جنبه­های مختلف سکونت در معماری1

 

    برای برقراری پیوندی پرمعنا بین انسان و هستی پیرامون، که در مفهوم کیفی سکونت بدان اشاره شد، باید از مکان خود و از چگونگی قرار گرفتن خود در آن آگاه بود. از این­رو سکونت را می­توان متشکل از دو مؤلفه تعیین­موقعیت (Orientation) و احراز هویت (Identification) دانست. تعیین­موقعیت و احراز هویت، به عنوان جنبه­های دوگانه سکونت، به یاری فضای سازمان­یافته (Organized Space) و فرم ساخته­شده (Built Form) که به اتفاق یکدیگر مکان واقعی را بوجود می­آورند، امکان تحقق پیدا می­کنند.

احراز هویت انسانی به مفهوم عام عبارت است از برقراری پیوندی سرشار از معنا با جهانی متشکل از چیزها. به عبارت دیگر احراز هویت، وصول بر یک جهان از طریق وقوف (Understanding) بر چیزهای موجود در آن است. گرچه جهان بی­مقدمه و به یکباره بر ما ارزانی گشته است، اما برای وقوف بر آن می­باید به تعبیرش پرداخت و با وجود آنکه آدمی خود بخشی از جهان را تشکیل داده و بدان وابسته است، اما برای داشتن احساس سکونت ناچار از آن است که به این وابستگی عینیت بخشیده و آن را قابل­لمس سازد.

احراز هویت هرگز از زندگی روزمره جدا نبوده و در مقابل همواره به اعمال ما بستگی داشته است. به واسطه احراز هویت آدمی بر جهانی و بالتبع بر هویتی چیره می­شود. هویت در اصل عبارت است از درونی­کردن چیزهایی از محیط پیرامون که آدمی بر آنها وقوف یافته است.

در فرایند احراز هویت در یک محیط کل، موضوعات یا چیزهای مشخص و آشنا الزاماً با برخورداری از اهمیتی ویژه مطرح شده و یا به بیانی گشتالتی همچون پیکره­ها بر زمینه ساده و کم ساختارتر می­ایستند. در واقع همین چیزها هستند که به موضوعات پیوسته با احراز هویت انسان تبدیل می­شوند و در همین میان انسان برای توفیق در پیشبرد اعمال خود، بین آنها به تعیین­موقعیت می­پردازد.

 

 



موضوعات: