مقولات معماری2
در بخش نخست این یادداشت با اشاره به سه مقوله اساسی معماری یعنی کارکرد، فرم و ساخت، عنوان شد که برای سنجش معماری مطلوب میتوان از این سه معیار استفاده کرد. بدین ترتیب ساختمان از نظر ظاهری باید زیبا و خوشایند باشد. همچنین بایستی مردم بتوانند در آن به راحتی و بطور کارآمد زندگی یا کار کنند. به علاوه ساختمان باید بهگونهای خوب ساخته شده باشد که بتواند بدون هزینههای نگهداری بالا، برای مدتهای طولانی پابرجا بماند. پس میتوان گفت، برای ایجاد یک ساختمان مطلوب و کارآمد، معمار بایستی میان سه عنصر عمده توازن برقرار کند:
1. عملکرد (Function)
هر ساختمان برای اهداف معینی ساخته میشود. یک ساختمان کارکردی ـ چه یک خانه کوچک و چه یک ساختمان اداری غول پیکر ـ آن اهداف را برآورده میسازد و به نیازهای کاربرانش با استفاده از شیوههای مناسب و راحت پاسخ میدهد. همچنین ساختمان بگونهای طراحی میشود که در آن گرمای کافی، نور، منابع انرژی و در برخی موارد تهویه مطبوع فراهم باشد.
فعالیتهای زیادی در یک ساختمان صورت میپذیرد. این فعالیتها که به عملکرد ساختمان مربوط هستند، نقش مهمی در طراحی معماری ایفا میکنند. به عنوان مثال فعالیتهای متداول در یک خانه شامل خوردن، خوابیدن، حمام کردن و سرگرم شدن است. هر فعالیت از نظر محل انجام آن، اندازه، نور و دسترسی به اتاقهایی که فعالیت در آن صورت میپذیرد، دارای ملزومات مختلفی است، برای مثال اتاق خواب یک اتاق شخصی است و باید از بقیه فضاهای زندگی و نشیمن جدا شود، اما در یک خانه تمام افراد از اتاق غذاخوری استفاده میکنند و بنابراین این فضا بایستی در مرکزیترین محل خانه واقع شود.
2. ظاهر و نما (Appearance)
معمار ظاهر بیرونی ساختمان را نه تنها بر اساس شکل آن، بلکه بوسیله انتخاب مصالح تعیین میکند. سنگ، آجر و چوب با رنگهای طبیعیشان ـ به تنهایی یا در ترکیب با هم ـ همواره از مصالح متداول در نماسازی بودهاند. در طول سده 1900 شیشه رنگی نیز نقش مهمی در طراحی نمای بیرونی ساختمان ایفا کرده است.
بسیاری از معماران در طرحهایشان توجه ویژهای به بافت نشان میدهند. برخی چوب یا سنگ دارای بافت خشن را انتخاب میکنند و برخی دیگر شیشه و فلز به شدت جلا داده شده و براق را ترجیح میدهند. در طراحی نما، معماران با استفاده از تنظیم ماهرانه مصالح (مثلاً با استفاده از شیشه و بتن، ترکیبات مختلف آجرکاری یا انواع متضاد سنگ)، الگوهای نمایشی و خوشایندی خلق کردهاند.
در نمای یک ساختمان علاوه بر مصالح، تناسبات نیز یک مقوله اساسی و حیاتی است. تمام قسمتهای ساختمان بایستی با یکدیگر متناسب باشند. به علاوه ساختمان از نظر اندازه و شکل باید با سایت و محیط اطراف ترکیب شود، مثلاً یک ساختمان بلند ساخته شده از شیشه و فلز برای منطقه مرکزی یک شهر بزرگ مناسب است، اما در همسایگی واحدهای مسکونی تک خانواری بیجا و بیمورد است.
3. پایایی و ماندگاری (Durability)
بیشتر ساختمانها با این هدف ساخته میشوند که مدتهای طولانی پابرجا بمانند. ساختمان برای اینکه سالیان زیادی بدون هزینه نگهداری بالا، پابرجا بماند، باید فونداسیون قوی داشته باشد. به علاوه نما بایستی بتواند در مقابل فرسودگی ناشی از هوا مقاومت کند و همچنین در داخل بنا از مصالح با کیفیت بالا استفاده شود.
| لینک |
