زروان: پژوهشگاه هنر و معماری

  • :: صفحه اصلی
  • :: فهرست یادداشت‌ها
  • :: پست الکترونیک
  • :: فید وبلاگ

نویسنده وبلاگ


  • کمال یوسف‌پور
    معمار و مدرس دانشگاه


  • یادداشت‌های اخیر

    • :: معماران فیلم‌های سینمایی ـ 4
    • :: تحولات و گرایش‌های معماری معاصر جهان از 1988 تا 2007 ـ 2
    • :: پروژه‌های دانشجویی معماری ـ 42
    • :: عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 13
    • :: گزیده‌ای از دیدگاه‌های خوانندگان ـ 29
    • :: کتابخانه و نمایشگاه تازه‌های کتاب اهواز / عادل اسدی و سالار صائمی
    • :: معماران فیلم‌های سینمایی ـ 3
    • :: تحولات و گرایش‌های معماری معاصر جهان از 1988 تا 2007 ـ 1
    • :: پروژه‌های دانشجویی معماری ـ 41
    • :: عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 12
    • :: گزیده‌ای از دیدگاه‌های خوانندگان ـ 28
    • :: نوروز 1391
    • :: معماران فیلم‌های سینمایی ـ 2
    • :: معماری در آیینه کاریکاتور ـ 5
    • :: پروژه‌های دانشجویی معماری ـ 40
    • :: عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 11
    • :: گزارش تصویری پایان یک کلاس و یک دوره تحصیلی
    • :: معماری زمینه‌گرا؛ چرا و چگونه؟ ـ 10
    • :: معماران فیلم‌های سینمایی ـ 1
    • :: توصیه‌های بزرگان معماری به معماران جوان ـ 2
    • :: پروژه‌های دانشجویی معماری ـ 39
    • :: عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 10
    • :: گزیده‌ای از دیدگاه‌های خوانندگان ـ 27
    • :: معماری زمینه‌گرا؛ چرا و چگونه؟ ـ 9
    • :: هفت آتریوم زیبای جهان
    • :: واژگان متن‌های معماری ـ 11
    • :: پروژه‌های دانشجویی معماری ـ 38
    • :: عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 9
    • :: گزیده‌ای از دیدگاه‌های خوانندگان ـ 26
    • :: معماری زمینه‌گرا؛ چرا و چگونه؟ ـ 8

    آرشیو زروان

    • :: اردیبهشت ٩۱
    • :: فروردین ٩۱
    • :: اسفند ٩٠
    • :: بهمن ٩٠
    • :: دی ٩٠
    • :: آذر ٩٠
    • :: آبان ٩٠
    • :: مهر ٩٠
    • :: شهریور ٩٠
    • :: امرداد ٩٠
    • :: تیر ٩٠
    • :: خرداد ٩٠
    • :: اردیبهشت ٩٠
    • :: فروردین ٩٠
    • :: اسفند ۸٩
    • :: بهمن ۸٩
    • :: دی ۸٩
    • :: آذر ۸٩
    • :: آبان ۸٩
    • :: مهر ۸٩
    • :: شهریور ۸٩
    • :: امرداد ۸٩
    • :: تیر ۸٩
    • :: خرداد ۸٩
    • :: اردیبهشت ۸٩
    • :: فروردین ۸٩
    • :: اسفند ۸۸
    • :: بهمن ۸۸
    • :: دی ۸۸
    • :: آذر ۸۸
    • :: آبان ۸۸
    • :: مهر ۸۸
    • :: شهریور ۸۸
    • :: امرداد ۸۸
    • :: تیر ۸۸
    • :: خرداد ۸۸
    • :: اردیبهشت ۸۸
    • :: فروردین ۸۸
    • :: اسفند ۸٧
    • :: بهمن ۸٧
    • :: دی ۸٧
    • :: آذر ۸٧
    • :: آبان ۸٧
    • :: مهر ۸٧
    • :: شهریور ۸٧
    • :: امرداد ۸٧
    • :: تیر ۸٧
    • :: خرداد ۸٧
    • :: اردیبهشت ۸٧
    • :: فروردین ۸٧
    • :: اسفند ۸٦
    • :: بهمن ۸٦
    • :: دی ۸٦
    • :: آذر ۸٦
    • :: آبان ۸٦
    • :: مهر ۸٦
    • :: شهریور ۸٦
    • :: امرداد ۸٦
    • :: تیر ۸٦
    • :: خرداد ۸٦
    • :: اردیبهشت ۸٦
    • :: فروردین ۸٦
    • :: اسفند ۸٥
    • :: بهمن ۸٥
    • :: دی ۸٥
    • :: آذر ۸٥
    • :: آبان ۸٥
    • :: مهر ۸٥
    • :: شهریور ۸٥
    • :: امرداد ۸٥
    • :: تیر ۸٥
    • :: خرداد ۸٥
    • :: اردیبهشت ۸٥
    • :: فروردین ۸٥
    • :: اسفند ۸٤
    • :: بهمن ۸٤
    • :: دی ۸٤
    • :: آذر ۸٤
    • :: آبان ۸٤
    • :: مهر ۸٤
    • :: شهریور ۸٤
    • :: امرداد ۸٤
    • :: تیر ۸٤
    • :: خرداد ۸٤
    • :: اردیبهشت ۸٤
    • :: فروردین ۸٤
    • :: اسفند ۸۳
    • :: بهمن ۸۳
    • :: دی ۸۳
    • :: آذر ۸۳
    • :: آبان ۸۳
    • :: مهر ۸۳
    • :: شهریور ۸۳
    • :: امرداد ۸۳
    • :: تیر ۸۳
    • :: خرداد ۸۳
    • :: اردیبهشت ۸۳
    • :: فروردین ۸۳
    • :: اسفند ۸٢
    • :: بهمن ۸٢
    • :: دی ۸٢
    • :: آذر ۸٢
    • :: آبان ۸٢
    • :: مهر ۸٢

    آرشیو موضوعی زروان

    • :: آثار برگزیده طراحی داخلی جهان (٢)
    • :: آرمین دانشگر (۱)
    • :: آموزش معماری (۳٧)
    • :: اکسپو 2010 شانگهای (۳)
    • :: بازخوانی کتاب معماری و اندیشه نقادانه (٢۸)
    • :: برترین‌های معماری (۱)
    • :: برداشت آزاد (۳)
    • :: پایان‌نامه‌های معماری (۱)
    • :: پروژه‌های دانشجویی معماری (۳٤)
    • :: تعریف معماری (۱)
    • :: جایزه معماری آقاخان (۱)
    • :: جایزه معماری پریتزکر (۱)
    • :: جوایز معماری (٢)
    • :: خانه‌های معاصر جهان (۳)
    • :: خواندنی‎های معماری (۱)
    • :: دانستنی‎های معماری جهان (٢)
    • :: دانستنی‎های معماری دوره اسلامی ایران (۱)
    • :: دانستنی‎های معماری معاصر ایران (۱)
    • :: دانشگاه آزاد اسلامی هریس (٢٢)
    • :: درس‌هایی از بزرگان معماری (۳)
    • :: درس آشنایی با طراحی معماری (٤)
    • :: درس طراحی معماری 2 (٧)
    • :: درس طراحی معماری 4 (٢)
    • :: درس طراحی معماری 5 (۳)
    • :: درس طرح معماری 1 (٢)
    • :: درس مقدمات طراحی معماری 2 (۱٦)
    • :: رویدادهای معماری (۳)
    • :: زبان تخصصی معماری (٢)
    • :: طراحی داخلی (٢)
    • :: طراحی معماری (٦)
    • :: عملکرد در معماری (٤)
    • :: گزیده‌ای از دیدگاه‌های خوانندگان (٢۱)
    • :: گفت‌وگوهای معماری (۱٧)
    • :: مبانی نظری معماری (٦٠)
    • :: مسابقات معماری (٢)
    • :: معرفی پروژه (۸)
    • :: معرفی کتاب (۱)
    • :: معماران ایرانی (۳)
    • :: معماران جهان (۳)
    • :: معماران جوان (۱)
    • :: معماری ایران (٢)
    • :: معماری ایستگاه مترو (۱)
    • :: معماری پارکینگ (۱)
    • :: معماری پل (۱)
    • :: معماری تئاتر (۱)
    • :: معماری خانه (۳)
    • :: معماری در آیینه کاریکاتور (٥)
    • :: معماری دفتر کار (۱)
    • :: معماری رستوران (۱)
    • :: معماری زمینه‌گرا (۱٠)
    • :: معماری سفارت‌خانه (۱)
    • :: معماری شهری (۱)
    • :: معماری فرودگاه (۱)
    • :: معماری مجتمع مسکونی (۱)
    • :: معماری معاصر ایران (۱)
    • :: معماری معاصر جهان (۳)
    • :: معماری معاصر هلند (٢)
    • :: معماری موزه (٢)
    • :: معماری نمایشگاهی (۳)
    • :: معماری هزاره سوم (۱)
    • :: معماری و سینما (٤)
    • :: معماری و طبیعت (۱)
    • :: معماری کتابخانه (۱)
    • :: موسسه آموزش عالی سراج (۱۳)
    • :: میدان‌ها و پلازاهای شهری (۱)
    • :: نقد معماری (۳٠)
    • :: واژگان متن‌های معماری (٤)
    • :: کامران افشارنادری (۱)
    • :: کانسپت در معماری (۱)
    • :: یادداشت ماه (۱)

    وبلاگ‌ها و سایت‌های معماری

    • :: + زروان: اخبار، رویدادها و حاشیه‌های معماری
    • :: دید هفتم: جستارهایی در معماری و هنرهای نمایشی
    • :: فضای رویداد: جستارهایی در هنر و معماری

    آمار بازدیدکنندگان



سه‌شنبه ۳٠ شهریور ۱۳۸٩

برداشت آزاد

دانشگاه، هنوز یعنی دانشگاه تهران! 

Free Take
!University means Tehran University

سهیلا بسکی، دانشگاه تهران: دوماهنامه معمار، شماره 49، خرداد و تیر 1387، ص 3

برای ما که بالاتر از 50 سال سن داریم، دانشگاه، هنوز یعنی دانشگاه تهران، حتی اگر خودمان آنجا تحصیل نکرده باشیم، حتی اگر سر و شکل دانشگاه تهران امروز روی تصاویر دوران جوانی‌مان نشسته باشد و وقتی به آنجا می‌رویم، در انبوه خط‌کشی‌ها و سایبان‌های نمازگزاران جمعه، پلاکاردها و نقاشی‌های دیواری ناهنجار و ساختمان‌های ناآشنای به نادرست و بد ساخته شده در فواصل ساختمان‌های قدیمی که قبلا به درستی تعریف و حساب شده‌اند، درست نتوانیم به جایش بیاوریم و حتی اگر تصورمان را از دانشگاه، ساختمان‌های مسکونی اجاره‌شده دانشگاه‌ها در اقصی‌نقاط تهران و ساختمان‌های زشت و سردستی دانشگاه آزاد در بر و بیابان‌های اطراف شهرها مخدوش کرده باشند.

نمی‌دانم نسلی که مثلا در ساختمان دانشگاه آزاد مرکز واقع در چهارراه فلسطین که گفته می‌شود زمانی قبل از انقلاب، زندان یا ساختمان امنیتی بوده است، معماری خوانده‌اند، پس از سال‌ها که عمری بر آنها بگذرد، نسبت به آن چه احساسی خواهند داشت. به هر حال، می‌دانم این خاصیت گذر سالیان است که موجب می‌شود نسبت به جایی هم که در زمان خود دوستش نداشته‌ایم، احساس تعلق کنیم، شاید چون تکه‌ای از ما در آنجا و تکه‌هایی از آنجا، مثل ترکش، توی وجود خودمان می‌ماند و چه بسا حتی در جریان زندگی، مثل سنگی که در بستر رودخانه می‌غلتد، گرد و نرم و پذیرفتنی شود. اما ما که هنوز طنین همهمه را زیر سقف‌های بلند تالارهای شکیل و متناسب دانشکده‌های دانشگاه تهران به یاد داریم و صدای گام‌ها را بر پله‌های پهن با لبه‌های طلایی فلزی و سنگینی درهای فلزی مسی‌رنگ و دستگیره‌های بشقابی بزرگ آنها را که با طمانینه و بی‌صدا باز و بسته می‌شدند، و زمزمه ملایم جویبار را پای درختان کهنسال چنار، و جنبش و غلیان و جاذبه‌های افسون‌کننده و تقدس چیزی در پشت میله‌های سبز و سردر خاطره‌انگیز آن را که دست‌یافتن به آن، رویایی سرمست کننده بود، نمی‌توانیم باور کنیم که فقدان خاطراتی آمیخته با احساس غرور و عزت نفس و افتخار به محل تحصیل، برای نسل جوان، ضایعه‌ای قابل جبران باشد.

مقایسه مجموعه‌ای از طرح‌های دانشگاه‌ها، از قدیم و جدید، می‌تواند برخی پرسش‌ها را در مورد عملکرد مسئولان دانشگاه‌ها، به ویژه دانشگاه‌های آزاد، مطرح ‌کند که به رغم دریافت شهریه‌های قابل توجه از دانشجویان و بهره‌برداری از تسهیلات خاص برای دریافت زمین و امکانات، بدترین نمونه‌های دانشگاه را در این سرزمین ساخته‌اند.

 

محمد محمدزاده، دانشگاه‌های آزاد: دوماهنامه معمار، شماره 49، خرداد و تیر 1387، ص 111

... به نظر می‌رسد متاسفانه در سال‌های دهه اخیر، رستوران‌ها و بوتیک‌ها و اخیرا بانک‌های خصوصی سهم بیشتری در تغییر چهره محیط و شهرهای ما داشته‌اند تا مراکز فرهنگی، دانشگاهی و حتی شهرداری‌ها. اگر این نتیجه‌گیری درست باشد، دو سوال اساسی مطرح می‌شود:
ـ اگر گردش مالی بسیار خوب یک دانشگاه نتواند ارزش‌های فرهنگی معمارانه و فضای مطلوبی برای دانشجویان و عموم مردم ایجاد کند، از دیگران چه انتظاری می‌رود؟
ـ معماران، مشاوران، ناظران و پیمانکاران این ساختمان‌ها چگونه انتخاب شده‌اند و برگزاری مسابقات یا رقابت‌های آزاد، تا چه حد می‌تواند برای ارتفای کیفی این ساختمان‌ها مفید باشد؟ ...


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات: برداشت آزاد


چهارشنبه ۳٠ دی ۱۳۸۸

برداشت آزاد

ما به معماران زیادی نیاز داریم که معمار نباشند! 

Free Take
!We need many architects who are not architects

لی دبلیو. والدرپ، معماری: رشته شغل‌ساز: فصلنامه معمار، شماره 2، پاییز 1377، صص 78-79

اگر جوانی که می‌خواهد مهندس معمار شود، نظر شما را بپرسد، چه جوابی به او می‌دهید؟ آیا با برشمردن جنبه‌های مثبت این حرفه، از جمله امکان بهبود بخشیدن به کیفیت زندگی جامعه، از راه تاثیرگذاشتن بر محیط ساخته‌شده و افزون بر آن، خلاقیت و تنوع زمینه‌ها، او را به این کار تشویق می‌کنید؟ یا جنبه‌های منفی، از قبیل پنج تا هفت سال تحصیل، حداقل سه سال کارآموزی، آزمون دلهره‌آور دریافت پروانه اشتغال و تحمل ساعت‌ها کار با حقوق کم، را برجسته می‌کنید؟

من به مناسبت شغل مدیریت آموزش، هر روز با معمارانی پرشور برخورد می‌کنم که با دادن آمار و اطلاعاتی که برای انتخاب آگاهانه شغل به آنها نیاز دارند، از صمیم قلب تشویق‌شان می‌کنم؛ به آنها می‌گویم برای مهندس معمار کارآزموده کار فراوان است و تحصیلات مهندسی معماری تخته پرش شغل‌های گوناگونی است.

... به همکارانی برمی‌خورید که مهندس معمارند، ولی از رشته‌های مرتبط امرار معاش می‌کنند. ... بر اساس برآوردها، فقط 50 درصد از فارغ‌التحصیلان داخل حرفه می‌شوند و پروانه اشتغال معماری می‌گیرند. اگر این برآورد حقیقت داشته باشد، دیگر نباید غصه محدودکردن برنامه‌ها یا آموزش معماری را بخوریم. برعکس، باید روش‌هایی پیدا کنیم که به دانشجویان معماری نشان دهیم چگونه مهارت‌هایی را که با مشقت به چنگ آورده‌اند، در رشته‌های دیگر به کار برند. از سوی دیگر، مدارس و سازمان‌های حرفه‌ای معماری ما باید با گروه‌های حرفه‌ای و پیشه‌وری دیگر، شبکه‌ای تشکیل دهند و آنها را از مهارت‌های گسترده خلاق و مشکل‌گشای مهندسان معمار کارآزموده آگاه سازند. برای به کار بردن این مهارت‌ها، لازم نیست شخص حتما مهندس معمار حرفه‌ای دارای پروانه اشتغال باشد.

... بنابراین اگر بار دیگر آقا یا خانم جوانی نزد شما آمد تا درباره مهندس معمار شدن پرس‌وجو کند، با اطمینان کامل، او را به این کار تشویق کنید. ما به معماران زیادی نیاز داریم که معمار نباشند. ... فارغ‌التحصیلان معماری مهارت‌های پرقدرت مسئله‌یابی و مسئله‌گشایی مورد نیاز یک طراح را در اختیار دارند. اطمینان دارم که آنها به خوبی خواهند توانست با ابداع تعاریف جدیدی برای کار پراهمیت مهندسان معمار که در چشم‌انداز اجتماعی فعالیت بشر و حوادث زندگی نقش پیدا می‌کنند، مشاغل خلاق مخصوص به خود را طراحی کنند.


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات: برداشت آزاد


سه‌شنبه ۳٠ تیر ۱۳۸۸

برداشت آزاد

حرف نزن، برو معماری کن، وردار بیار! 

Free Take
!Don’t Say a Word, but Take Your Architectural Work Seriously

محمدرضا موفقی، برو معماری کن، وردار بیار: مجله معماری و شهرسازی، شماره 48-49، اسفند 1378، صص 122-123

... گرایش شدید به معماری اتوپیایی و حرف‌زدن به جای فضاسازی ملموسی فیزیکی، و نه فقط بسنده‌کردن به این، بلکه رساندن کار تا به آنجا که فضاسازی بدون حرف و بدون سخن‌گویی معمار، جایی برای حضور نداشته باشد و ضدارزش شدن «سکوت و کار» و ارزش‌شدن «کار نکردن و حرف»، جز دور شدن از تجربه درک فضا و دست ‌و پنجه نرم کردن با جان کلام معماری، چیزی عاید دانشجویان نخواهد کرد. دانشجویان اکثرا از تصور فضایی کوچک‌ترین و ساده‌ترین فضاهای ممکن عاجزند، ... تا چه رسد به فضایی بزرگ و پیچیده. اما روبرو شدن با این مسئله احتیاج به همت و ممارست مدام و تفحص دارد و خوب صد البته راحت‌طلبی از طرفی و توقع بالا داشتن برای گرفتن نتیجه‌ای پر سر و صدا در زمانی اندک، دانشجو را به سوی کار نکردن و حرف‌زدن سوق می‌دهد.

از طرف دیگر، گرفتن نمره معماری هم چندان ارتباطی با نوع خلق معماری دانشجو ندارد. آنچه به عنوان نمره معماری به دانشجو داده می‌شود، چیزی در حد همان نمره انضباط دوران دبیرستان است. اگر دانشجویی در سر کلاس‌ها حضور داشته باشد (آن هم فقط در حد حضور فیزیکی محض) و تعدادی مشخص کرکسیون انجام دهد و به مقدار خیلی جزیی در تحویل پروژه آخر ترم (حتی در نهایت بی‌ذوقی) مایه بگذارد، نمره الف او صددرصد تضمین است و ظاهرا آنچه کمترین اهمیت را دارد، نوع معماری و عمق فضای خلق‌شده است (البته استادان استثنایی هم وجود دارند که قاعدتا به همین دلیل تحت فشار نظام آموزشی قرار می‌گیرند). ...

از طرف دیگر، یک دانشجوی معماری در معرض نقد دو قشر متفاوت قرار دارد: نخست استادان و سپس «فضای مخاطب» دانشکده. جلب نظر اولی فقط برای کسب نمره است، اما دومی شخصیت طراحی او را نقد می‌کند. برای موفقیت در اولی مسیر مشخص است: احتیاج به کار معماری نیست. اگر هم مقام وی به آنجا رسیده باشد که به نمره بی‌اهمیت شده باشد(!)، کلا قضیه منتفی است. آنچه در عمل می‌تواند اندک فشاری وارد کند، همان نگاه مخاطبان مورد اهمیت وی به دستاورد ذهنی اوست، یعنی در حقیقت آنچه نظام فکری و حرکت معماری شخص را باعث می‌شود، همان فضای غیرفیزیکی اطراف او در محیط دانشکده است. اکثر ارزش‌ها و ضدارزش‌ها در نقد پروژه‌ها مولود همین فضاست. ... آنچه که جو غالب در این فضاها به شمار می‌آید، همان فضای حرف و گرایش‌های ناقص اتوپیایی است. «شلنگ تخته انداختن» و «فرم بازی کردن» اکثرا کالای رایج این بازار است؛ ... چرا که همان‌گونه که اشاره شد، دست و پنجه نرم کردن با مقوله فضاسازی، نتیجه قابل ارائه پر سر و صدایی ندارد و همچنین انرژی مدام و دامنه‌دار می‌طلبد. ...

«مفهوم» شاید از معماری جداشدنی نباشد، ولی اصالت مطلق دادن به آن و استفاده به اصطلاح ابزاری از این مقوله برای توجیه هوس‌بازی‌های ذهنی، باعث دوری هر چه بیشتر از «معماری‌کردن» است. بنا به گفته‌ای: «حرف نزن، برو معماری کن، وردار بیار!»


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات: برداشت آزاد :: آموزش معماری