نقد معماری

نقدی بر گفته‌های رضا دانشمیر درباره ایده "پروژه باز"

Architectural Criticism
A Review on Daneshmir's Statements about "Open Project"

آنچه در ادامه می‌خوانید، نقد یک دوست، یکی از همراهان زروان، بر وجوه نظری بخش‌هایی از گفت‌وگوی رضا دانشمیر، معمار پردیس سینمایی پارک ملت، با همشهری است که در آن به طرح ایده‌ای با عنوان "پروژه باز" پرداخته بود:

"مسئله اصلی این است که آیا واقعا وجوه نظری ارائه‌شده در این گفت‌وگو می‌تواند مبنای طرح مشخص بوده باشد یا صرفا اظهارات غیر نظریه‌مند و تبلیغاتی است. از یک طرف، تناقض و خلاف‌گویی نظریه‌ای و تاریخی در این مصاحبه وجود دارد و از طرف دیگر، فاصله زیادی بین وجوه نظری ارائه‌شده در این مصاحبه و آنچه که از تحلیل پروژه ساخته‌شده (پردیس سینمایی پارک ملت) به دست می‌آید، وجود دارد.

این کلیشه دیگر "مد روز" شده است که مطالبی جعلی به "مدرنیسم" نسبت داده شود و پس از رد نسبت‌های خودساخته، به معماری بعد از آن و پست ... اشاره و به طور تلویحی و البته غیرتحلیلی ـ و در واقع ژورنالیستی ـ به ایفای نقش جعلی آوانگارد پرداخته شود. با نمک ـ و الیته پارادوکسیکال ـ آنجاست که این آوانگارد پست‌مدرنیسم جعلی، اصول بیزنس را اولویت داده و بر اساس جو گذشته‌گرای کارفرماپسند، به اشکال "ایوان" و مفاهیم "پروژه باز در معماری سنتی گذشته"! ارجاع می‌دهد.

معماری مدرن، از وجه نظری، در نوشته‌ها و نظریه‌پردازی‌های متفکرین اصلی و از وجه عملی، در آثار معماران حرفه‌ای جریان اصلی آن شناخته می‌شود. هزاران هزار نوشته یا کار ساخته‌شده که بیشتر آنها حتی توسط معمار حرفه‌ای ساخته نشده، ملاک نیست، مثلا شیوه ساختمان‌سازی رایج را ـ که اساسا تحت تاثیر مقررات شهری و نه نه طراحی معماران، به "جعبه" تبدیل می‌شود ـ معیار تعیین خصلت معماری مدرن قرار دادن، چیزی بیش از مغالطه نظری نیست و فقط به کار بیزنس‌من‌ها می‌خورد.

ویژگی معماری مدرن، رد معماری تزئینی که در خدمت شاهان و طبفه اشراف و نهادهای متصل به آنان قرار داشت و رد تفکیک فضا است. ایده اصلی معماری مدرن، اجتماعی‌بودن فضای ساخته‌شده و به طور کلی فضای معماری است، ایده ای که به روشنی، در آثار معماران مولف جریان معماری مدرن منعکس شده و در مطالب نوشتاری نظریه‌پردازان آن اشاره شده است.

در دوره مدرن، معماری از "پیشه"ای محض و فاقد مبانی نظری از درون حوزه (که در نتیجه صرفا بر مهارت عملی متمرکز بود)، به حوزه‌ای نظری ـ اجتماعی، شامل نظریه ـ نقد و مهارت تبدیل شد. بدین‌ترتیب، معماری مدرن مسائل جدیدی را به معماری اضافه نمود و با آن ترکیب کرد. تنوع درونی دیدگاه‌های مدرنیستی معماری، ناشی از همین ضرورت جدید و "تنوع" شیوه ترکیب مسائل توسط معماران مختلف است.

درک از فضا نیز در معماری مدرن متحول شد؛ فضای صرفا بیرون دوره کلاسیک و فضای صرفا درونی دوره پیش از مدرن در دوره مدرن ترکیب شد و درک عمومی جدید فضا معرفی شد. مفاهیم فضای عمومی، دسترسی‌پذیری و بسط فضای باز، بسته و نیمه‌باز، بیان فنی این درک مدرن از فضا در معماری مدرن است و به پست‌مدرن و بیزنس‌من ـ آوانگاردهای جعلی این‌ور و آن‌ور دنیا که معماری باز را به معماری سنتی و کلاسیک ربط می‌دهند، بلکه گرد و خاکی بلند شود و تنوری گرم، ربطی ندارد.

نقدی که بعدها بعضی جریانات معماری نسبت به مفهوم مدرن در معماری مورد توجه قرار دادند، فقدان ارجاعات معنایی و یا نقص ارتباط فرم‌پردازی مدرن و معانی فرهنگی فرم‌ها بود که البته جای بحث دارد.

دسترسی‌پذیری فضا (تداوم فضایی) و توسعه‌پذیری فضا (جواب‌گویی به نیازهای آتی) دو مقوله مجزا است و نباید با هم خلط شود. هر دو مفهوم از معماری مدرن به بعد مطرح شده و قبل از آن، سابقه بحث و نظریه‌پردازی ندارد و هرگز در گذشته، چه در ایران و جه در جای دیگر، مبنای سیستماتیک معماری نبوده است.

به هیچ وجه، نمی‌توان پردیس سینمایی پارک ملت را تمرینی نظریه‌مند از کانسپت "معماری باز" تلقی کرد، چه از جنبه دسترسی‌پذیری و چه از جنبه توسعه‌پذیری. این آدرس غلطی است که در مصاحبه نیز داده شده است.

ما دو دسته فرمالیست داریم: یک دسته بیزنس‌من‌های فورمالیست‌ و دسته دیگر فورمالیست‌های مولف و نظریه‌مند. تحلیل تفاوت این دو بماند برای بعد."



موضوعات: