مبانی زیبایی‌شناسی معماری امروز جهان

معماری جهان

مبانی زیبایی‌شناسی معماری امروز جهان

Architecture of the World
Principles of Aesthetics in The World’s Today Architecture

سبک‌ها یا به بیانی بهتر، گرایش‌های معماری در جهان کنونی که شرایط و تحولات اجتماعی، اقتصادی، علمی، فرهنگی و هنری پیچیده‌ای را پشت سر گذاشته و دایما در حال تجربه شرایط و تحولات پیچیده‌ جدیدتری نیز است، از تنوع و گونه‌گونی بسیار زیادی برخوردار هستند که همین امر، گونه‌شناسی این گرایش‌ها و بحث منسجم و نظام‌مند درباره زوایای مختلف هر یک از آنها را دشوار می‌سازد. با توجه به این واقعیت، آیا می‌توان مشترکات زیربنایی بخش عمده‌ای از گرایش‌های متنوع معماری امروز جهان را در مبانی و اصول مشخصی خلاصه کرد و از این رهگذر، به دیدگاه روشن‌تر و منسجم‌تری در مورد تحولات کنونی معماری جهان دست یافت؟

بهرام شیردل در گفت‌وگو با فصلنامه آبادی (شماره 17، تابستان 1374)، با اذعان به این واقعیت که در سال‌های اخیر، بعد از سپری‌شدن دوره منسجم و یکپارچه مکتب مدرنیسم در سال‌های 1910 تا 1940، دوره پست‌مدرنیسم در سال‌های 1960 تا 1980 و معماری دیکانستراکشن در دهه 1980، رویکرد‌های خاصی در معماری پدید آمده است که نمی‌توان نام آنها را سبک گذاشت، از یک جریان معماری به عنوان گرایش غالب و مطرح در سطح جهانی و در محافل مختلف معماری یاد می‌کند که می‌کوشد پاسخ‌گوی برنامه‌ریزی‌های پیچیده جهان امروز در عرصه‌های مختلف باشد و معماران نیز تا اندازه‌ای اصول آن را به عنوان اصول معماری‌ای که زمان ما را توصیف می‌کند، پذیرفته‌اند.

شیردل در تبیین مبانی و اصول جریان غالب معماری امروز جهان، به سه سرفصل اساسی اشاره می‌کند که وجه اشتراک آنها در بین‌المللی و جدید بودن است:
1. اقتصاد بین‌المللی جدید
2. تکنولوژی بین‌المللی جدید
3. علوم بین‌المللی جدید

در واقع، امروزه در معماری جهان، پای‌بندی به سبک‌های مختلف چندان مطرح نیست، بلکه کوشش بر آن است که نوعی معماری، متناسب با اقتصاد، تکنولوژی و مسائل علمی جدید، عرضه شود که بر اصولی مشخص و حتی زیبایی‌شناسی خاص خود استوار است. شیردل از ژان نوول، پیتر آیزنمن، دانیل لیبسکیند، تویو ایتو و رم کولهاس، به عنوان معماران مطرح و تاثیرگذار این جریان جدید یاد می‌کند.

/ 6 نظر / 14 بازدید
فاطمه شريعتمداري

دكتر ابوالقاسم بصير هم كه تازگي به ايران اومده بودهاند توي سخنراني اي كه واسه بچه ها داشتند بر زنده بودن معماري و رشد روزافزون اون تاكيد م يكردند. به گردش سرمايه در كشورها كه مبناي رشد سريع همه اين پيشرفت ها توي جوامع بوده اشاره كردند و اين كه همه ي اركان زندگي بايد با هم پيشرفت كنه و معماري يه جا مسكوت نمونه. البته من مي گم كه در اين بين نبايد انسان واقعي رو هم فراموش كرد....

bhy

شاید سوال این باشد که اصول مورد اشاره چه زمانی مبنای جریان غالب معماری آن زمان نبوده اند؟! علم و تکنولوژی و اقتصاد همواره پایه هر جریان فرهنگی/ساختاری بوده و هست.... این نگاه ایشان بیشتر کلی گویی است که چیز جدیدی به دانسته ها اضافه نمی کند... امتحان کنید و این سوال را از دانشجویانتان بکنید، تقریبا همین جواب را خواهید داشت... حال باید پرسید اصولا مساله معماری ما و جهان چیست و بعد جوابش را پژوهش کرد... .

فاطمه شریعتمداری

مبنای غالب معماری... علم و تکنولوژی و اقتصاد . همیشه این طور نبوده است. در بعضی نقاط عطف تاریخ این اتفاق می افتد. نوعی ضرب آهنگ و تپش استوایی در رقابت برای رشد و توسعه و گونه ای خود تخریبی سترگ که ثمره خودپرستیهایی است که به نحوی خشن با یکدیگر ستیز می کنند منفجر می شوند و برای رسیدن به آفتاب با هم می رزمند. عاجز از یافتن هر حدی... یا ملاحظه ای در چارچوب اخلاقیلتی که در اختیار آن هاست. اخلاقیات.

bhy

خانم شریعتی لطفا یک مثال عینی از این مجموعه مضاف و مضاف الیه ها ارایه دهید.

bhy

دقیقا منظورتان از "دست‌مایه اصلی آفرینش معماری" چیست؟ اول باید ببیتیم منظورمان از معماری 99% غالب است یا اینکه کمتر از 1% که توسط عده‌ای به اصطلاح ستاره معماری و البته با زدو بند های خاص خودش تولید می‌شود.....

فاطمه شریعتمداری

مسئله ما و معماری جهان چیست؟ سوال خیلی کلی است. و با یک سوال کلی نمی شه به جواب ریز و کاربردی رسید. اما می شه جواب کلی داد. و با یه دید وسیع افق ها و اتفاقات رو در آینده دید. مجموعه مضاف الیه ها از نیچه بود. و اتفاقاتی رو که در دوره ی مدرن قرار بود اتفاق بیافته پیش بینی کرده بود. یعنی توسعه ولی بی حد و مرز. بدون چیزی که بتونه با اون همراه بشه و رامش کنه. پیشنهاد می کنم فاوست گوته رو حتما بخونید.