ذکر احوال شیخنا و سیدنا هادی میرمیران

برداشت آزاد

 <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

ذکر احوال شیخنا و سیدنا هادی میرمیران

 

نگاهی طنزآمیز به زندگی میرمیران

 

Free Take

Biography of Our Master, Seyyed Hadi Mirmiran

A Satiric Review on Mirmiran’s Life

 

ح. ل. دیلماج، تذکره‌المشاهیر معماری: فصلنامه معماری ایران، شماره 2، پاییز 1379، صفحه 98

 

آن معمار علی‌الاطلاق، آن سید به استحقاق، آن کثیرالسفر میان اصفهان و تهران، آن به قول خودش (و زنش) نادره دوران، قطبنا و سیدنا هادی میرمیران، برنده جوایز متعدد معماری بود، و جاه و مقام را دائم به بی‌قراری بود، و از حقوق دادن فراری بود.

نقل است روزی در کودکی با همسالان خود به گردش بود که رودخانه‌ای بادید آمد. یاران گفتند: "یا سیدهادی، جامه در کنیم و خود در آب زنیم." گفت: "من بالاپوش مارک BOSS خود چگونه به درآرم؟" و چون یکی از کودکان به انکار او اصوات بی‌معنی از دهان برآورد، شیخنا او را گفت:

آهای بچه، چقدر تو بی‌کلاسی                   همین بس بی‌کت‌وشلوار "باس"ی

کودک به پاسخ بانگ برآورد:

برو بینیم بابا ای سیدهادی                        چرا اسم خودت بر من نهادی؟

و نقل کنند که این مشاعره تا چهل شبان‌روز در کار بود، تا سیدنا بیهوش بر زمین افتاد. چون با هوش آمد، چنان در خلائق می‌نگریست که زان پس تا سی سال هیچ کس لب او خندان ندید، مگر آن روز که چون ماکت عظیم کار خود در حیاط دانشکده آتش زد، تبسم کرد. گفتندش: "میرمیری (!) چه وقت این است؟" گفت: "مینو میگه اول قدم در آرsheتکت شدن همین ادااصول‌هاست. من هم رضای انتلقتوئلان را تبسم کردم!" و این از کرامات او بود.

 

کاریکاتور سیدهادی میرمیران، اثر مهران خوشرو 

 

نقل است که کارفرمایی او را هزار دلار آورد که "بگیر". گفت: "من از کارفرمایان هیچ نستانم." گفت: "پس از کی می‌ستانی؟"، گفت: "از کارمندانم ـ کثرالله تعدادهم ـ به آن قسم که در شرکتم کار کنند، و من ایشان را هیچ ندهم، مگر به هفتصد شبان‌روز، یک‌بار!" و گویند کار فرما صیحه زد و چنان بگریست که همه کاغذهای کالک و البوستی از آب دیده تر شد. و چون در دم خبر آوردند که "یکی از کارمندانت از گرسنگی خودش را انداخت در چاه"، شیخنا گفت: "در عوض یه خودنویس مون‌بلان خریدم، عین ماه!" و این نیز از کرامات او بود ـ اعلی‌الله مقامه!

پس از طرح کانسای، شیردل نامی به عداوت با شیخنا هر جا نشست، گفت: "طرح کانسای را ما کشیدیم، Honorable Mention آن سیدهادی برد." هادی این سخن بشنید و او را به مناظره خواند ـ و آورده‌اند که اینان چندان به یکدیگر فحش و ناسزا دادند که هفت‌هزار صفحه کتاب "زبده‌الفحش و الناسزا" برگرفته از همین مناظره است. آنگاه شیردل ـ رضی‌الله عنه ـ لب ورچید که: "قهر، قهر، تا روز قیامت." پس شیخنا گفت: "همه رفتند، رئیس دانا هم ـ زیده شاربه (!) ـ رفت (چون هیچ رئیسی از خود ما داناتر نیست!) حالا تو هم برو."

تا دلم شکوه رو آغاز می‌کنه                       زرتی شیردل واسه من ناز می‌کنه

هم نقل است که او را گفتند «بهترین کارهای معماری نام ببر»، گفت: "کارهای ما و ما و ما و ..." چندان که پنداشتند به "ماما" نیاز دارد. و گویند تا آن دم که فرمان یافت، چیزی جز "ما" نگفت.

والله اعلم!

 

 

/ 8 نظر / 108 بازدید
علی

بابا ای ول به مرده هم رحم نمی کنيد استغفرالله ربی و اتوب اليه خدايش رحمت کناد.

چرا وبلاگ شما جز دسته وبلاگهای شخصی است نه هنری؟

ابوالفضل

من اين نوشته‌ها رو كه اگر اشتباه نكنم حميد خادمي مي‌نوشت خيلي دوست داشتم... لطفا بعد از به روز كردن، آدرستون رو اينجا پينگ كنيد كه من متوجه بشم. ممنون. http://www.blogrolling.com/ping.phtml

ديد هفتم

كمال عزيز سلام، بسيار سپاسگذار از لطفي كه به ديد هفتم داري. مسلما ديد هفتم بخش بزرگي از روند خود را مرهون دوستان بسيار عزيزي چون تو مي داند.

رنگين کمان

طنز شما چه قدر به واقعيت نزديک بود ؟ واقعا دوست دارم بدونم . اگر امکان دارد پاسخ مرا بدهيد.

يه بنده خدا

واقعا چقدر ميرميران را می شناسی که به اين استاد مسلم معماری اينجوری توهين ميکنی؟ اگه يه دانشجوی تازه وارد معماری اينا رو بخونه راجع به ميرميران چه جوری فکر می کنه؟ تا وقتی از اون همه ايرانيت معماری مارک bossلباسش رو می بينيد انتظار نداشته باشيد معماری ما از چهره ی خاله زنکی و عقب مانده رها بشه....

محسن

میمیران... ما خیلی نفهمیدیمش...[ناراحت]

رضایی

با سلام معماری ,معمار و اسم اصیل مهراز در جامعه ای زندگی میکنیم که هر کسی اسمی از قبیله ی معماران را به دوش می کشد :یک نفر مهندس معمار,دیگری نقشه کش,کدیست و... حال در همه این افراد جای تاسف است که ادبیات گفتاریشان از بی ادبی یا بهتر بگویم نادانیشان است. من امروز داشتم بعد از گذری به دنبال سایت هایی که مقاله ای در تشریح استاد میر میران وتاثیر همه جانبه ایشان را در معماری کشور جستجو می کردم که به وبلاگی که تا زمانی قبل یکی از بهترین وبلاگ های فارسی می پنداشتم به این فاجعه تاسف بار برخوردم. آقای یوسف پور برای شخصی مثل شما قابل تامل است که این طنز بی جا و بی ادبانه در مدتی کوتاه بعد از فوت استاد ,که حتی جانبه مراعات هم در قاموس شما معنا ندارد در این جا آورده شده است. کمی به منابع و همچنین نویسندگانی که از آنجا ذکر مطلب میکنید حساسیت و کمی فکر کردن به خرج دهید که اینها نشان دهنده شخصیت ,طرز فکر کردن شما هستد . کاش میشد به جای این برداشت مفتضح به آبروی قشر دانشگاهی کشور هم احترام میگذاشتید که بن مایه ی بی آبرویی فرهیختگان کشور نشود.