دانستنی‎های معماری معاصر ایران ـ 4

در اطلاعیه انجمن آرشیتکت‌های ایرانی دیپلمه، چنین می‌خوانیم:
"... سال گذشته، عده‌ای از مهندسین معمار ایرانی به خیال افتادند که این نیروهای پراکنده را جمع نمایند و دست به دست هم دهند و انجمنی از کلیه مهندسین معمار دیپلمه ایرانی تشکیل دهند و به اتفاق، در احیای فن معماری ایران بکوشند و از کلیه همکاران بدین‌منظور دعوت شد و چون کلمه معمار در کشور ما مبتذل شده و آن معنی که لازم است از آن بدست نیامد، لغت بین‌المللی «آرشیتکت» را که در اغلب السنه دنیا معمول است، انتخاب و مجمع خود را انجمن «آرشیتکت‌های ایرانی دیپلمه» نامیدند. این انجمن، چنانچه گفته شد، جز احیای فن معماری و شهرسازی کشور، هدف و مقصودی ندارد." (2)


oآیا می‌دانید نخستین نشریه تخصصی معماری در ایران، چه نام داشت و در چه سالی و توسط چه کسی چاپ شد؟

þمجله آرشیتکت که در سال 1325، توسط انجمن آرشیتکت‌های ایرانی دیپلمه و به سردبیری ایرج مشیری، به چاپ رسید.

در مقدمه شماره اول مجله آرشیتکت که به قلم ایرج مشیری نوشته شده بود، چنین می‌خوانیم:
"منظور ما از انتشار این مجله، بحث در فنون معماری و شهرسازی و مسائل مربوط به آنهاست. ما می‌خواهیم چگونگی آخرین پیشرفت‌های فنون مزبور را به نظر خوانندگان عزیز برسانیم. ... منظور عمده انجمن آرشیتکت‌های ایران، این است که افتخارات صنعتی ایران را تجدید و نقائص عارضه بر آن را رفع نماید. ... شاید گفته شود که با این همه تفصیل، چرا یک کلمه بیگانه را برای عنوان مجله اختیار کرده‌ایم. ... به طور خلاصه، عقیده ما بر آن است که مفهوم کلمه آرشیتکت وسیع‌تر از آن است که از کلماتی نظیر معمار و غیره به دست می‌آید. به علاوه، این کلمه یک جنبه بین‌المللی داشته و از این‌رو، به کاربردن آن، تا حدی، منطقی به نظر می‌رسد." (2)

_________________________________________
þ پی‌نوشت:
1. کیانی، مصطفی، 1383: معماری دوره پهلوی اول، موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران.
2. بانی‌مسعود، امیر، 1388: معماری معاصر ایران، نشر هنر معماری قرن.

/ 45 نظر / 27 بازدید
نمایش نظرات قبلی
داریا

کاندیلیس : ".....باید اول جنبه های کلی مسئله را با همه پیچیدگی های آن بیان نماییم و سپس تجلی آن را در "واقعیت زندگی روزمره و وضعیت امروز توضیح دهیم .بی انکه در مباحث ابهام آمیز که مارا به جایی نمی رساند غرق شویم....چگونه میتوان از زندگی روزمره مردم و اشتغالات مردان و زنان و خانواده آنان نسبت به محیطشان بی اطلاع بود و یا ان را فراموش کرد؟چگونه میتوان از مسائل جدیدی که برای ساکنان محیط بوجود میاید و نیاز به راه حل های درست و جدیدی دارد .بی خبر بود؟.

داریا

دامیان : طبعن در باره موضوع سنت میتوان مطالب فلسفی و تئوری زیادی عنوان کرد. من با علاقه زیادی مقاله آقای اردلان را دنبال کردم. آقای اردلان در این مقاله شرح داده همانطور که در دانه های برف شباهت و جود دارد در طرح ساختمان ها نیز باید این وجه مشترک را تشخیص داد و بنابراین نتیجه میگیرد که روحی بصیر این شیوه شهرسازی و طرح ریزی شهری را بوجود آورده است و طرح راهی که از سراسر بازار میگذرد معلول این نتیجه گیری های تئوریک تلقی گردیده است. من خیلی به انسان خاکی نزدیکم و فکر میکنم که طرح از نیاز های گوناگون و واقعی نسل های متوالی بازرگانان بوجود امده است {الگو ها}. این بازرگانان به دلایل تجاری و نه در نتیجه ملاحظات فلسفی و زیبائی در بازار دکان داشتند......

داریا

ادامه سحر شالچی گرامی همانگونه که شما نیز تذکر داده اید چه از نظر آموزش و چه از نظر حرفه و یا شناخت نیاز های متنوع اجتماعی و پاسخگویی به انها دچار ابهامات زیادی هستیم. شناخت و رفع این ابهامات و به همان اهمیت .شناساندن کارکرد ها و قابلیت های واقعی معماری در ارائه سرویس به جامعه { تصحیح خطای برداشت عامیانه در مورد معماری به مثابه تزیین که متاسفانه مورد بی توجهی است} جز با تشریک مساعی و تشکل معماران و شهرسازان ممکن نیست. تقسیم کار حرفه ای و تعیین خطوط اساسی فعالیت و گزارش فعالیت ها در درون حرفه و به بیرون حرفه و ... بدون چیزی شبیه انجمن چگونه ممکن است؟ بدینگونه است که درایت و مسولیت شناسی که در 65 سال پیش و برای اولین بار صورت گرفته جای تحسین و تمجید دارد. معماری ایران متوقف مانده زیرا بررسی و حل مسائل ان طی یک فرایند کار جمعی تقسیم کار نشده است.

داریا جان جدا ...سخنانت تامل بر انگیزند. ادامه جمعی این مباحث تحت سرفصل ها امیدوار کننده است.

باید بیشتر روی موضوع فکرکنم اما شاید وقتی بحث سنت می شود باید خیلی از مواضع روشن شود. وقتی بحث الگو می شود نیز همین طور. نیازها و خواسته های گذشته حال و آینده روشن شود . شکل گیری و تکوین مدنظر است؟ یا استفاده و رفتار؟ آسیب شناسی شود. آیا فضا در گذشته پاسخگو بوده؟ در حال چطور؟ "نیازهای حال چیست"؟ آیا نیازی به رجوع به سنت هست؟ ‌اگر هست در کدام زمینه؟ موضوع بحث زیبایی شناسی است که شاید در بعضی ابعاد ها جنبه مصداقی پیدا کند یا موضوع ساختارهای اجتماعی است؟ موضوع معماری نمادین است یا معماری مردمی؟ از هر کدام از این ها چه برداشت هایی می توان کرد؟ آیا دریافت ما بصورت فراستی است یا فرایندی علمی یا هر دو؟ و درکدام زمینه؟

سحر شالچي

دارياي عزيزسپاسگذارم كه مطالب بسيار جالبي رو عنوان كرديد.خصوصا بخش گفتگوهاي مطرح شده كه براي من تازگي داشت. منهم با نظر شما كاملا موافقم كه اگر قرار باشد از معماري گذشته درس بگيريم اول بايد در اين زمينه به شناخت برسيم. متاسفانه در اين زمينه منابع بسيار محدودي در دست است و بسياري از نوشته هاي مربوطه نيز به مطالعات محققين غير ايراني برمي گردد كه ديدگاهي انتزاعي و متافيزيكي نسبت به شرق و در نتيجه هنر شرقي دارند. ناكارآمدبودن تفكرات گذشته در مورد مسائل امروز رو من در مورد معماري مطرح نكردم بلكه منظور من به طور مشخص سيستم آموزشي بود كه با شكل نوين و فراگير امروزي سنخيتي ندارد.

سحر شالچي

من حس وحدت رو بي طرفانه و به عنوان منبع مكتوبي كه به مسائل ذكر شده پرداخته، مطرح كردم و در حدي نيستم كه بتوانم نسبت به صحت و سقم نظريات نادر اردلان نظري بدهم كه اين كار مستلزم حداقل بررسي تمام منابع و مواخذيست كه در آن كتاب مورد استناد قرار گرفته اند.البته اين ايراديست كه عده اي به نظريات اردلان وارد مي دانند كه شايد همانطور كه اشاره كردم برگرفته از ادبياتيست كه از طريق مستشرقين وارد نقدها و توصيفات معماري ما شده اما به شخصه همانطور كه قبلا هم گفتم يكپارچگي و همنوايي اجزا معماري سنتي را قبول دارم و فكر مي كنم بايد ريشه واحدي ، فصل مشترك آغاز و پايان هنري باشد كه در زمينه هاي مختلف و به شكلهاي مختلف و در دوره هاي مختلف به ظهور رسيده اند.

سحر شالچي

به نظر من جوهر و روح مشتركي در فضاهاي قديمي در جريان است كه اگر بتوانيم وي‍‍‍ژگيها و ماهيتش را بشناسيم ، مي توانيم آنرا در فضاهاي امروزنيز به جريان بيندازيم همانطوري كه برخي از معماران معاصرهم تلاش كردند و گاه موفق هم بودند. در اين راه معتقدم كه نبايد نقش نظام فكري معماران آن دوره را در شكل گيري آن جوهره انكار كرد چرا كه با بهره گيري از مولفه هاي خاص ساختار فكريشان، آثاري شكل دادند كه انعكاس دهنده همان طرز تفكرند. اشتراك در بهره گيري از اين مولفه ها در اتصال و پيوستگي آثار شكل گرفته نيز مشهود است مثل طبيعت كه حتي در زندگي روزمره نيز نمود داشته. حال اين معماران چه در مدرسه تعليم ديده باشند چه در خانقاه و چه در متن جامعه، نتيجه كارشان نمايانگر نظام فكري قدرتمنديست كه در دوره هاي مختلف نيز وجوه اشتراك بسياري دارد.

سحر شالچي

البته به نگاه صرفا شعر گونه و آسماني به معماري سنتي نيزاعتقادي ندارم و معتقدم كه در دوره هاي مختلف نياز به حل مسائل گوناگون كاركردي، سازه اي و محدوديتهاي فناوري و مصالح نيزاز دلايل شكل گيري اجزا و فرمهاي خاص معماري سنتي ماست. هر چند كه بازخود را در مقامي نمي بينم كه بتوانم تفكرات الهي نسبت داده شده را رد كنم. به نظرمن گنبد صرفا تمثيلي از آسمان نيست بلكه شيوه اي استادانه براي پوشش دهانه اي بزرگ بدون تيرهاي افقي نيزهست و منارها نيز شايد عناصرعمودي سنگيني هستند كه گاه به دو طرف طاقهاي بزرگ اضافه شدند تا مقاومت آنرا تحت بارهاي وارده تضمين كنند. در نهايت با شما كاملا موافقم كه براي رسيدن به يك پاسخ مشخص و متكي بر دلايل و مدارك مستند بايد تلاش كرد و اين وظيفه تك تك علاقمندان به معماري ايران است. باز هم از رهنمودهای ارزشمندتان ممنونم

اترین انصاری

با سلام و سپاس از استاد شالچی عزیز و دوست گرامی (( داریا)) بابت مباحث جالب و تامل برانگیز ی, که در قالب کامنت ها مطرح نموده اند. سوالی به ذهنم رسید , و ان این که : ایا با رویکردی جدید با توجه به مقتضیات عصر حاضر و در نظر گرفتن پنج اصل معماری ایرانی یعنی , 1 مردم واری , 2 پرهیز از بیهودگی 3 نیارش , 4 خود بسندگی 5 درون گرایی نمی توان معماری به وجود اورد که هم ماحصل میراث گذشته ما در معماری باشد ؟ وهم این که انفصال به وجود امده ی بین تعلیمات معماری در نظام اموزشی ایران و معماری که در جامعه ی امروزی در جریان است را از بین ببرد؟ ویا شاید با این روش بتوان ساختاری برای معماری ایران به وجود اورد که هم به زمان حال دلالت داشته باشد و هم پشتوانه ی فکریش را از گذشته وام گرفته باشد؟ البته این سوالی بود که با خواندن نظرات دوستان و اساتید صاحب نظر به ذهنم خطور کرد و من دانشجو هستم و در ابتدای راه اموختن معماری قرار گرفته ام و پاسخ های شما اساتید عزیز و دوستان صاحب نظر در عرصه معماری قطعا برایم اموزنده خواهد بود.