الگوهای شناخت معماری

 

به طور کلی بر اساس نظریات مختلف درباره ماهیت جهان هستی، ماهیت رابطه انسان با جهان اطراف خود و همچنین نظریات مختلف فلسفی و روان­شناسی درباره فرایند آگاه شدن انسان­ها از محیط اطراف خویش (روان­شناسی ادراک)، الگوهای مختلفی برای شناخت آثار معماری ارائه شده است. در واقع اختلاف اصلی بین الگوهای مختلف شناخت معماری ناشی از وجود اختلاف در ارائه روش­های متفاوت تجربه کردن و تشخیص دادن ماهیت ابنیه معماری است.

 

با توجه به ماهیت ادراک انسان­ها، ماهیت آثار معماری دو ویژگی اصلی دارد: یکی ویژگی مربوط به اجزای فیزیکی و مادی این آثار و دیگری خصوصیات غیرفیزیکی و معنایی آنها. اجزای مادی ابنیه در واقع همان مصالح، سطوح، فضاها و کل بنای مورد نظر است و خصوصیات معنایی بناها شامل معانی ذاتی، استعاری، ابزاری و احساسی می­باشد. با توجه به این دو ویژگی، در مبانی الگوهای مختلف شناخت معماری بر دو فعالیت اصلی ادراک انسانی تأکید شده است. یکی از این فعالیت­ها عمل تجربه کردن خصوصیات فیزیکی محیط انسانی و دیگری عمل تشخیص دادن خصوصیات غیرفیزیکی و معنایی آنهاست. بر این اساس، هر نقدی درباره هر بنای خاص در واقع انتقال افکار و احساسات فردی است که خصوصیات فیزیکی آن بنا را تجربه کرده و ویژگی­های معنایی آن را تشخیص داده است.

 

انسان­ها زمانی از خصوصیات غیرفیزیکی و معنایی مربوط به یک بنا آگاه می­شوند که پیش از هر چیز اجزای فیزیکی و مادی آن را تجربه کرده باشند. اجزای مادی و فیزیکی هر ساخت­وساز معمارانه در واقع بصورت متغیرهایی عمل می­کنند که افراد مختلف بر اساس خصوصیات روانی خود نکات معنایی متفاوتی از آنها برداشت می­کنند. مجموعه این عکس­العمل­ها، برداشت­ها و اندیشه­ها در مورد آثار معماری می­تواند به ارتقای کیفی شناخت معماری کمک کند.