معماری و پدیده­شناسی ـ 6

 

با اینکه پدیده­شناسی باب تازه­ای را در قرن بیستم برای چگونه مواجه­شدن با مقوله‌های زندگی و راه و رسم جدیدی را برای کاوش در زمینه تمامی رویدادهایی که به حیات معطوف می­شوند، به جهانیان ارائه نمود، اما به دلیل پردامنه بودن نوشتارهای هوسرل و انتشار بخش کمی از آنها تا به امروز و نیز به دلیل رفتار ناهنجار برخی از شاگردان او همچون هایدگر که او را تاریخی و واگذاشته برشمرده­اند و همچنین به دلیل نو بودن و پرشاخ و برگ بودن، ظاهراً جایگاهی را که شایسته­اش بوده، به دست نیاورده است. با این وجود اگر بخواهیم به معماری به عنوان یک آفرینش بنگریم و نه به مثابه مقوله­ای صرفاً نظری، تمامی آنچه تحت عنوان پدیده­شناسی در نیمه نخست قرن بیستم زاده شد و در طول دو دهه پایانی آن شکل کامل خود را به معرض نمایش گذاشت، حاوی نکات و نتایج ارزشمندی برای معماری است، دانشی که نه می­خواهد به تأخرهای اندیشه­ای خود ادامه دهد و نه می­تواند از راه یافتن مفهوم­هایی نو ـ که در هرحال زادگاه فلسفی نو دارند و برخاسته از نهضت­ها و تلاش­هایی نوپرداز بیرون از معماری می­باشند ـ جلوگیری کند.

 

پدیده­شناسان که از آغاز کارشان به همت هوسرل تا رونق گرفتن و شکوفایی عظیم‌شان در نیمه اول قرن بیستم، پدیده­ای در طول تاریخ نظریه­سازی و فلسفه بشریت به شمار می­آیند، به تدریج به محافل معماران راه یافتند و معماران برخوردار از اندیشه‌هایی بیدارتر، برخی از نظریه­ها و شیوه­های پژوهش و سنجش عنوان­شده از سوی پدیده­شناسان را که در یادداشت­های پیشین به برخی از آنها اشاره گردید، به فضای فکری خود آوردند، یافته­هایی که برانگیزاننده بودند و طالب بینش­هایی نو، هم شیفتگی می­آفریدند و هم ابهام به وجود می­آوردند. بدین­ترتیب فضای فکری رایج در مدارس معماری دگرگون گردید و بسیاری از معیارهای ارزشی و زمینه­های سنجشی مرسوم زیر سؤال رفت و در مجموع دگرگونی­هایی اساسی در معماری ایجاد گردید.

 

در پایان این سلسله یادداشت­ها، نکته­ای را بایستی در خصوص ترجمه فارسی فنومنولوژی خاطرنشان نمود و آن اینکه فنومنولوژی در برخی منابع ارزشمند به پدیدارشناسی ترجمه شده است، اما دکتر فلامکی که در تنظیم این یادداشت­ها از نوشته­های ایشان بهره برده شده است، در خصوص ترجمه Phenomenon بر این عقیده‌اند که آنچه برای پدیدار به تصور می­آوریم، حکایت از ظهوری لحظه­ای یا آنی از رویدادی دارد که به ما رخ نموده است و پدیدارشدن به تمامی آنچه که پیش از آن وجود داشته و از آن به بعد نیز خواهد بود، توجهی (و یا توجه خاصی) ندارد، حال آن­که پدیده معمولاً سیر شکل­گیری و جلوه­گری­ای را که آغاز و دوران گسترش یافتن شکلی و محتوایی و نیز پایانی دارد، به میان می­آورد. بر این اساس، ایشان با ترجمه  Phenomenonبه پدیده، Phenomenology را به پدیده­شناسی ترجمه کرده­اند که در این یادداشت­ها به نظر ایشان استناد شده است.