرض کرد.
نقد استادان را میتوان به نوعی در زمره نقد کارشناسانه افراد متخصص نیز قرار داد، متخصص با توجه به مطلع و مستبد بودن و با توجه به معیارهای ثابت حرفهای و آموزشی. اصولا یک منتقد طراحی سنتی اهداف سهگانهای برای نقد خود دنبال میکند: آگاه کردن، قضاوت کردن و در نهایت رسوا کردن کسانی که کارشان را به خوبی انجام نمیدهند، تنبل هستند یا دردسرسازند.
متاسفانه ما چیز زیادی در مورد آنچه در نقدهای طراحی اتفاق میافتد، نمیدانیم و ارزیابی پروژهها که ژوژمان نامیده میشود، بدون نشانهها و معیارهای مخصوص هر یک انجام میشود:
"به یاد دارم روزی در چهارمین سال تحصیل در دانشکده معماری، دانشجویی پس از اینکه پروژه وی به صورت جدی توسط یک منتقد مورد استهزا و تمسخر قرار گرفت، غش کرد و بیهوش شد. منتقد متوجه این مسئله نشد تا اینکه بالاخره سکوت وحشتناکی او را مجبور کرد دقایقی بعد برگردد و از این واقعه مطلع شود. شنیدهها حاکی از آن است که گاهی اوقات در شرایط مشابه، دانشجویان دختر دانشگاه آکسفورد به گریه کردن پناه برده و خود را در دستشویی حبس کردهاند. در مدرسه بوزار، بعضی دانشجویان دست به خودکشی زدهاند."
_________________________________________
þ بخش پیشین بازخوانی کتاب «معماری و اندیشه نقادانه»:
۴8. عرصههای حضور نقد معماری ـ 7
| لینک |
