زروان: پژوهشگاه هنر و معماری

  • :: صفحه اصلی
  • :: فهرست یادداشت‌ها
  • :: پست الکترونیک
  • :: فید وبلاگ

نویسنده وبلاگ


  • کمال یوسف‌پور
    معمار و مدرس دانشگاه


  • یادداشت‌های اخیر

    • :: معماران فیلم‌های سینمایی ـ 4
    • :: تحولات و گرایش‌های معماری معاصر جهان از 1988 تا 2007 ـ 2
    • :: پروژه‌های دانشجویی معماری ـ 42
    • :: عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 13
    • :: گزیده‌ای از دیدگاه‌های خوانندگان ـ 29
    • :: کتابخانه و نمایشگاه تازه‌های کتاب اهواز / عادل اسدی و سالار صائمی
    • :: معماران فیلم‌های سینمایی ـ 3
    • :: تحولات و گرایش‌های معماری معاصر جهان از 1988 تا 2007 ـ 1
    • :: پروژه‌های دانشجویی معماری ـ 41
    • :: عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 12
    • :: گزیده‌ای از دیدگاه‌های خوانندگان ـ 28
    • :: نوروز 1391
    • :: معماران فیلم‌های سینمایی ـ 2
    • :: معماری در آیینه کاریکاتور ـ 5
    • :: پروژه‌های دانشجویی معماری ـ 40
    • :: عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 11
    • :: گزارش تصویری پایان یک کلاس و یک دوره تحصیلی
    • :: معماری زمینه‌گرا؛ چرا و چگونه؟ ـ 10
    • :: معماران فیلم‌های سینمایی ـ 1
    • :: توصیه‌های بزرگان معماری به معماران جوان ـ 2
    • :: پروژه‌های دانشجویی معماری ـ 39
    • :: عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 10
    • :: گزیده‌ای از دیدگاه‌های خوانندگان ـ 27
    • :: معماری زمینه‌گرا؛ چرا و چگونه؟ ـ 9
    • :: هفت آتریوم زیبای جهان
    • :: واژگان متن‌های معماری ـ 11
    • :: پروژه‌های دانشجویی معماری ـ 38
    • :: عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 9
    • :: گزیده‌ای از دیدگاه‌های خوانندگان ـ 26
    • :: معماری زمینه‌گرا؛ چرا و چگونه؟ ـ 8

    آرشیو زروان

    • :: اردیبهشت ٩۱
    • :: فروردین ٩۱
    • :: اسفند ٩٠
    • :: بهمن ٩٠
    • :: دی ٩٠
    • :: آذر ٩٠
    • :: آبان ٩٠
    • :: مهر ٩٠
    • :: شهریور ٩٠
    • :: امرداد ٩٠
    • :: تیر ٩٠
    • :: خرداد ٩٠
    • :: اردیبهشت ٩٠
    • :: فروردین ٩٠
    • :: اسفند ۸٩
    • :: بهمن ۸٩
    • :: دی ۸٩
    • :: آذر ۸٩
    • :: آبان ۸٩
    • :: مهر ۸٩
    • :: شهریور ۸٩
    • :: امرداد ۸٩
    • :: تیر ۸٩
    • :: خرداد ۸٩
    • :: اردیبهشت ۸٩
    • :: فروردین ۸٩
    • :: اسفند ۸۸
    • :: بهمن ۸۸
    • :: دی ۸۸
    • :: آذر ۸۸
    • :: آبان ۸۸
    • :: مهر ۸۸
    • :: شهریور ۸۸
    • :: امرداد ۸۸
    • :: تیر ۸۸
    • :: خرداد ۸۸
    • :: اردیبهشت ۸۸
    • :: فروردین ۸۸
    • :: اسفند ۸٧
    • :: بهمن ۸٧
    • :: دی ۸٧
    • :: آذر ۸٧
    • :: آبان ۸٧
    • :: مهر ۸٧
    • :: شهریور ۸٧
    • :: امرداد ۸٧
    • :: تیر ۸٧
    • :: خرداد ۸٧
    • :: اردیبهشت ۸٧
    • :: فروردین ۸٧
    • :: اسفند ۸٦
    • :: بهمن ۸٦
    • :: دی ۸٦
    • :: آذر ۸٦
    • :: آبان ۸٦
    • :: مهر ۸٦
    • :: شهریور ۸٦
    • :: امرداد ۸٦
    • :: تیر ۸٦
    • :: خرداد ۸٦
    • :: اردیبهشت ۸٦
    • :: فروردین ۸٦
    • :: اسفند ۸٥
    • :: بهمن ۸٥
    • :: دی ۸٥
    • :: آذر ۸٥
    • :: آبان ۸٥
    • :: مهر ۸٥
    • :: شهریور ۸٥
    • :: امرداد ۸٥
    • :: تیر ۸٥
    • :: خرداد ۸٥
    • :: اردیبهشت ۸٥
    • :: فروردین ۸٥
    • :: اسفند ۸٤
    • :: بهمن ۸٤
    • :: دی ۸٤
    • :: آذر ۸٤
    • :: آبان ۸٤
    • :: مهر ۸٤
    • :: شهریور ۸٤
    • :: امرداد ۸٤
    • :: تیر ۸٤
    • :: خرداد ۸٤
    • :: اردیبهشت ۸٤
    • :: فروردین ۸٤
    • :: اسفند ۸۳
    • :: بهمن ۸۳
    • :: دی ۸۳
    • :: آذر ۸۳
    • :: آبان ۸۳
    • :: مهر ۸۳
    • :: شهریور ۸۳
    • :: امرداد ۸۳
    • :: تیر ۸۳
    • :: خرداد ۸۳
    • :: اردیبهشت ۸۳
    • :: فروردین ۸۳
    • :: اسفند ۸٢
    • :: بهمن ۸٢
    • :: دی ۸٢
    • :: آذر ۸٢
    • :: آبان ۸٢
    • :: مهر ۸٢

    آرشیو موضوعی زروان

    • :: آثار برگزیده طراحی داخلی جهان (٢)
    • :: آرمین دانشگر (۱)
    • :: آموزش معماری (۳٧)
    • :: اکسپو 2010 شانگهای (۳)
    • :: بازخوانی کتاب معماری و اندیشه نقادانه (٢۸)
    • :: برترین‌های معماری (۱)
    • :: برداشت آزاد (۳)
    • :: پایان‌نامه‌های معماری (۱)
    • :: پروژه‌های دانشجویی معماری (۳٤)
    • :: تعریف معماری (۱)
    • :: جایزه معماری آقاخان (۱)
    • :: جایزه معماری پریتزکر (۱)
    • :: جوایز معماری (٢)
    • :: خانه‌های معاصر جهان (۳)
    • :: خواندنی‎های معماری (۱)
    • :: دانستنی‎های معماری جهان (٢)
    • :: دانستنی‎های معماری دوره اسلامی ایران (۱)
    • :: دانستنی‎های معماری معاصر ایران (۱)
    • :: دانشگاه آزاد اسلامی هریس (٢٢)
    • :: درس‌هایی از بزرگان معماری (۳)
    • :: درس آشنایی با طراحی معماری (٤)
    • :: درس طراحی معماری 2 (٧)
    • :: درس طراحی معماری 4 (٢)
    • :: درس طراحی معماری 5 (۳)
    • :: درس طرح معماری 1 (٢)
    • :: درس مقدمات طراحی معماری 2 (۱٦)
    • :: رویدادهای معماری (۳)
    • :: زبان تخصصی معماری (٢)
    • :: طراحی داخلی (٢)
    • :: طراحی معماری (٦)
    • :: عملکرد در معماری (٤)
    • :: گزیده‌ای از دیدگاه‌های خوانندگان (٢۱)
    • :: گفت‌وگوهای معماری (۱٧)
    • :: مبانی نظری معماری (٦٠)
    • :: مسابقات معماری (٢)
    • :: معرفی پروژه (۸)
    • :: معرفی کتاب (۱)
    • :: معماران ایرانی (۳)
    • :: معماران جهان (۳)
    • :: معماران جوان (۱)
    • :: معماری ایران (٢)
    • :: معماری ایستگاه مترو (۱)
    • :: معماری پارکینگ (۱)
    • :: معماری پل (۱)
    • :: معماری تئاتر (۱)
    • :: معماری خانه (۳)
    • :: معماری در آیینه کاریکاتور (٥)
    • :: معماری دفتر کار (۱)
    • :: معماری رستوران (۱)
    • :: معماری زمینه‌گرا (۱٠)
    • :: معماری سفارت‌خانه (۱)
    • :: معماری شهری (۱)
    • :: معماری فرودگاه (۱)
    • :: معماری مجتمع مسکونی (۱)
    • :: معماری معاصر ایران (۱)
    • :: معماری معاصر جهان (۳)
    • :: معماری معاصر هلند (٢)
    • :: معماری موزه (٢)
    • :: معماری نمایشگاهی (۳)
    • :: معماری هزاره سوم (۱)
    • :: معماری و سینما (٤)
    • :: معماری و طبیعت (۱)
    • :: معماری کتابخانه (۱)
    • :: موسسه آموزش عالی سراج (۱۳)
    • :: میدان‌ها و پلازاهای شهری (۱)
    • :: نقد معماری (۳٠)
    • :: واژگان متن‌های معماری (٤)
    • :: کامران افشارنادری (۱)
    • :: کانسپت در معماری (۱)
    • :: یادداشت ماه (۱)

    وبلاگ‌ها و سایت‌های معماری

    • :: + زروان: اخبار، رویدادها و حاشیه‌های معماری
    • :: دید هفتم: جستارهایی در معماری و هنرهای نمایشی
    • :: فضای رویداد: جستارهایی در هنر و معماری

    آمار بازدیدکنندگان



یکشنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳٩۱

نقد معماری

عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 13

بازخوانی کتاب معماری و اندیشه نقادانه ـ 54

Architectural Criticism
Areas of Architectural Criticism - 13
Book Review: Architecture and Critical Imagination - 54

3. نقد کارشناسانه (نقد توسط افراد متخصص و آگاه) ـ 1

منتقد متخصص از جایگاه مقتدرانه معینی ـ نظیر یک معلم یا کارفرما ـ به نقد نمی‌پردازد، بلکه نقد خود را با اتکا بر دانش و اطلاعات تخصصی و حساسیت حرفه‌ای خود انجام می‌دهد. او تسلطی بر صاحب اثر ندارد و امر و نهی نمی‌کند، اما از استعداد خاصی برای متمایل کردن افکار به سمت نظریات و عقیده‌های خاص برخوردار است.

منتقدانی که در مطبوعات عمومی به نگارش می‌پردازند، نمونه‌های آشکاری از نقد کارشناسانه را ارائه می‌دهند. چنین منتقدانی به این دلیل متخصص محسوب می‌شوند که اغلب از استعدادهای ویژه ژورنالیستی برخوردارند و احتمالا به همین دلیل، مهارت انتشار اخبار و مباحث به گونه‌ای جالب و قابل توجه برای عموم و تحمیل حقایق به آنان را نیز دارند. این منتقدان متخصص، توانایی خود در فهم و ادراک موضوعات مرتبط با طراحی محیطی را نیز از طریق برخی دیگر از تجارب و سوابق بر جامانده نشان داده‌اند.

نقد مطبوعاتی به دو صورت انجام می‌پذیرد:
1. نقدهای معمول ستون‌های ثابت مجلات و روزنامه‌ها که همیشه توسط منتقد معینی نوشته می‌شود.
2. نقدهایی که با همان حکایت معروف شایعه‌سازی خبری سر و کار دارند.
نوع دوم نقدهای مطبوعاتی ـ شاید به این دلیل که بیش از آنکه ماهیت نظریه‌ای داشته باشد، ماهیت خبری دارد ـ تمایل زیادی به بحث و جدل ندارد و لزوما به حفظ ماهیت تبلیغاتی خود پایبند است، از این‌رو، نقدهای خبرساز در مورد ساختمان‌ها و املاک، مرز میان اخبار و تبلیغات را از بین برده است.

از آنجا که بیشتر ستون‌های خبری مربوط به ساختمان‌ها، نه نشان‌دهنده و نه حتی منعکس‌کننده بحران موجود در مناطق شهری است، هفته به هفته با بی‌توجهی و شکست بیشتری مواجه می‌شوند. به طور مثال، بر اساس الگوی خبری مربوط به املاک و ساختمان‌ها در مطبوعات، وقتی قرار است یک ساختمان اداری بزرگ و چندطبقه به جای یک بلوک ساختمانی قدیمی احداث شود، طرح معمار به همراه فضای سبز اطراف آن، دو یا سه ستون از مجله را به خود اختصاص می‌دهد و نوشته‌های این تصاویر نیز حداکثر به ذکر اخباری در زمینه قیمت تمام‌شده بنا، سرمایه‌گذار، طراح و امکانات رفاهی در نظر گرفته شده برای استفاده‌کنندگان جدید می‌پردازد. اما من می‌خواهم به عنوان یک مخاطب بدانم قبل از اینکه بولدوزرها برای تخریب آن بلوک ساختمانی بیایند، در آن بلوک چه ساختمان‌هایی قرار داشته است؟ اگر آنجا خانه‌های مسکونی مردم بوده، چند نفر آواره شده‌اند و چه تمهیداتی برای آنها در نظر گرفته شده است؟ ساختمان جدید چگونه با ساختمان‌های اطراف ارتباط برقرار خواهد کرد؟ آیا برای شهر مشکلات ترافیکی جدید یا کمبود فضای پارکینگ به ارمغان خواهد آورد؟ آیا مدرسه‌ای در نزدیکی این خانه‌ها قرار دارد؟


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات: نقد معماری :: بازخوانی کتاب معماری و اندیشه نقادانه


پنجشنبه ۱٠ فروردین ۱۳٩۱

نقد معماری

عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 12

بازخوانی کتاب معماری و اندیشه نقادانه ـ 53

Architectural Criticism
Areas of Architectural Criticism - 12
Book Review: Architecture and Critical Imagination - 53

2. نقد مقتدرانه (نقد کارفرمایان، استادان و ...) ـ 5

روند کار یک معلم ـ منتقدِ نوعی، در یک جلسه ارزیابی، ترکیبی است از:
1. توصیف، که دانشجوی طراح می‌تواند به وسیله آن طرح پروژه خود را از دید شخص دیگری ببیند،
2. قضاوت، البته با این آرزو که قضاوت در قالب اصول مستدل و قابل بحث ارائه شود،
3. تفسیر، مرحله‌ای که می‌توان در آن به بحث در مورد مفهوم اصلی بنا پرداخت.

نایل شدن دانشجویان به چنین بینش و بصیرتی در مورد ماهیت جلسات ارزیابی، تا حد زیادی دلهره و در نتیجه حالت تدافعی آنها را در این جلسات کاهش می‌دهد. از آنجا که منتقدان در چنین جلساتی، در جایگاه نیمه‌مستبدانه و نیمه‌مقتدرانه‌ای قرار دارند، آگاهی دانشجویان از میزان و حدود این قدرت به آنها کمک می‌کند تا از این پس، به اظهارنظرهای معلم منتقد، فقط در حد همان اظهارنظرهای ساده، و نه در حد یک حکم و قضاوت نهایی، بنگرند.

زمانی که دانشجویان متوجه واقعیت نقد بشوند، به جای اینکه فقط دریافت‌کننده اظهارنظرهای معلم باشند، به سادگی می‌توانند نقد مطلوب خود را از وی مطالبه کنند. در چنین شرایطی، دانش‌آموز می‌تواند از معلم خود انتظار داشته باشد که نقد کار وی در قالب تحلیل واضح و روشنی از نکات مثبت یا منفی طرح، و نه فقط به صورت بیانات کنایه‌دار و دوپهلوی احساسی، برای تایید یا تکذیب نظریات شخصی، ارائه شود. اگر طرحی به نظر دانشجوی طراح آن بسیار خلاقانه و ابتکاری است، اما در نظر معلم منتقد چنین جلوه نمی‌کند، لازم است این نظر و عقیده مخالف، به وضوح و از روی دانش و منطق برای دانشجو توجیه شود. از طرفی دیگر، اگر نوآوری‌های دانشجو، آشکارا، نامناسب و غیر قابل اجراست، معلم باید برای فرونشاندن شور ایجاد چنین بدعت‌هایی، با ارائه مباحثی متقاعدکننده و ماهرانه، به توجیه او بپردازد.

بایستی توجه داشت که استفاده مداوم از شیوه سنتی و مقتدرانه پدر و فرزندی در نقد بی‌نتیجه بوده و حتی گاه نتیجه معکوس در بر خواهد داشت. تا زمانی که نقد مقتدرانه در مجبور کردن دانشجویان به پیشبرد کارها موثر باشد، این تداوم در وابستگی و اتکا به قدرتی دیگر، زمان رشد فردی دانشجویان و به استقلال رسیدن آنها در تصمیم‌گیری‌ها و برقراری روابط صحیح و موثر با دیگر منتقدان را به تاخیر خواهد انداخت.


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات: نقد معماری :: بازخوانی کتاب معماری و اندیشه نقادانه


چهارشنبه ۱٠ اسفند ۱۳٩٠

نقد معماری

عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 11

بازخوانی کتاب معماری و اندیشه نقادانه ـ 52

Architectural Criticism
Areas of Architectural Criticism - 11
Book Review: Architecture and Critical Imagination - 52

2. نقد مقتدرانه (نقد کارفرمایان، استادان و ...) ـ 4

یک دهه بعد از مطالعه سامی حاسید درباره روند قضاوت‌های مدارس معماری، در دانشگاه ویسکانسین در میلواکی، رویه متفاوتی برای بررسی نحوه ارزیابی پروژه‌های دانشجویی انجام گرفت، بدین‌ترتیب که به دانشجویان خلاصه‌ای از بخش‌های دوم تا چهارم مطالعه حاسید داده شد تا بر اساس آن طبقه‌بندی، نقدها و قضاوت‌های انجام‌شده توسط استادان در مورد طرح‌های دیگر دانشجویان را مورد تحلیل و ارزیابی قرار دهند. به نمونه‌ای از تحلیل‌های آنها توجه کنید:

"نقد آقای x، با توصیفات مشروحی در مورد ویژگی‌های کالبدی و ظاهری ساختمان و همچنین ساختار و جهت‌گیری آن آغاز می‌شود. با اینکه، آقای x طرح را از نگاه خود می‌دید، اما به هر حال، برای دانشجوی صاحب طرح توصیف جدیدی از طرحش بود و من فکر می‌کنم که او توانست دیدگاه‌ها و ایده‌های جدیدی نسبت به طرحش پیدا کند.

آقای x در توصیفات خود یک قدم فراتر رفت و به ذکر جنبه‌های پویای پروژه و اینکه مردم چگونه از این طرح استفاده لذت‌بخش خواهند کرد، پرداخت. در اینجا، این نوع نگاه برای دانشجو، توصیفی تازه از طرحش بود که به عقیده من، منظر تازه‌ای برای وی نسبت به طرحش پدید آورد.

آقای x پس از ارائه توصیفی نقادانه که به ضرورت باید انجام می‌شد، به بیان اشکالات و مشخص‌کردن اجزایی پرداخت که احساس می‌کرد می‌بایست تصحیح شوند. لازمه رسیدن به چنین تشخیصی، قضاوت بود و او با تمسک به انواع روش‌های نقد معیاری، به بیان قضاوت‌های شخصی خویش می‌پرداخت.

وی با استناد به اصول کلی و عمومی، قدم در راه بیان قضاوت درونی خود و در نهایت، تبدیل آن به کلام می‌گذاشت. توجه او بیشتر به اصولی بود که احساس می‌کرد در طرح دانشجو مورد بی‌توجهی قرار گرفته‌اند. به عنوان مثال، اینکه وظیفه معمار فقط پاسخگویی به عملکردهای خام نیست، بلکه وظیفه مهم او تبدیل شرایط و محدودیت‌ها به امکانات، بدون تحمیل هر گونه هزینه اضافی به پروژه، است. آقای x در اصل، با یادآوری این مسئولیت، به نوعی دکترین (نظریه) بیرونی تمسک جسته بود.

آقای x در مرحله بعد، برای استفاده از سه روش دیگر نقد معیاری در قضاوت‌های خود، وجوه خاصی از اثر را مورد توجه قرار داد. به عنوان مثال، برای استفاده از نقد معیاری گونه‌ای، به قیاس شکلی سقف طرح دانشجو با اشکال سقفی مشابه آن، نظیر کمپ‌ها، مرغدانی‌ها یا خوابگاه‌ها پرداخت. سپس به بحث در مورد عملکرد اتاق‌های زیر شیروانی و بررسی کمی ابعاد و اندازه‌ها و کاربرد و نقش چنین فضاهایی در رابطه با نیازهای انسانی روی آورد. او در مرحله بعد، توجه مخاطب را به تناقض‌های موجود در بنا، نظیر ناهماهنگی پنجره‌های دیواری با نورگیرهای سقفی جلب کرده و در این راستا، از نوع فرمالیستی روش نقد معیاری منظومه‌ای باری گرفت.

روش‌های مختلف نقد معیاری که آقای x در مراحل مختلف قضاوت از آن استفاده کرد، برای او مجموعه‌ای جامع و فراگیر از معیارها و قوانین فراهم آورد.،مجموعه‌ای که در هر شرایطی، دست‌کم یکی از اعضای آن (یکی از این قوانین و معیارها) قادر خواهد بود برای بیان هر گونه نقصانی که او در طرح تشخیص دهد، به یاریش شتافته و به عنوان واسطه‌ای برای بیان قضاوت و احساسات او به کار رود.

به طور خلاصه، می‌توان گفت آقای x با یهره‌مندی از این روش‌ها و صنایع در زمینه نقد، کاملا پرمایه و مبتکر است. او دامنه لغات بسیار وسیعی از روش‌های نقد در اختیار دارد که می‌تواند در موقعیت‌های خاص، با تدبیر و مهارت، با حالتی ملایم و باوقار از آن استفاده کرده و مخاطب خود را متقاعد کند که او منتقدی است متعهد و ملزم به چنین اصلی که «نقد باید یاری‌رسان باشد، نه تهدیدکننده»."

اگرچه این تمرین به گونه‌ای تنظیم نشده بود که بتوان از طریق آن میزان موفقیت یا عدم موفقیت هر نقد آتلیه‌ای (هر کرکسیون) را اندازه‌گیری کرد، اما انتظار می‌رفت که دانش‌آموزان با مشاهده دقیق و تحلیل متفکرانه این مباحث، به فهم بهتری از ماهیت این روند نقادانه و نیز ماهیت عملکرد منتقد نایل شوند.


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات: نقد معماری :: بازخوانی کتاب معماری و اندیشه نقادانه


دوشنبه ۱٠ بهمن ۱۳٩٠

نقد معماری

عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 10

بازخوانی کتاب معماری و اندیشه نقادانه ـ 51

Architectural Criticism
Areas of Architectural Criticism - 10
Book Review: Architecture and Critical Imagination - 51

2. نقد مقتدرانه (نقد کارفرمایان، استادان و ...) ـ 3

سامی حاسید (Sami Hassid)، در تلاش برای پی‌بردن به آنچه واقعا در روند قضاوت‌های مدارس معماری اتفاق می‌افتد، مطالعه‌ای را سازماندهی کرد که به سوالاتی از این قبیل، در مورد داوری‌های دانشگاه کالیفرنیا (برکلی)، پاسخ دهد:

ـ منتقدان به هنگام ارزیابی یک طرح معمارانه، واقعا در مورد چه مسائلی صحبت می‌کنند؟
ـ نظریات کلی آنها چگونه به حوزه‌ای از ویژگی‌های مورد علاقه‌شان تعمیم می‌یابد؟
ـ آیا می‌توان عوامل مورد علاقه آنها را در سیاهه‌ای که بر اساس میزان اهمیت هر مورد، از زیاد به کم، مرتب شده است، جمع‌آوری کرد؟

بر این اساس، نظریاتی که توسط منتقدان در جلسات داوری، در همه سطوح، در طول یک ترم، ارائه شده بود، به طور دقیق و کامل، توسط گزارش‌گران مورد اطمینان ثبت شد و گزارش‌های آنها مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت. حاسید بعد از تکمیل این مطالعه و بررسی، نتایج خود را به این ترتیب بیان کرد:

1. ترتیب عوامل مهم ذکرشده در سیاهه، به طرز چشم‌گیری، برای پروژه‌های مختلف و سطوح مختلف طراحی، متفاوت به نظر می‌رسد. این مسئله ثابت می‌کند که کفایت این سیاهه، به عنوان فهرست قابل اطمینانی برای بررسی هر نوع پروژه‌ای، اندکی زیر سوال می‌رود و این سیاهه فقط برای بعضی موارد قابل استفاده است، مثلا در این مورد، فقط برای ارزیابی‌های معماران از پروژه‌های دانشجویی.
2. چهار زمینه بین همه منتقدان، صرف نظر از ماهیت پروژه و شخصیت خود منتقد، از محبوبیت بیشتری برخوردار بود: توجه به اصل وحدت و پیوستگی، در عین تنوع و گوناگونی یا وحدت در عین کثرت، توجه به سایت، ارائه گرافیکی و روابط پلان.
3. همبستگی خاصی بین ویژگی‌های مورد انتظار از یک پروژه مد نظر بود. همچنین تاکید خاصی نیز بر تعمیم ویژگی‌ها ـ البته به غیر از چند استثنای موجه ـ در همه قسمت‌های یک پروژه وجود داشت، به این معنی که پروژه‌ها باید دارای ویژگی‌ها و ارزش‌های مرتبط و سلسله مراتبی نیز باشند.
4. موارد اختلاف زیادی نیز بین اعضای هیئت داوری به وجود می‌آمد. این مسئله نشان می‌دهد که خصیصه‌ها و ویژگی‌های فردی هر کس می‌تواند به میزان زیادی در جهت‌دهی به قضاوت‌های نقادانه وی تاثیرگذار باشد.


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات: نقد معماری :: بازخوانی کتاب معماری و اندیشه نقادانه


شنبه ۱٠ دی ۱۳٩٠

نقد معماری

عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 9

بازخوانی کتاب «معماری و اندیشه نقادانه» ـ 50

Architectural Criticism
Areas of Architectural Criticism - 9
Book Review: Architecture and Critical Imagination - 50

2. نقد مقتدرانه (نقد کارفرمایان، استادان و ...) ـ 2

داوری در مدارس معماری (ژوژمان)، معمولا به همراه خود، آگاهی دادن و اطلاع‌رسانی به اطرافیان (حداقل یک یا دو نفر) را نیز در بر دارد و بنابراین در یک جو مهندسی دلهره‌آور با حضور افراد ثالث، داوری دیگر فقط یک قضاوت ساده (بین صاحب اثر و منتقد اثر) نیست، بلکه پدیده‌های متعددی را در بر می‌گیرد.

یک داوری، در حقیقت، یک ابزار آموزشی، جلسه‌ای برای متتقدان (دعوت‌شده)، عاملی برای بررسی توانایی‌های دانشجو و استاد، و جلسه‌ای برای نمود قدرت سیاسی بخش مربوط است. این کارکرد آخر چنین جلساتی (کارکرد سیاسی) مهم‌ترین نقش این‌گونه جلسات است. کمتر مسئله‌ای در مدارس معماری اتفاق می‌افتد که به جلسات ژوژمان (داوری) کشیده نشود. به دلیل همین ویژگی‌ها، موضوعات و بحث‌های این جلسات به منبع خوبی برای انواع شایعات، اراجیف، اساطیر یا حتی سرگرمی‌ها تبدیل می‌شوند.

جان وید (John Wade) بر پایه تجربیات فراوانی که خود، هم به عنوان دانشجو و هم به عنوان عضو هیات داوری، داشته، برخی مشکلات نقد از طریق جلسات داوری را بدین‌شکل دسته‌بندی کرده است:

1. اصول نقد ژوژمانی، تحولاتی در اصول نقد ایجاد می‌کند، چرا که داوری هم ابزار قضاوت است، هم ابزار آموزش.
2. انعطاف‌پذیری خاصی در ارزش‌های نقادانه به کار رفته وجود دارد. منتقدان نسبت به پروژه، واکنش‌هایی بر اساس اصول گشتالت نشان می‌دهند.
3. قضاوت‌ها، به خاطر طبیعت اختیاری و دلخواه پروژه‌های دانشکده‌ای و همچنین آزادی دانشجو به لحاظ زمان مقرر برای انجام هر پروژه، اندکی با ابهام مواجه می‌شوند.
4. بیان صریحی از ارزش‌های مورد قضاوت وجود ندارد.


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات: نقد معماری :: بازخوانی کتاب معماری و اندیشه نقادانه


پنجشنبه ۱٠ آذر ۱۳٩٠

نقد معماری

عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 8

بازخوانی کتاب «معماری و اندیشه نقادانه» ـ 49

Architectural Criticism
Areas of Architectural Criticism - 8
Book Review: Architecture and Critical Imagination- 49

2. نقد مقتدرانه (نقد کارفرمایان، استادان، ...) ـ 1

گاهی، به جای "اعماق وجود هنرمند"، نفوذ و قدرت وابسته به موقعیت‌های اجتماعی خاص، پایه و اساس نقد واقع می‌شود که این نوع نقد را در اصطلاح، "نقد کارفرمایی" نامیده‌اند. معمولا روابط با اشخاصی که در راس امور قرار دارند و تصمیم‌گیری و قضاوت در امور مهم بر عهده آنهاست، به صورت روابط سلسله مراتبی یا رئیس و مرئوسی تعریف شده است. این نوع روابط در بعضی موارد، پایه و اساس نقد آموزشی و آتلیه‌ای نیز قرار گرفته است:

"در طول بازدید کارها توسط استاد، سکوت عمیقی بر فضای آتلیه حاکم شده بود. او از میزی به میز دیگر می‌رفت و نظریات و انتقادات خود را در اختیار همه قرار می‌داد. اگر استاد از میزی بدون ابراز نظر و انتقادی عبور می‌کرد، این بدان معنا بود که آن کار حتی شایستگی و استحقاق قضاوت و اظهار نظر استاد را نیز نداشته است."

حتی اگر بر این باور باشیم که نقش آموزشی استاد در روند آموزشی معاصر بیش از آن که استبدادی باشد، یاری‌رسان است، یک استاد (در مشاوره‌های آموزشی) ـ هر چقدر هم که به تمایلات اشخاص احترام بگذارد ـ با چهره‌ای نیمه‌مستبد شناخته شده است. البته این مسئله در مورد همه استادان دانشکده‌های معماری صدق نمی‌کند و نمی‌توان با پیش‌داوری و بدون هیچ توجیهی، همه استادان مدارس معماری را در جایگاه منتقدان استبدادی فرض کرد.

نقد استادان را می‌توان به نوعی در زمره نقد کارشناسانه افراد متخصص نیز قرار داد، متخصص با توجه به مطلع و مستبد بودن و با توجه به معیارهای ثابت حرفه‌ای و آموزشی. اصولا یک منتقد طراحی سنتی اهداف سه‌گانه‌ای برای نقد خود دنبال می‌کند: آگاه کردن، قضاوت کردن و در نهایت رسوا کردن کسانی که کارشان را به خوبی انجام نمی‌دهند، تنبل هستند یا دردسرسازند.

متاسفانه ما چیز زیادی در مورد آنچه در نقدهای طراحی اتفاق می‌افتد، نمی‌دانیم و ارزیابی پروژه‌ها که ژوژمان نامیده می‌شود، بدون نشانه‌ها و معیارهای مخصوص هر یک انجام می‌شود:

"به یاد دارم روزی در چهارمین سال تحصیل در دانشکده معماری، دانشجویی پس از اینکه پروژه وی به صورت جدی توسط یک منتقد مورد استهزا و تمسخر قرار گرفت، غش کرد و بیهوش شد. منتقد متوجه این مسئله نشد تا اینکه بالاخره سکوت وحشتناکی او را مجبور کرد دقایقی بعد برگردد و از این واقعه مطلع شود. شنیده‌ها حاکی از آن است که گاهی اوقات در شرایط مشابه، دانشجویان دختر دانشگاه آکسفورد به گریه کردن پناه برده و خود را در دستشویی حبس کرده‌اند. در مدرسه بوزار، بعضی دانشجویان دست به خودکشی زده‌اند."

_________________________________________

þ بخش پیشین بازخوانی کتاب «معماری و اندیشه نقادانه»:

۴8. عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 7


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات: نقد معماری :: بازخوانی کتاب معماری و اندیشه نقادانه


سه‌شنبه ۱٠ آبان ۱۳٩٠

نقد معماری

عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 7

بازخوانی کتاب «معماری و اندیشه نقادانه» ـ 48

Architectural Criticism
Areas of Architectural Criticism - 7
Book Review: Architecture and Critical Imagination- 48

1. نقد توسط خود شخص (انتقاد از خود) ـ 6

3. نداهای هوشیارکننده
صدای دیگری نیز در درون من وجود دارد که مرا در مورد کار نگران یا دلسرد نمی‌کند و به من نمی‌گوید چه کاری را باید انجام دهم و چه کاری را نباید انجام دهم. این صدا، صدای هوشیارکننده است که مدعی است مرا بهتر از خودم می‌شناسد و گویا برخاسته از نوعی حس درونی است که در طول تجربیات زندگی به وجود آمده و درونی شده است. در واقع، این صدای آگاهی‌دهنده سعی می‌کند به نوعی تجارب طول زندگی را با تجارب زندگی‌کردن در هم آمیخته و از این ترکیب به عنوان ابزاری برای قضاوت استفاده کند. این حس درونی، لزوما شناخته‌شده نبوده و بحث در مورد آن بسیار دشوار است. گاهی می‌گوید: "آرام باش، تو داری خودت را اذیت می‌کنی" یا اینکه "صبر کن، هنوز درست نشده" یا گاهی "بله، بالاخره تو موفق شدی".

من گاهی اوقات قضاوت انجام‌شده توسط صداهای آگاه‌کننده درونی‌ام را می‌آزمایم، بدین ترتیب که آثار مورد تایید این صدای درونی را مورد بررسی و کنکاش دوباره و چندباره قرار می‌دهم. گاهی نیز انجام این آزمون‌ها و بررسی‌ها را به دوستان و کارفرمایان محول می‌کنم. اما به هر حال پس از تایید این صدای درونی، عقاید و پیشنهادهای کارفرمایان و دوستان تاثیرات همیشگی خود را نداشته و قادر به تغییر طرح نیستم، چرا که ندای درونی من، کار را مورد تایید و پذیرش قرار داده است.

تا به حال، مطالب زیادی در مورد روند نقادانه نوشته شده، اما در مورد روند انتقاد از خود کمتر نوشته شده است. شاید دلیل این بی‌توجهی، ابهام و پیچیدگی این روند است، چرا که فعالیت انتقاد از خود، به واسطه "درونی و شخصی بودن"، چندان روشن نیست. به عنوان مثال، ما هرگز نفهمیدیم که چرا فرانک لوید رایت، 33 طرح اولیه (اتود) خود را رد کرد: "این سی‌وچهارمین طرحی است که ارائه می‌شود و واقعا 33 اتود متفاوت لازم بود تا به این نتیجه دلخواه برسم. متاسفانه، این همه تلاش و زحمت، در پس معماری بد هزاران ساختمان دیگر پنهان می‌ماند. ای کاش همه آن اتودها را نگه داشته بودم. ..."

_________________________________________

þ بخش پیشین بازخوانی کتاب «معماری و اندیشه نقادانه»:

۴7. عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 6


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات: نقد معماری :: بازخوانی کتاب معماری و اندیشه نقادانه


یکشنبه ۱٠ مهر ۱۳٩٠

نقد معماری

عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 6

بازخوانی کتاب «معماری و اندیشه نقادانه» ـ 47

Architectural Criticism
Areas of Architectural Criticism - 6
Book Review: Architecture and Critical Imagination- 47

1. نقد توسط خود شخص (انتقاد از خود) ـ 5

2. نداهای بازدارنده (دلسردکننده، ترساننده)
گاهی اوقات، وقتی منتقدان درونی من در دسترس نیستند، حس می‌کنم که قادر به انجام هیچ کاری نیستم، چون می‌ترسم هر آنچه بدون حضور او انجام دهم، با شکست مواجه شود. از این‌رو، سعی می‌کنم خود را با امور دیگری که برای انجام آنها به خودم اطمینان کامل دارم، مشغول کنم. اما خودم هر لحظه متوجه هستم که در حال خودداری از انجام آن کار مهم می‌باشم.

ترس از شکست وقتی به وجود می‌آید که من بتوانم نصیحت‌های "پدر و مادر گونه" منتقد درونی‌ام را پیش‌بینی کنم و همچنین مطمئن باشم که این احتمالات به حقیقت خواهد پیوست. بله، در این صورت مطمئنم که کار من بیهوده یا بی‌ارزش خواهد بود. به همین دلیل، با عباراتی نظیر "به نظر می‌رسد ...، که این راه به نتیجه نخواهد رسید" و ... کار را متوقف می‌کنم.

به من گفته شده که نه تنها باید از شکست ترسید، بلکه حتی می‌توان از پیروزی و موفقیت نیز بیم داشت. اگر من در کاری موفق شوم، خود آن موفقیت برای من مسئولیت‌های جدیدی به وجود می‌آورد و توقع اطرافیان از من بیشتر می‌شود. در نتیجه، ملزم به ارائه کارهای بهتری در آینده خواهم بود یا اگر کار من یک بار خلاقانه و ابتکاری باشد، باید همواره تلاش کنم تا کارهای ابتکاری ارائه دهم. اگر یک بار کارم اقتصادی باشد، باید تا ابد اقتصادی کار کنم. اگر یک بار استاندارد یا معیاری ارائه دهم، بعد از آن باید مدام تلاش کنم تا بتوانم معیارهای جدیدی ارائه دهم. بنابراین، انجام کار "تا حدی که فقط کافی باشد و نه عالی" آسان‌تر است؛ نباید خود را برای کار زیاد تحت فشار قرار دهم و خسته کنم. به همین دلیل، در حین کار، صداهایی مدام مرا از ادامه کار باز می‌دارند و می‌ترسانند، گاهی به خاطر ترس از شکست و گاهی به خاطر ترس از موفقیت!

_________________________________________

þ بخش پیشین بازخوانی کتاب «معماری و اندیشه نقادانه»:

۴6. عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 5


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات: نقد معماری :: بازخوانی کتاب معماری و اندیشه نقادانه


پنجشنبه ۱٠ شهریور ۱۳٩٠

نقد معماری

عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 5

بازخوانی کتاب «معماری و اندیشه نقادانه» ـ 46

Architectural Criticism
Areas of Architectural Criticism - 5
Book Review: Architecture and Critical Imagination- 46

1. نقد توسط خود شخص (انتقاد از خود) ـ 4

2.1. نداهای توصیه‌کننده نوع دوم: تذکرات دوستانه
توصیه‌های دوستانه، بسیار متنوع و شامل گونه‌های متفاوتی است. این‌گونه تذکرات، معمولا در خیال ما، از جانب کسانی که با آنها کار می‌کنیم یا کسانی که با آنها زندگی می‌کنیم، به ما داده می‌شود. این افراد، معمولا هم‌سن خود ما و البته گاهی نیز استادان مسن‌تری هستند که ما به ابراز دوستی یا تایید آنها نیاز داریم: "من باید به سخنان دوستانم گوش کنم و به نظریات‌شان احترام بگذارم، در غیر این صورت، آنها کاری با من ندارند و مرا تنها می‌گذارند."

تذکرات دوستانه همکار من، معمولا به این صورت که "تو باید این کار را انجام دهی" یا "نباید آن کار را انجام دهی" نیست، بلکه معمولا به صورت جملات ملایمی از قبیل "مسئولیت ما این است که این کار را انجام دهیم" یا اینکه "ما مسئولیم که آن کار انجام نشود» و ... است. فرانک لوید رایت، معمولا در بیان جملاتی از این قبیل، به مسئله "هدف معماری" اشاره و بدین‌ترتیب، توصیه خود برای همکارانش را موجه می‌کرد.

از نظر موریس لپیدوس (Morris Lapidus)، حتی تصور قضاوت‌های احتمالی دوستان، نوعی احساس گناه، عذاب وجدان و دلهره در هنرمند به وجود می‌آورد: "از خلال صحبت‌های موریس، احساس کردم مغازه‌هایی که طراحی کرده بودم، از نوع معماری نبودند. موریس ساندرز به من گفت: تو معماری را کنار گذاشته‌ای و وارد حرفه بساز و بفروشی مغازه‌های تجاری شده‌ای تا پول بیشتری به دست بیاوری؛ این کار معماران نیست."

البته بایستی توجه داشت که صداهای توصیه‌کننده دوستانه با صداهای توصیه‌کننده تحمیلی متفاوت‌اند؛ این صداها، مانند صداهای تحمیلی، امر و نهی کننده، مستبد و مطلق‌گرا نیستند، بلکه فقط مسئولیت‌های مبرم تقبل‌شده را یادآوری می‌کنند. از این‌رو، این صداها بر من تاثیری از جنس استدعا و پیشنهاد دارند، نه سرزنش و توبیخ. به همین دلیل، واکنش من نسبت به آنها توام با دلهره نبوده و راه خلاقیت را بر من نمی‌بندند.

_________________________________________

þ بخش پیشین بازخوانی کتاب «معماری و اندیشه نقادانه»:

۴5. عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 4


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات: نقد معماری :: بازخوانی کتاب معماری و اندیشه نقادانه


دوشنبه ۱٠ امرداد ۱۳٩٠

نقد معماری

عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 4

بازخوانی کتاب «معماری و اندیشه نقادانه» ـ 45

Architectural Criticism
Areas of Architectural Criticism - 4
Book Review: Architecture and Critical Imagination- 45

1. نقد توسط خود شخص (انتقاد از خود) ـ 3

1.1. نداهای توصیه‌کننده نوع اول: تحمیلی
این‌گونه امر و نهی‌ها، اغلب مشابه امر و نهی‌های پدر و مادرها هستند، با این تفاوت که به جای منبعی بیرونی (در خارج از وجود)، با درون و وجدان آدم‌ها سر و کار دارند. این صداهای درونی، معمولا بقایای تجارب دوران کودکی هستند، همان روزهایی که یاد گرفتیم، بعضی کارها خوب و بعضی دیگر بد هستند. همان روزهایی که آموختیم، کس دیگری غیر از خودمان، به این خوب و بدها آگاه است، همان روزهایی که فرا گرفتیم، همواره باید منتظر رد یا تایید کارمان توسط شخصی دیگر باشیم. تمام آنچه ما قادر به انجامش بودیم، آزمودن هر یک از کارها و اغلب به خطا رفتن و متعاقب آن، مواخذه شدن بود (روش آزمون و خطا).


>>> متن کامل یادداشت
دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات: نقد معماری :: بازخوانی کتاب معماری و اندیشه نقادانه


جمعه ۱٠ تیر ۱۳٩٠

نقد معماری

عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 3

بازخوانی کتاب «معماری و اندیشه نقادانه» ـ 44

Architectural Criticism
Areas of Architectural Criticism - 3
Book Review: Architecture and Critical Imagination- 44

1. نقد توسط خود شخص (انتقاد از خود) ـ 2

نداهای درونی در فرایند انتقاد از خود
از زمانی که من نسبت به آنچه کریستوفر الکساندر، "ترسی مبهم در خلق یک اثر" می‌نامید، دل‌مشغولی پیدا کرده بودم، مدام به هنگام طراحی در خلوت خود، صداهای ناشناخته‌ای می‌شنیدم. سه نوع مختلف از نداهای درونی که ممکن است در فرایند انتقاد از خود، برای هر شخصی اتفاق بیفتد، عبارتند از:
1. نداهای توصیه‌کننده (شامل نداهای تحمیلی و تذکرات دوستانه)
2. نداهای بازدارنده (دلسردکننده، ترساننده)
3. نداهای هوشیارکننده 


>>> متن کامل یادداشت
دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات: نقد معماری :: بازخوانی کتاب معماری و اندیشه نقادانه


سه‌شنبه ۱٠ خرداد ۱۳٩٠

نقد معماری

عرصه‌های حضور نقد معماری ـ ٢

بازخوانی کتاب «معماری و اندیشه نقادانه» ـ 4٣

Architectural Criticism
Areas of Architectural Criticism - 2
Book Review: Architecture and Critical Imagination - 43

1. نقد توسط خود شخص (انتقاد از خود) ـ 1

در نقد توسط خود شخص (صاحب اثر) که بعضی از مراتب بالاتر، نظیر نقد کارفرما، نقد متخصص، همکار، تازه‌کار و نقد عوام را نیز در برمی‌گیرد، طراح در جریان روند طراحی، خود (و طرح خود) را مورد نقد قرار می‌دهد. انتقاد از خود، سیمایی از تفکر آگاهانه را نشان می‌دهد و هر چند این حقیقت مورد قبول بسیاری از هنرمندان خلاق است، اما تحقیقات جدی چندانی به منظور روشن‌تر کردن آن صورت نگرفته است.


>>> متن کامل یادداشت
دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات: نقد معماری :: بازخوانی کتاب معماری و اندیشه نقادانه


شنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳٩٠

نقد معماری

عرصه‌های حضور نقد معماری ـ ١

بازخوانی کتاب «معماری و اندیشه نقادانه» ـ 4٢

Architectural Criticism
Areas of Architectural Criticism - 1
Book Review: Architecture and Critical Imagination - 42

موقعیت‌های گوناگون و متنوع نقد را می‌توان بدین ترتیب دسته‌بندی کرد:
1. نقد توسط خود شخص (انتقاد از خود)
2. نقد مقتدرانه (نقد از موضع قدرت و نفوذ؛ نقد کارفرمایان، استادان و ...)
3. نقد کارشناسانه (نقد توسط افراد متخصص و آگاه)
4. نقد همکاران (توسط دوست و شخص هم‌رتبه)
5. نقد عوامانه (توسط افراد غیرحرفه‌ای و غیرمتخصص)


>>> متن کامل یادداشت
دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات: نقد معماری :: بازخوانی کتاب معماری و اندیشه نقادانه


چهارشنبه ۱٠ فروردین ۱۳٩٠

نقد معماری

زبان نقد معماری ـ ٧

بازخوانی کتاب «معماری و اندیشه نقادانه» ـ 4١

Architectural Criticism
Language of Architectural Criticism - 7
Book Review: Architecture and Critical Imagination - 41

6. اغراق
فن اغراق، گاه می‌تواند با بزرگ‌نمایی نیز همراه باشد. نوع دیگری از بزرگ‌نمایی، پیرایش (زدودن بخش‌های اضافه) است، بدین‌ترتیب که عناصر فرعی منحرف‌کننده حواس حذف می‌شوند و فقط الگوی اصلی، با قدرت جلب توجه زیاد (به دلیل حذف الحاقات)، باقی می‌ماند.


>>> متن کامل یادداشت
دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات: نقد معماری :: بازخوانی کتاب معماری و اندیشه نقادانه


چهارشنبه ۱٠ آذر ۱۳۸٩

نقد معماری

زبان نقد معماری ـ 6

بازخوانی کتاب «معماری و اندیشه نقادانه» ـ 40

Architectural Criticism
Language of Architectural Criticism - 6
Book Review: Architecture and Critical Imagination - 40

5. مجاورت

مجاورت (قیاس)، یعنی کنار هم قرار دادن پدیده‌های متضاد، برای نشان‌دادن اینکه آن پدیده‌ها چندان هم متضاد نبوده، بلکه حتی در مواردی نیز به هم شبیه‌اند یا برعکس، کنار هم قرار دادن چیزهایی به ظاهر مشابه، برای نشان‌دادن اینکه آن پدیده‌ها چندان مشابه نبوده و حتی در تعارض و تضاد با یکدیگر نیز هستند. صنعت مجاورت اغلب در نقدهای تصویری به کار می‌آید، چرا که تضادها یا شباهت‌ها، با استفاده از یک تصویر یا عکس، خیلی سریع، خود را نشان می‌دهند.


>>> متن کامل یادداشت
دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات: نقد معماری :: بازخوانی کتاب معماری و اندیشه نقادانه


چهارشنبه ۱٠ شهریور ۱۳۸٩

نقد معماری

زبان نقد معماری ـ 5

بازخوانی کتاب «معماری و اندیشه نقادانه» ـ ٣٩

Architectural Criticism
Language of Architectural Criticism - 5
Book Review: Architecture and Critical Imagination - 39

4. دوگانگی

دوگانگی، به معنی توصیف‌کردن یک پدیده به صورت «این یا آن» (انتخاب یکی از دو گزینه موجود) است که همواره نیمی از دوگانگی، درست و نیمی دیگر، نادرست فرض می‌شود. این صنعت ادبی، یکی از نیرومندترین شیوه‌های بلاغی به‌کار رفته در نقد معماری است، چرا که تقسیم‌کردن تجارب به صورت دوتایی بسیار آسان است و ساز و کار روشن و واضحی برای ادراک و قضاوت، در اختیار ما قرار می‌دهد. در واقع، با استفاده از شیوه دوگانگی، ما می‌توانیم به ماهیت چیزی به این طریق پی ببریم که بدانیم آن چیز، چه چیزهایی نیست.

نیکولاس پوزنر در کتاب «خلاصه‌ای از معماری اروپا»، ملاحظات نقادانه خود را بر پایه دوگانگی بین عقلانی‌بودن یا عقلانی‌نبودن بنا استوار می‌کند و با بهره‌بردن از این شیوه، اغلب ساختمان‌های ساخته‌شده را مورد بی‌اعتنایی قرار می‌دهد. همچنین از نظر وینسنت اسکولی، معماری منعکس‌کننده نوع برخورد بشر با طبیعت است: انسان در برابر طبیعت (سنت یونانی‌ها) یا انسان با طبیعت (سنت آمریکایی‌ها). از نظر رابرت سامر نیز، معماری یا لطیف است یا خشن.

البته باید در نظر داشت که از طرفی، صحت تقسیم‌بندی‌های دوتایی همواره قابل تردید است و از طرف دیگر، در شرایط و زمان‌های مختلف، نیمه مناسب دوگانگی می‌تواند تغییر کند. به عنوان مثال، نیکولاس پوزنر در سال 1936، در کتاب «پیشگامان جنبش مدرن، از ویلیام موریس تا گروپیوس»، به دفاع از نظریه‌های عقلانی طراحی، از دوره ویکتورین تا سال 1914، می‌پردازد، اما در سال 1973، در مجموعه مقالاتی، از نظریات قبلی خود عدول می‌کند و با طرفداری از وجه دیگر دوگانگی عقلانی‌بودن یا عقلانی‌نبودن، به حمایت از طراحی غیرمنطقی می‌پردازد.  

_________________________________________

þ بخش پیشین بازخوانی کتاب «معماری و اندیشه نقادانه»:

٣٨. زبان نقد معماری ـ 4


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات: نقد معماری :: بازخوانی کتاب معماری و اندیشه نقادانه


یکشنبه ۱٠ امرداد ۱۳۸٩

نقد معماری

زبان نقد معماری ـ 4

بازخوانی کتاب «معماری و اندیشه نقادانه» ـ ٣٨

Architectural Criticism
Language of Architectural Criticism - 4
Book Review: Architecture and Critical Imagination - 38

3. تشخص‌گرایی

تشخص‌گرایی، یکی از شیوه‌های طنزآمیز نقد معماری و مبتنی بر تجسم شخصیت برای بناهاست. به عنوان مثال، A. Trystan Edwards برای اینکه بتواند جریان غالب معماری را به تمسخر بگیرد، ساختمان‌ها را موجودات زنده‌ای دارای قدرت تکلم و احساسات در نظر می‌گرفت. در مقاله‌ای از او، ساختمان بیمه خود شروع به توصیف خود به عنوان زشت‌ترین ساختمان لندن می‌کند و نویسنده بدین‌وسیله معماری آن را مورد نقد قرار می‌دهد:

«من ترجیح می‌دهم به عنوان زشت‌ترین ساختمان لندن مورد توجه قرار گیرم تا اینکه اصلا توجهی به من نشود. چرا که تنها آرزوی من این است که شاخص و متفاوت (حالا از هر لحاظ) به نظر برسم و ساختمان‌های مجاورم را، هرطور که شده، با زور یا کلک، تحت‌الشعاع قرار دهم. هنگامی که برای اولین بار در این محل قرار گرفتم، نه تنها برای مصالح ظاهری نما، از رنگ‌ها و بافت‌هایی استفاده کردم که به شدت با ساختمان‌های اطرافم تفاوت داشته باشد، بلکه برای خود نصف دوجین مناره‌های مخروطی‌شکل نیز در نظر گرفتم تا حقیقتا به یک کلیسای جامع کاتدرال شبیه شوم. این یک ایده کاملا جدید در زمان خود بود. ... و من در روزهای نخست ساخته شدن، بسیار محبوب و مورد تحسین همگان بودم. اما آیا شما می‌دانید درست همین هفته قبل چه ترس ناگهانی به سراغ من آمد؟ ... من خواب دیدم که در سمت راست و چپ من و در حقیقت در سرتاسر شهر هالبورن، مجموعه‌ای از ساختمان‌های کاملا شبیه به من وجود داشت. ... بسیار دور از احساس خوشبختی بودم و احساس می‌کردم زیر فشار لعن و نفرین قرار دارم. می‌دانید، غرور و شکوه خاص من در این خلاصه شده بود که در نوع خود بی‌نظیر و همانند باشم. ... یکی از شادی‌های من این بود که تاثیر و برتری باشکوه خود را نسبت به بناهای بی‌روح و کم‌حرف اطرافم ببینم. اما تصور کنید که من در خواب دیدم تمامی مغازه‌ها و اداره‌های سرتاسر هالبورن با سقف‌های شیب دار درست مثل خودم پوشانده شده بودند. ... و من در آن میان چه بودم؟ فقط یک رقم بی‌مقدار صفر. من هم درست یکی از آن همه عناصر شبیه به هم بودم. ... اما وقتی بیدار شدم و فهمیدم که من هنوز (در زشتی) بی‌نظیر هستم و می‌توانم بر بناهای مجاورم فخر بفروشم، نفس راحتی کشیدم.»  

_________________________________________

þ بخش پیشین بازخوانی کتاب «معماری و اندیشه نقادانه»:

٣٧. زبان نقد معماری ـ 3


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات: نقد معماری :: بازخوانی کتاب معماری و اندیشه نقادانه


پنجشنبه ۱٠ تیر ۱۳۸٩

نقد معماری

زبان نقد معماری ـ ٣

بازخوانی کتاب «معماری و اندیشه نقادانه» ـ ٣٧

Architectural Criticism
Language of Architectural Criticism - 3
Book Review: Architecture and Critical Imagination - 37

٢. طنز

مقوله طنز، به عنوان نوع دیگری از فنون بلاغی نقد، آن‌قدر وسیع و نافذ است که می‌تواند مسائل بسیار کلی را نیز در قالب خود بیان کند و حتی آنها را تحت تاثیر قرار دهد. البته این ابزار ممکن است در نقد بسیار خطرناک و ویران‌گر عمل کند، چرا که طنز به خاطر دامنه وسیع خود، می‌تواند به جای بخشی از یک دیدگاه خاص، کل آن دیدگاه را نیز در خود جای دهد و زیر سوال ببرد، لذا در استفاده از آن باید کاملا محتاط بود.

به عنوان نمونه‌ای از کاربردهای طنز در نقد معماری، می‌توان به نقد Montgomery Schuyler اشاره کرد که در سال 1897، مجموعه‌ای از موارد مهم فراموش‌شده حرفه معماری در روزگار خود را، در قالب طنز، جمع‌آوری ‌کرد و بر پایه آن، به نقد کیفیت‌های رو به زوال جزییات معمارانه ‌پرداخت. او این کار را در قالب دو نامه‌ای که به سردبیر مجله Architectural Record ‌نوشت، انجام داد. اولین نامه او حاوی کاریکاتوری از آثار معماری، به همراه پیشنهاد یک برنامه زمان‌بندی شده برای اجرای جزییات معماری و دومین نامه، پاسخی طنزآمیز به نامه اول خودش است:

«اکنون معماران به این نتیجه رسیده‌اند که نیمی از وقت با ارزش‌شان روی میزهای رسم به طراحی و نیمی دیگر به مشاوره با نقشه‌کش‌ها اختصاص یافته است. اما این شیوه هرگز درست نیست. از آنجا که هر معمار باید به فکر گذران زندگی خود نیز باشد، باید بیشتر وقت خود را صرف جست‌وجوی کارهای سودآور و پول‌ساز کند و برای زندگی زور بزند. اگر او مثل روزگار قدیم، در دفتر کار خود بنشیند و وقت خود را صرف نظارت بر کار نقشه‌کش‌های خود بکند، بدون شک از زندگی عقب خواهد افتاد. تمام سابقه حرفه‌ای او در گرو تمام کردن ساختمان در سریع‌ترین زمان ممکن است. از دیدگاه حرفه‌ای، هر یک ساعتی که او پشت میز رسم خود (به طراحی) می‌گذراند، از دست رفته محسوب می‌شود. برای یک معمار پرمشغله، هیچ چیز مضحک‌تر از تقاضای مصرانه ارباب رجوع برای ایجاد یک سبک ابتکاری معماری نیست. واقعا که! انگار او هیچ موضوع بهتر دیگری برای فکر کردن ندارد و فقط باید به طراحی بیندیشد! مردمی که توقع دارند یک معمار به جزییات معمارانه ساختمان‌های خود بیندیشد، نمی‌دانند که از چه ضرری سخن می‌گویند.»

شایلر، در ادامه، با تمسخر، اظهار می‌دارد که وجود جزواتی با جزییات آماده، برای سرعت بخشیدن به طراحی جزییات معمارانه، ضروری است، به خصوص جزییات سبک کلاسیک که همیشه با شتاب‌زدگی انجام می‌شود:

«تنظیم نظام‌نامه‌ای تحت عنوان مقررات معماری مدرن که دربرگیرنده همه جزییات کلاسیک متداول مورد استفاده در ساختمان‌های امروزی باشد، یکی از بزرگ‌ترین خدمات به حرفه معماری خواهد بود. وجود چنین جزوه‌ای برای جزییات معماری کلاسیک، باعث صرفه‌جویی در وقت و نیروی کار نیز می‌شود، چرا که جزییات مورد نیاز به صورت آماده در اختیار طراح قرار می‌گیرد و نیازی به طراحی آنها نیست.»

در بخش دوم، شایلر خود به نامه اولش پاسخ می‌دهد. او در این نامه، خبر از تاسیس شرکت «طراحی جزییات کلاسیک» می‌دهد، شرکتی که هدف آن، ارائه جزییات آماده به معماران و به تبع آن کم‌کردن هزینه‌هاست.

«دیگر برای طراحی جزییات معمارانه، اتاق خاصی به عنوان آتلیه طراحی وجود نخواهد داشت. از این پس، پلان هر ساختمان فقط یک بار تهیه و سبک آن بنا معین می‌شود. نقش معمار این است که از میان جزییات معماری استاندارد موجود در آن سبک، گونه استاندارد خاصی را انتخاب و پس از تنظیم و تبدیل این جزییات استاندارد به مقیاس مناسب، دستور کپی آنها در نقشه اصلی را به نقشه‌کش‌ها صادر کند. کار معماران این نیست که ساختمان‌ها را طراحی کنند، بلکه این است که ساختمان‌ها را به طرح‌هایی از پیش تعیین شده نزدیک کنند.
با توجه به چنین حقایقی، انجمن طرح‌های کلاسیک و شرکت طراحی جزییات کلاسیک بنا شده است. ما می‌توانیم از یک نوصیف ساده کلامی، به طراحی پلان‌ها، فضاها و مقاطع کامل و پیچیده نیز برسیم. ما یک طرح کوچک مدادی از پلان و نمای یک ساختمان را به مجموعه کاملی از طرح‌های لازم برای اجرای آن ساختمان تبدیل می‌کنیم. بایگانی کارهای حرفه‌ای و مجموعه تصاویر کارهای ما در این کشور کاملا بی‌نظیر است. ما می‌توانیم جزییات تصویب‌شده در دوره‌ها و سبک‌های معماری مختلف را، با مقیاس دلخواه، در هر طرحی استفاده کنیم. بازسازی کامل ساختمان‌ها، بزرگ کردن، کوچک کردن و انجام هر نوع تغییری در آنها، برای ما امکان‌پذیر است. البته ما به ضرورت پیشرفت معماری نیز معتقدیم؛ نمایندگی ما در پاریس هر ماه عکس‌ها و طرح‌های اندازه‌گذاری شده‌ای از جدیدترین و به‌روزترین بناها و جزییات اجراشده در آنها را برای ما ارسال می‌کنند که ما آنها را برای استفاده‌های بعدی در بایگانی معماری خود قرار می‌دهیم. همچنین زمینه‌ای فراهم شده تا هر سال چندین دانشجوی معماری به نیروهای دفتری ما اضافه شوند تا مشتریان ما اطمینان یابند که کار ما کاملا به‌روز است. کار ما حتی اگر به جزییات شاهکارهای کلاسیک وفادار نباشد، دست کم به مدهای روز پاریس وفادار خواهد بود.» 
 

_________________________________________

þ بخش پیشین بازخوانی کتاب «معماری و اندیشه نقادانه»:

٣6. زبان نقد معماری ـ 2


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات: نقد معماری :: بازخوانی کتاب معماری و اندیشه نقادانه


دوشنبه ۱٠ خرداد ۱۳۸٩

نقد معماری

زبان نقد معماری ـ 2

بازخوانی کتاب «معماری و اندیشه نقادانه» ـ ٣6

Architectural Criticism
Language of Architectural Criticism - 2
Book Review: Architecture and Critical Imagination - 36

1. استعاره

منتقدان، به منظور سازماندهی تفکر خود، تمایل شدیدی به استفاده از یک استعاره کلیدی، برای بیان ویژگی‌های یک ساختمان یا مجموعه شهری، دارند. برای مثال، «رینر بنهام»، در نقد ساختمان «دانشکده هنر و معماری دانشگاه ییل» می‌نویسد: «این ساختمان، یکی از معدود بناهایی است که بعد از اتمام شبیه یک تابلوی نقاشی به نظر می‌رسید. این بنا، آن‌قدر دوبعدی به چشم می‌آید که با وجود همه سایه‌های بیرونی و پر و خالی‌های کارشده روی نما، مانند این بود که با یک مداد آن را به صورت خمیری مسطح درآورده‌ا‌ند.»

در نقد معماری با استفاده از فن استعاره، منتقدان برای دیده شدن ساختمان‌ها، چیزهایی را به آنها نسبت می‌دهند. به عنوان مثال، «ولف وان ایکارت»، با استفاده از استعاره‌های خشن، تلاش کرد تا به شیوه‌ای مخصوص، مخاطب خود را به دیدن «تالار گاند» در دانشگاه هاروارد تشویق کند؛ از نظر او، این ساختمان یک بمب اتمی غربی، یک وحشی‌گری مدرن، یک کارخانه و بالاخره یک دیگ بخار است. در نمونه‌ای دیگر از نقد استعاره‌ای، «هاکستیبل»، فراوانی بانک‌های همسان در خیابان‌های نیویورک را به بیماری بانک‌زدگی تشبیه می‌کند که باعث کندی خفقان‌آور جریان حرکتی در مفاصل اصلی خیابان‌ها می‌شود. همچنین از نظر او، «هتل هیلتون نیویورک» نوعی شیزوفرنی حاد است. هاکستیبل در نقد «مرکز لینکلن» نیز از استعاره‌هایی نظیر کاغذ کادو استفاده کرده، در حالی‌که به نظر «جان لهر»، این مرکز مانند ملکه‌ای بر تکیه‌گاهی لمیده است.

مطالعه و مقایسه استعاره‌های به‌کاررفته در نقدهای مختلف، مفید و حاوی اطلاعات آموزنده و گاهی نیز سرگرم‌کننده است. البته هیچ راهی برای پی‌بردن به منابع و انگیزه‌هایی که زمینه‌ساز به‌کارگیری چنین استعاره‌هایی در نقدهای مختلف بوده است، وجود ندارد. شاید موافقت و تایید استعاره‌ای برای بیان ویژگی‌های یک ساختمان، با توجه به مفاهیم و معانی آن، واقعا نشان‌دهنده رضایت و موافقت عمومی و شاید هم عدم موافقت و تایید یک استعاره خاص، نشان‌دهنده رقابت بین منتقدان مختلف باشد. 

_________________________________________

þ بخش پیشین بازخوانی کتاب «معماری و اندیشه نقادانه»:

٣5. زبان نقد معماری ـ 1


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات: نقد معماری :: بازخوانی کتاب معماری و اندیشه نقادانه


سه‌شنبه ۱٠ فروردین ۱۳۸٩

نقد معماری

زبان نقد معماری ـ 1

بازخوانی کتاب «معماری و اندیشه نقادانه» ـ ٣5

Architectural Criticism
Language of Architectural Criticism - 1
Book Review: Architecture and Critical Imagination - 35

زبان نقد نیز همانند هر شاخه دیگری از زبان، پر از مشکلات فراوان و مبهم و شخصی است، تا حدی که نیکولاس پوزنر ادعا کرد نقد معماری غیرممکن است، چرا که هیچ توافقی در مورد معنی الفاظ وجود ندارد.

به طور کلی، زبان نقد، چه توصیفی و چه تفسیری، زبان مقایسه‌های پنهان است و بر پایه سابقه ذهنی منتقد از مجموعه‌ای از معیارها و استانداردها استوار است. البته گاه منتقد در بیان این معیارها آن‌قدر مبهم عمل می‌کند که زبان وی چیزی فراتر از احساس تایید یا عدم تایید به مخاطب منتقل نمی‌کند. به عنوان مثال، در نقدی که توسط مور و کانتی در مورد مرکز لینکلن نوشته شده است، به مخاطب چنین القا می‌شود که این ساختمان، امروزی و قادر به گفتگو با محیط اطراف خود نیست، چرا که در این بنا نمایش رفتارها و بازی‌ها به نمایش پول تبدیل شده است. اما به راستی، نشانه امروزی نبودن بنا چیست؟ و این بنا چه نوع گفتگو و رفتاری را نسبت به محیط اطراف خود بروز می‌داده که نداده و به امروزی نبودن متهم شده است؟ اینها همه نامشخص و مبهم است.

بلاغت و فصاحت زبان نقد، یکی از ابزارهایی است که می‌تواند در ایجاد ارتباط با مخاطب یا بهبود درک او کارساز باشد. برخی از تدابیر و فنون بلاغت یا صنایع ادبی که امکان دارد در نقد معماری به کار روند، عبارتند از:
þ استعاره
þ طنز
þ تشخص‌گرایی
þ دوگانگی
þ مجاورت
þ اغراق
þ کنایه
þ اصطلاح‌سازی

_________________________________________

þ بخش پیشین بازخوانی کتاب «معماری و اندیشه نقادانه»:

٣4. نقد زمینه‌ای


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات: نقد معماری :: بازخوانی کتاب معماری و اندیشه نقادانه


دوشنبه ۱٠ اسفند ۱۳۸۸

نقد معماری

نقد زمینه‌ای

بازخوانی کتاب «معماری و اندیشه نقادانه» ـ ٣4

Architectural Criticism
Contextual Criticism
Book Review: Architecture and Critical Imagination - 34

نقد زمینه‌ای، نوع دیگری از نقد توصیفی، برای فهم کامل یک بناست که به طور خاص، اخباری را در زمینه مسائل اجتماعی، سیاسی و اقتصادی پیرامون بنا شامل می‌شود. در این نوع نقد، پرسش‌هایی از این دست نقد را رهبری می‌کنند: چه فشارهایی به طراحان و کارفرمایان وارد شده است؟ چه امکاناتی فراهم بوده است؟ چه مشکلاتی در پیش بوده است؟ چه موانعی از میان برداشته نشده است؟ این دقت‌های نقادانه کمک می‌کند که آثار تصمیم‌های خارج از حوزه معماری و در واقع، اثر عوامل ناشی از زمینه‌های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و ... در اثر معماری، توضیح داده شود.

نقد زمینه‌ای بر این اندیشه استوار است که نقد معمارانه مقوله‌ای محدود به تفکر و تعمق در یک اثر مصنوع تمام‌شده نیست و ارائه یک نقد معمارانه خوب، بدون توجه به مشکلاتی که در طی خلق این اثر حل یا محدودیت‌هایی که بر خلق آن تحمیل شده، غیرممکن است. از آنجا که برنامه‌ریزی‌های پیچیده و برطرف کردن موانع، مشکلات و تناقض‌ها، از اصلی‌ترین پیش‌نیازهای انجام هر کار برجسته‌ای محسوب می‌شود، اگر یک منتقد نتواند مشکلاتی را که طراحان بر سر راه طراحی یک بنا پیش رو داشته‌اند یا خواسته‌های کارفرمایان و مجریان طرح را دریابد و سپس آنها را در فرم معمارانه حاصل (بنا) پیدا و ارزیابی کند، نمی‌تواند نقدی صحیح ارائه کند و باید نسبت به اظهارنظرهای وی شک کرد. چنین منتقدی که آگاهی‌های کافی درباره شرایط و امکانات معمار، در زمان طراحی و ساخت بنا، ندارد، گمان‌هایش معمولا به دور از واقعیت است و در نتیجه باید در زمینه مورد تحسین قرار دادن یا ندادن بناها، بسیار محتاطانه عمل کند.

به عنوان نمونه‌ای از نقد زمینه‌ای، می‌توان به نقد بنای اجلاس ملل متحد در نیویورک، توسط لوئیز ممفورد اشاره کرد که او با ذکر محدودیت‌ها و موانعی که بر سر راه طراحان این بنا وجود داشت، درصدد بود مخالفت‌ها و جبهه‌گیری‌ها در برابر آن را ملایم‌تر کند، مشکلاتی از قبیل عدم وجود زبان مشترک بین اعضای مجمع 10 نفره مشاوران معماری که از سراسر جهان گرد هم آمده بودند، کمبود نمونه‌های مشابه از این قبیل ساختمان‌های مدرن و مشکل برنامه‌ریزی فیزیکی و تصمیم‌گیری در مورد ساختمان‌هایی که تازه پا به عرصه وجود گذاشته بودند، با در نظر گرفتن محدودیت‌های فضا، زمان و هزینه‌ها.

نمونه‌ای از مسائل سیاسی موثر در روند طراحی را نیز می‌توان در بخشی از نوشته‌های مایکل باوم، در مورد طرح و اجرای ساختمان اپرای سیدنی، جستجو کرد. او نشان می‌دهد چگونه تعجیل کارفرما (نخست‌وزیر) برای اجرای بنا که ناشی از پاره‌ای مصلحت‌بینی‌های سیاسی بود، سبب شد که پی‌ریزی بنا، علی‌رغم توصیه اوتزن و مهندس طرح، پیش از اتمام طراحی آغاز شود، کاری که خسارات جبران‌ناپذیری از قبیل اتلاف وقت و سرمایه و نیز تیره شدن روابط بین کارفرمایان و مسئولان پروژه در اثر تغییرات زیاد طرح، داشت.

بایستی توجه داشت که بیشتر منتقدان تا زمانی که خود درگیر کار عملی معماری نشده‌اند، از عواملی که ممکن است روند طراحی را مورد تاثیر خود قرار دهند، اطلاع چندانی ندارند. از طرف دیگر، این منتقدان زمانی هم که از چنین مسائلی آگاهی داشته باشند، از ترس اقدامات مراجع قانونی علیه خود، نمی‌توانند به چاپ این مسائل و مشکلات در جراید عمومی بپردازند. البته اطلاعات معمول در مورد روند طراحی یک ساختمان که چندان بحث‌برانگیز نباشد، در جراید قابل دسترسی هستند و اغلب به چاپ می‌رسند.

با توسعه و رواج نقدهای زمینه‌ای، می‌توان در آینده منتظر مطالعات موردی بیشتری در زمینه روند طراحی بود. همچنین انتظار می‌رود در سایه توجه به این نوع نقدها، توجه بیشتری به تلطیف عوامل تحمیلی و فشارها در طراحی بناها معطوف شود. 

_________________________________________

þ بخش پیشین بازخوانی کتاب «معماری و اندیشه نقادانه»:

٣٣. نقد زندگی‌نامه‌ای ـ 2


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات: نقد معماری :: بازخوانی کتاب معماری و اندیشه نقادانه


شنبه ۱٠ بهمن ۱۳۸۸

نقد معماری

نقد زندگی‌نامه‌ای ـ 2

بازخوانی کتاب «معماری و اندیشه نقادانه» ـ ٣٣

Architectural Criticism
Biographical Criticism - 2
Book Review: Architecture and Critical Imagination - 33

نقد زندگی‌نامه‌ای، در خالص‌ترین شکل خود و در اکثر نمونه‌ها، عینی و گزارشی است و اجازه نتیجه‌گیری و قضاوت را به مخاطب نمی‌دهد، چرا که در این روش، حقایق خام مربوط به وقایع یک زندگی، فقط به سادگی بیان می‌شوند، بدون آنکه الگوهای برتر رفتاری برجسته ‌شوند یا رفتارها و کردارها مورد تفسیر قرار ‌گیرند. اما باید توجه داشت که این نوع نقد می‌تواند در حد نقد تفسیری به ارزیابی، برآورد یا تصورات و تشبیهات نیز نزدیک شود.

یکی از روش‌های نقد زندگی‌نامه‌ای، شناسایی الگوهای محرک و تاثیرات وقایع گذشته بر وقایع کنونی یا بعدی زندگی هنرمند است، چون ارزش‌هایی که یک هنرمند در دوران کودکی آموخته یا وقایع مهمی که در طول دوره پیشرفت شخصی یک هنرمند روی داده است، نظیر بازی‌های پازل دوران کودکی فرانک لویدرایت یا تجربیات دوران کودکی میس ون‌درروهه، در کارهای بعدی هنرمندان تاثیر بسزایی دارد:
پیتر بلیک: «بازی‌های پازلی، نه تنها برای رایت، آشنایی ملموس و سریعی با انواع مختلف شکل‌ها را به وجود می‌آوردند، بلکه او را با روش‌های مختلف نظم‌دهی و نحوه چیدن قطعات کوچک وابسته به یک گروه بزرگ‌تر از فرم‌ها و شکل‌ها نیز آشنا می‌کردند.»
چارلز جنکز: «به احتمال قوی، میس بر پایه تعلیمات مدرسه کاتدرال آخن ـ مبنی بر اینکه همه پدیده‌های ظاهری این جهان تنها نشانه‌هایی هستند از حقایق پیچیده‌ای که در پشت آنها قرار گرفته‌اند ـ به این عقیده رسیده که تنها هندسه دربرگیرنده تمام کلیات لازم و ضروری است که در ورای پدیده‌های ظاهری و فناپذیر این جهانی نهفته‌اند.»

نوع دیگری از نقد زندگی‌نامه‌ای نیز وجود دارد که بسیار شبیه نقد جانب‌دارانه است. در این نوع نقد، منتقد از استعاره‌های کلیدی که از حقایق و رویدادهای شکل‌دهنده زندگی معمار به دست می‌آورد، برای تفسیر زندگی و نقش او بهره می‌برد. به عنوان مثال، چارلز جنکز، زندگی لوکوربوزیه را به عنوان نمادی از تناقض‌ها یا تناقض‌های غم‌انگیز مورد بررسی قرار می‌دهد:
«تناقض‌های موجود در زندگی لوکوربوزیه بسیار زیادند؛ هویت دوگانه خود او (نیمی بر اساس شخصیت اولیه او، یعنی همان ژانره روستایی و نیمی دیگر، لوکوربوزیه شهرنشین) یا ساختمان کنایه‌آمیز او (نیمی هندسی و نیمی دیگر ارگانیک) یا حتی شخصیت متناقض او (نیمی پلید و اهریمنی و نیمی دیگر انسانی) همه نشان از دوگانگی‌های موجود در زندگی وی دارند.»

دلایل متفاوتی برای ارائه تفاسیر در بیان زندگی‌نامه هنرمندان، توسط برخی زندگی‌نامه‌نویسان، وجود دارد:
ـ حقایق خام زندگی هنرمندان به خودی خود دارای جذابیت زیادی نیست. از این‌رو، شناسایی الگوهای محرک و فشارها و کشمشکش‌هایی که در طی زندگی آنها رخ می‌دهد، زندگی‌نامه را شبیه یک رمان می‌کند و با افزودن بر جذابیت آن، مخاطب را درگیر ماجرا می‌گرداند.
ـ اصولا تفاسیر، وقایع زندگی را در اذهان ماندگار و به یادماندنی می‌کند، چرا که مخاطب مجزا از هزاران حقیقت گسسته و خام گفته‌شده در مورد هنرمند، ذهنیت خاصی نسبت به او پیدا می‌کند که همواره به خاطر خواهد داشت.
ـ تفسیر زندگی هنرمند به نویسنده اجازه می‌دهد تا از زندگی و زندگی‌نامه، به عنوان محملی برای تبلیغ یک نظریه استفاده کند. به عنوان مثال، روایت فرویدی یا مارکسیستی یا کاپیتالیستی از داستان زندگی یک فرد، وقایع را در قالب تفاسیر خاصی قرار می‌دهد که بیش از هر چیز موید ادعاهای مستتر در آن نظریات است.

گاهی اوقات، زندگی‌نامه معمار، ممکن است همانند نقد ذوقی، به دستاویزی برای خلق اثری ادبی تبدیل شود. در این صورت بسیاری از حقایق مورد غفلت واقع شده و معمار به موجود دیگری تبدیل می‌شود. به عنوان مثال، این راند (Ayn Rand)، در سال 1968، از زندگی‌نامه فرانک لویدرایت، برای خلق یک رمان ادبی به نام «سرچشمه» بهره برده است. 

_________________________________________

þ بخش پیشین بازخوانی کتاب «معماری و اندیشه نقادانه»:

٣٢. نقد زندگی‌نامه‌ای ـ 1


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات: نقد معماری :: بازخوانی کتاب معماری و اندیشه نقادانه


پنجشنبه ۱٠ دی ۱۳۸۸

نقد معماری

نقد زندگی‌نامه‌ای ـ ١

بازخوانی کتاب «معماری و اندیشه نقادانه» ـ ٣٢

Architectural Criticism
Biographical Criticism - 1
Book Review: Architecture and Critical Imagination - 32

از زمان رنسانس تا به حال، توجه خاصی در ارتباط با خلق آثار هنری و ساختمان‌ها، به زندگی خصوصی هنرمندان و معماران و رویدادهای زندگی آنان مبذول شده است تا بتوان با درک منطق پیشرفت یک هنرمند، به نیت او در هر یک از کارهایش پی برد، چرا که این تشخیص پس‌زمینه‌هایی را معلوم می‌دارد که بدون دانستن آنها، داوری و قضاوت کور و تحمیلی خواهد بود. 

نقد زندگی‌نامه‌ای، مانند دیگر نمونه‌های نقد تشریحی، به دلیل کمک به فهم و دیدن وجوه بیشتری از بنا توسط مخاطب، بسیار ارزشمند است. این نوع نقد برای مخاطب زمینه‌ای فراهم می‌آورد که بر پایه آن نکات بیشتری از ساختمان را می‌فهمد و تجربه غنی‌تری در مواجهه با بنا به دست می‌آورد. توجه به نکاتی چون اشتغال دوم لوکوربوزیه به حرفه نقاشی، ارتباط ارو سارینن با پدر معمارش، کار با بازی‌های پازلی توسط رایت و امثال این اطلاعات در مورد رویدادها و زمینه‌های مرتبط با زندگی افراد، می‌تواند فرصت‌های بهتری برای درک و دست‌یابی به بناها را برای ما فراهم کند. اگر بدانیم که یک معمار چه واکنش‌هایی در طول دوران مختلف زندگی خود نسبت به پدیده‌ها و موارد مختلف بروز داده است، آن‌گاه می‌توانیم در مواجهه با ساختمان طراحی‌شده توسط او، بفهمیم که آیا او خود در طراحی این بنا، تحت تاثیر یا تاثیرگذار بوده است. همچنین می‌توانیم بفهمیم که معمار چگونه تخیلات خود را راهبری کرده، آنها را تعالی بخشیده، تضادها را خنثی کرده و در نهایت همه را در قالب یک عنصر هنری واحد شکل داده است. 

از آنجا که تعمیم‌دادن دیدگاه‌ها و نیات وابسته به زندگی‌نامه یک معمار در مورد همه ساختمان‌های او، توسط منتقد، کار چندان آسانی نیست، به همین خاطر، در صورت انجام بسیار جالب خواهد بود. کشف اینکه آیا معمارهای منزوی و غیراجتماعی از گنجاندن فضاهای اجتماعی در ساختمان‌هایی که در برنامه فیزیکی‌شان چنین فضاهایی پیش‌بینی نشده است، اجتناب خواهند کرد یا اینکه آیا طراح معماری که در امر تعلیم و تربیت بچه‌های خود مشکل دارد با توجیهاتی بر این نکته پافشاری خواهد کرد که کلاس‌های درس باز نباید چندان هم باز و آزاد برگزار شوند، خالی از لطف نیست.

البته گفتنی است که نقد زندگی‌نامه‌ای در مورد معماران نسبت به ادیبان و شاعران کمتر بوده است، شاید به این دلیل که معماران، بر خلاف شاعران، چندان اهل کلام نیستند و از این‌رو، کمتر به بیان خاطرات، نامه‌ها و رویدادهای زندگی خصوصی‌شان در جراید می‌پردازند. نقد زندگی‌نامه‌ای در معماری، بیشتر در زمینه‌های تاریخی (شرح حال یا سرگذشت) وارد شده است تا در نقدهای روزنامه‌ای یا مطالعات ارزیابی‌کننده بناها. به عنوان مثال، در شرح حال فرانک لوید رایت، رویدادهای زندگی شخصی او با رویدادهای زندگی حرفه‌ای وی در هم آمیخته و این بررسی و گزارش با توجه به هر دو زمینه انجام می‌شود. اما در آتلیه یا دفتر طراحی، شواهد زیادی در مورد تاثیر رویدادهای زندگی خصوصی افراد بر تصمیمات طراحی‌شان دیده نمی‌شود و اگر چنین مسائلی در نقدها دیده شود، نشان‌دهنده خبرچینی و کنجکاوی بیش از حد نویسنده‌ای است که ظاهرا از مسیر واقعی خود منحرف شده است. 

_________________________________________

þ بخش پیشین بازخوانی کتاب «معماری و اندیشه نقادانه»:

٣1. نقد تشریحی ـ 4


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات: نقد معماری :: بازخوانی کتاب معماری و اندیشه نقادانه


سه‌شنبه ۱٠ آذر ۱۳۸۸

نقد معماری

نقد تشریحی ـ 4

بازخوانی کتاب «معماری و اندیشه نقادانه» ـ ٣١

Architectural Criticism
Depictive Criticism - 4
Book Review: Architecture and Critical Imagination - 31

٣. نقد تشریحی روالی (رویه‌ای)
نقد روالی یا رویه‌ای، نوع دیگری از نقد تشریحی است که در مورد روند و مسیر به‌ وجود آمدن محیط فیزیکی مصنوع (معماری) سخن می‌گوید. اغلب نقدهایی که اطلاعاتی در مورد یک اثر به خواننده ارائه می‌کنند، بعد از وقوع آن اثر نوشته می‌شوند، به همین دلیل از قدرت چندانی در تاثیرگذاری بر تصمیم‌گیری‌های اولیه و اساسی مراحل طراحی و تولید اثر (پیش از ساخته‌شدن اثر) برخوردار نیستند. در واقع، ساختمان پیش از نقد طراحی و اجرا شده است و لذا می‌توان گفت منتقد خیلی دیر پا به عرصه می‌گذارد. از این‌رو، نقدی که به مسیر کار توجه کند، شاید بتواند در ایجاد اصلاحات موثرتر باشد، چرا که اگر ما بدانیم ساختمان‌ها چگونه ساخته می‌شوند، چگونه تغییر می‌کنند و چگونه ویران می‌شوند، بهتر می‌توانیم در به وجود آمدن‌شان مداخله کنیم.

هرگاه نقد به تشریح مسائلی از قبیل جریان مطرح‌شدن موضوعی برای طراحی، تصمیم‌ها، قضاوت‌ها، نظرها و مداخلات اجتماعی دخیل در انتخاب طرح، مسائل برنامه‌ریزی، روند توسعه و بازسازی، و حتی اتفاقاتی که برای بناهای موجود رخ می‌دهد، بپردازد، در زیرمجموعه نقد رویه‌ای قرار می‌گیرد.

هرچند اگر به طور سطحی به نقد تشریحی بنگریم، این نوع نقد را به دلیل آنکه تنها به توصیف آنچه هست، می‌پردازد، کسالت‌آورترین شیوه نقادی خواهیم یافت، اما اگر با تعمق بیشتر به این نوع نقد بنگریم، درمی‌یابیم که نقد تشریحی توان تحت تاثیر قرار دادن آینده را نیز دارد، چرا که صحبت‌کردن در مورد آنچه واقعا موجود است، در زمان مناسب و برای مخاطبی مناسب، می‌تواند تاثیرات مهمی به همراه داشته باشد. 

هاکستیبل، منتقد مشهور آمریکایی، در یکی از نوشته‌هایش، نتایج تاثیرگذار یکی از نقدهای روالی خود را، در جلوگیری از تخریب بناهای باارزش، چنین شرح می‌دهد: «در سال ١٩۶۵، با نوشتن مقاله‌ای داغ و پرحرارت، مدعی شدم که شهر سلم در ماساچوست، تحت نام بازسازی، مورد تجاوز و بی‌حرمتی قرار گرفته است، چرا که مسئله ترافیک و ساخت‌وساز در این به اصطلاح بازسازی جایی نداشت و ویژگی بارز این بازسازی، تخریب و انهدام بناهای شهری بود. ارائه این مقاله، باعث رسوایی عاملان این برنامه و بروز تحولات موثری در اجرای آن شد و اعضای شورای شهر را واداشت که دیداری از روند حفاظت و نگهداری بناهای تاریخی شهر به عمل آورند.»

_________________________________________

þ بخش پیشین بازخوانی کتاب «معماری و اندیشه نقادانه»:

٣٠. نقد تشریحی ـ 3


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات: نقد معماری :: بازخوانی کتاب معماری و اندیشه نقادانه


جمعه ۱٠ مهر ۱۳۸۸

نقد معماری

نقد تشریحی ـ ٣

بازخوانی کتاب «معماری و اندیشه نقادانه» ـ ٣٠

Architectural Criticism
Depictive Criticism - 3
Book Review: Architecture and Critical Imagination - 30

2. نقد تشریحی وجوه پویا
نقد تشریحی وجوه پویا که علی‌رغم اهمیت فراوان، معمولا کمتر از نقد وجوه ایستا مورد توجه واقع شده است، به ما نمی‌گوید که ساختمان‌ها از چه ساخته شده‌اند، بلکه از شیوه استفاده از آنها سخن می‌گوید. در این‌ گونه نقد، پرسش‌هایی از این قبیل مورد توجه قرار می‌گیرد: «مردم چگونه در فضا حرکت می‌کنند؟ آنجا چه رخ می‌دهد؟ در تجربه یک نفر در مواجهه با محیط فیزیکی چه مراحلی پیش می‌آید؟ چگونه بنا از وقایع درون یا اطراف خود اثر می‌پذیرد؟» در واقع، تشریح وجوه پویای هر اثر این امکان را فراهم می‌آورد که با توجه به واقعیت آن اثر، موفقیت یا شکست آن و اصولا شیوه رابطه‌اش با زندگی مردم معلوم شود.

برای دست‌یابی به دیدگاه‌هایی در مورد چگونگی کارکرد بناها، باید در مرحله اول به اطلاعات ارائه‌شده توسط ژورنالیست‌ها و دانشمندان علوم رفتاری متوسل شد، چرا که منتقدان معماری و مورخان به بحث در زمینه کالبد ساختمان علاقه بیشتری نشان داده‌اند. به عنوان یک نمونه از توصیفات ژورنالیستی در مورد وجوه پویای محیط مصنوع، می‌توان به نقد مرکز خرید میلواکی توسط Jay Scriba، یکی از نویسندگان برجسته مجله میلواکی، اشاره کرد که او در این نقد، استفاده از این بنا و الگوی فعالیتی آن را به پناه‌گاه عمودی تشبیه می‌کند: «همان‌گونه که روباه در سرما به پناه‌گاه‌های عمودی شکارچیان پناه می‌برد و به دام می‌افتد، مشتریان سرمازده هم به مراکز خرید پناه می‌برند و در دام فروشندگان می‌افتند.» Grady Clay، نویسنده مجله پیک لوییس ویل، نیز در بحثی راجع به چگونگی استفاده مردم از فضاهای مختلف شهر لوییس ویل، بر این نکته تاکید می‌کند که با وجود توسعه ارتباطات الکترونیکی، هنوز رابطه نفر به نفر اهمیت ویژه‌ای دارد و دقت به نحوه استفاده از فضاها و این نوع روابط متقابل انسانی، برای طراحان نیز هدایت‌گر خواهد بود: «یک قطعه خاص از پیاده‌روها، ورودی‌ها و راهروها در هر بلوک شهری به میزان فوق‌العاده زیادی قابلیت برانگیختن شایعات، واکنش‌ها، پیشنهادها، اخطارها، مخالفت‌ها، تعارض‌ها، برخوردها و نظریات متفاوت را دارد.»

به نظر می‌رسد که در نقد تشریحی وجوه پویا، از نگاه ژورنالیست‌ها به محیط مصنوع، نوعی وابستگی به یک استعاره کلیدی وجود دارد که این وابستگی در عملکرد دانشمندان علوم رفتاری کمتر به چشم می‌خورد، چرا که آنها بیشتر بر حقایق رفتاری تکیه دارند و تمایل کمتری به استفاده از تشبیهات و استعاره‌های مرتبط با زندگی روزمره از خود نشان می‌دهند. به عنوان مثال، یک دانشمند علوم رفتاری در مورد عملکرد بازی کودکان در یک مجتمع مسکونی چنین می‌گوید: «اغلب بازی‌ها در سه حیاط داخلی مجتمع که خود فضای سبز نیز دارد، انجام می‌شد. متناوب‌ترین فعالیت بیرونی، قدم زدن یا دویدن در طول سه بلوک از مجموعه و قابل‌توجه‌ترین مکان‌ها برای بازی‌های غیرساکن، مسیرهای سنگ‌فرش مجموعه بودند.» البته باید توجه داشت که روش‌های متفاوت اهداف متفاوتی را نیز دنبال می‌کنند و این طرز تلقی و نگاه هیچ‌گونه تاثیری، اعم از مثبت یا منفی، در نتیجه کار ندارد و فقط میزان استقبال و تصدیق عمومی، هر دیدگاه و نظریه را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. 

_________________________________________

þ بخش پیشین بازخوانی کتاب «معماری و اندیشه نقادانه»:

٢٩. نقد تشریحی ـ 2


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات: نقد معماری :: بازخوانی کتاب معماری و اندیشه نقادانه


سه‌شنبه ۱٠ شهریور ۱۳۸۸

نقد معماری

نقد تشریحی ـ ٢

بازخوانی کتاب «معماری و اندیشه نقادانه» ـ ۲٩

Architectural Criticism
Depictive Criticism - 2
Book Review: Architecture and Critical Imagination - 29

1. نقد تشریحی وجوه ایستا
نقد تشریحی ناظر بر وجوه ایستا تنها به تشریح و توصیف مستقیم جنبه‌های ایستای ساختمان‌ها، یعنی جنبه‌های مادی و فیزیکی آنها، می‌پردازد. به عبارت دیگر، این نوع از نقد تشریحی به شکل، کالبد و اصولا ظاهر بنا توجه دارد و در مورد ویژگی‌های فرم، مصالح و بافت دقت خاصی از خود نشان می‌دهد.

به عنوان نمونه‌ای از نقدهای تشریحی وجوه ایستا، می‌توان به یکی از نقدهای ژورنالیستی هاکستیبل اشاره کرد:
«بنا به صورت یک مکعب شیشه‌ای به وسیله ستون‌های گرانیتی محکم شده و توسط دیوارهای جانبی گرانیتی احاطه شده است. ساختمان دارای یک باغ در فضای داخلی مشتمل بر دوازده طبقه است. این پارک تراس‌دار بسیار بزرگ، با 160 فوت ارتفاع، دارای امکاناتی نظیر نورپردازی مناسب، سیستم تهویه مطبوع و تراس‌های بهارخواب است. درختان تنومندی نظیر اقاقیا، مگنولیا، اکالیپتوس و به طور کلی 999 درخت در این پارک سرپوشیده وجود دارد. ...»
هاکستیبل نیز مانند منتقدان ژورنالیست معتقد است نقد باید نخست به توصیف ساده واقعیات موجود بپردازد تا بدین‌ترتیب مخاطب نیز شناخت اولیه‌ای نسبت به پدیده مورد نقد به دست آورد و سپس با منتقد همراه شود. البته با چنین روشی، تفسیر خود منتقد از اثر نیز خواه ناخواه به مخاطب منتقل خواهد شد.

از آنجا که نقدهای تشریحی وجوه ایستا چندان بحث‌برانگیز نیستند و توصیف کلامی پدیده‌های فیزیکی به ندرت تا آن حد محرک و اغواگر است که قادر باشد توجه عمومی جامعه را نسبت به خود جلب کند، معمولا در مجلات و روزنامه‌های عامه‌پسند و پرطرفدار یا حتی مجلات علمی دانشگاهی، به ندرت شاهد چاپ نقدهای مفصلی از این دست هستیم. در نتیجه، توصیفات بسیار دقیق و توام با جزییات از تک‌بناها چندان متداول نیست و فقط به تحقیقاتی نظیر مطالعه بناهای تاریخی منحصر می‌شود که هدف اغلب این نوع مطالعات، ایجاد بایگانی‌های کامل دقیق و علمی در مورد بناهای تاریخی است. در انجام این مطالعات تلاش می‌شود که بناها همان‌گونه که هستند، ثبت شوند، چرا که این‌گونه مطالعات در راستای یک برنامه درازمدت، با این هدف که بعدها بتوان از مدارک و پرونده‌های حاصل از آن برای حفظ نگهداری و مرمت صحیح بناهای تاریخی استفاده کرد، تنظیم شده‌اند.

نوع سطحی‌تر و غیردقیق‌تری از شرح و توصیف بناها را می‌توان در کتب راهنما نیز یافت. تنها هدف چنین کتاب‌هایی که از نقد تشریحی استفاده می‌کنند، این است که اطلاعاتی کافی برای ایجاد انگیزه و علاقه در کشف و شناخت بیشتر بنا در خواننده ایجاد کنند و پاسخ‌گوی سوالات وی در مورد بنا ـ قبل یا بعد از مواجه شدن با آن ـ باشند. چرا که بر اساس این هدف، هرکدام از ما باید پس از خارج شدن از بنا، دست کم یک روایت قابل بیان از آن داشته باشیم.

ارائه شرح و توصیف کامل و دقیقی در مورد یک بنا، نه به یک روش واحد، بلکه به گونه‌های متفاوتی از روش‌ها و واسطه‌ها، شامل تصاویر، عکس‌ها، دیاگرام‌ها، کمیات فیزیکی و توصیفات کلامی، نیاز دارد. گاه از طریق صور غیرکلامی و واسطه‌های تصویری و گرافیکی، اطلاعات بیشتری در مورد ساختمان‌ها جمع‌آوری و بیان می‌شود. به عنوان مثال، نمودارها نشان می‌دهند که سمت‌های مختلف یک ساختمان چگونه کنار هم قرار گرفته‌اند، چه روابطی در بنا وجود دارد یا اینکه ضرورت عملکردی یک بنا چه بوده است. از بین واسطه‌های تصویری نیز، عکس (ولو اینکه بدون تعصب هم نباشد) معمولا واقعی‌ترین (غیرانتزاعی‌ترین) و به تبع آن، آموزنده‌ترین نوع اطلاعات را دربردارد. البته باید توجه داشت که هرچند عکس و تصویر عناصر و اجزای یک بنا را به خوبی مستند می‌کند، اما لزوما به شرح روابط میان آن اجزا نمی‌پردازد. 

_________________________________________

þ بخش پیشین بازخوانی کتاب «معماری و اندیشه نقادانه»:

٢٨. نقد تشریحی ـ 1


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات: نقد معماری :: بازخوانی کتاب معماری و اندیشه نقادانه


شنبه ۱٠ امرداد ۱۳۸۸

نقد معماری

نقد تشریحی ـ ١

بازخوانی کتاب «معماری و اندیشه نقادانه» ـ ۲٨

Architectural Criticism
Depictive Criticism - 1
Book Review: Architecture and Critical Imagination - 28

نقد تشریحی از دیدگاه بسیاری اصلا نقد نیست، چرا که کاری به مقوله قضاوت در مورد خوب‌ها و بدها ندارد و در این نوع نقد، ساختمان‌ها فقط به سادگی توصیف می‌شوند. اما با توجه به اینکه مردم عادت دارند جهان را از ورای دیدگاه‌های ثابت و غیر قابل تغییری که بر پایه تجربه‌های محدود گذشته آنها شکل گرفته است، بنگرند، نقد تشریحی به دلیل بیان ساده حقایق موجود و با وادارکردن ما به دیدن وجوه خاصی از اثر و پدیده مورد نقد و تمرکز روی آن وجوه، می‌تواند حداقل امکان شکل‌گیری تجربه‌ای تازه و فهمی جدید از اثر را برای ما فراهم ‌آورد. آنچه به منتقد در نقد تشریحی یک اثر، بهتر از سایر مردم، کمک می‌کند، حساسیت فوق‌العاده نسبت به جزییات و وسعت تجارب اوست.

اگرچه نقد تشریحی ظاهر توصیفی دارد و در آن، منتقد نگاه مخاطب را به مشاهده جایی یا چیزی هدایت می‌کند، اما این نوع نقد، صرف توصیف نیست و بر پایه دریافت و فهم خاص منتقد از اثر و در نتیجه تفسیر، داوری و قضاوت پیشین او استوار است، زیرا اگر منتقد خود متوجه اهمیت نکته‌ای در اثر نشده و آن نکته معمارانه را به درستی درک نکرده باشد، دیگر هدایت نظر مخاطب نقد به آن نکته وجهی ندارد. به بیان بهتر، او چیزی را پیشاپیش تفسیر و تحلیل کرده است، منتها در مقاله و نوشته خود چیزی از آنچه خود دریافته است، بروز نمی‌دهد، بلکه مخاطب را به نحوی وادار به توجه به نکاتی خاص در اثر می‌کند تا او خود به نتیجه‌ای مشابه و همسان ناقد برسد. بدین‌ترتیب، نقد تشریحی توجه مخاطب را به پاره‌ای از وجوه ساختمان جلب می‌کند و البته به تبع آن، وجوه دیگری را مورد غفلت قرار می‌دهد. این نوع نقد در جلب توجه خواننده به نکته‌ای خاص، ممکن است کار را تا آنجا ادامه دهد که نوعی نقد تفسیری القایی و جانب‌دارانه نیز از میان کار سر برآورد. با وجود این، باید توجه داشت که این نوع نقد بر خلاف انواع نقدها به طور مستمر به خود ساختمان‌ها رجوع می‌کند و از ارائه استعاره‌های عریض و طویل اجتناب می‌ورزد.

نقد تشریحی خود به سه روش جزیی‌تر تقسیم می‌شود:
1. نقد تشریحی وجوه ایستا
2. نقد تشریحی وجوه پویا
3. نقد تشریحی روالی
 

_________________________________________

þ بخش پیشین بازخوانی کتاب «معماری و اندیشه نقادانه»:

٢7. نقد توصیفی


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات: نقد معماری :: بازخوانی کتاب معماری و اندیشه نقادانه


چهارشنبه ۱٠ تیر ۱۳۸۸

نقد معماری

نقد توصیفی

بازخوانی کتاب «معماری و اندیشه نقادانه» ـ ۲٧

Architectural Criticism
Descriptive Criticism
Book Review: Architecture and Critical Imagination - 27

نقد توصیفی بیش از دیگر انواع نقد بر حقایق استوار است؛ این نوع نقد به بیان آن دسته از حقایق در مورد بناها یا مجموعه‌های شهری می‌پردازد که ارتباطی مستقیم با فرایند دیدن و مواجهه با بنا دارند. فرض منتقدان توصیفی بر این مسئله استوار است که مخاطب زمانی معماری یک بنا را درک می‌کند که بداند آن بنا در واقع چیست و چگونه به وجود آمده است.

نقد توصیفی ذاتا بر اساس فهم اثر (معماری)، از طریق صورت‌های مختلف تاویل (قرائت) اثر، بنا شده است. این نوع نقد درگیر قضاوت یا حتی تفسیر نیست، بلکه تنها به مخاطب کمک می‌کند تا آنچه را واقعا وجود دارد، ببیند.

به طور کلی، سه گونه نقد زیرمجموعه نقد توصیفی قرار می‌گیرند:
1. نقد تشریحی (Depictive Criticism)
2. نقد زندگی‌نامه‌ای (Biographical Criticism)
3. نقد زمینه‌ای (Contextual Criticism)
 

_________________________________________

þ بخش پیشین بازخوانی کتاب «معماری و اندیشه نقادانه»:

٢6. نقد ذوقی ـ 2


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات: نقد معماری :: بازخوانی کتاب معماری و اندیشه نقادانه