چرا برزیل دو بار و ...؟

برداشت آزاد

 <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

چرا برزیل دو بار و ...؟

 

Free Take

Why did <?xml:namespace prefix = st1 ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:smarttags" />Brazil Twice and …?

 

محمدرضا جودت، چرا برزیل دو بار و ...: فصلنامه معماری ایران، شماره 25، تابستان 1385، صفحات 3-4

 

... معماری معاصر برزیل از چه ویژگی‌هایی برخوردار است که سبب گردیده تا این زمان، دو تن از معماران آن موفق به دریافت جایزه پریتزکر شوند؟ در نگاهی اجمالی، و در مقام مقایسه، ملاحظه می‌گردد که کشور برزیل نیز از اواخر قرن نوزدهم، یا از اوان تاریخ معاصر خود، فراز و نشیب‌هایی مانند دوره معاصر ایران، به ویژه با توجه به پیوندهای معنوی مستحکم با گذشته مستعمراتی‌اش، داشته است. اما به هر حال این دوره را چه بسا با دستاوردهایی نظیر مطالعات علمی در مورد نور آفتاب و تأثیر آن بر ساختمان‌ها، یا ایجاد فضای روشنفکری خاص برای پذیرایی ایده‌های جدید در معماری و جز آن سپری کرده است.

... کیفیت بالای معماری مدرن برزیل از سال 1936 به این سو شکل گرفت، یعنی تقریباً مصادف با طرح ساختمان هنرستان دختران به دست وارطان در سال 1316 شمسی (1937 میلادی). اما آنچه که برزیل، بر خلاف ما، به صورت ساختمان‌های منفرد، مجموعه‌های گوناگون و طرح‌های شهری به دست داده است، گذشته از شرح و بسط و نقد آنها در کتاب‌های گوناگون، مونوگرافی‌ها و کتاب‌های تاریخ معماری مدرن که جملگی حاکی از سهم داشتن کشور برزیل در ایجاد و پیشبرد معماری مدرن است، حتی در دانشنامه‌های مربوط با ذکر مشخصات و نام طراحان به صورت فهرست نیز از آنها نام برده می‌شود. ...

البته چنین نیست که مشارکت و سهم داشتن در معماری مدرن، به پیروی از مدرن گروی صرف باشد. بلکه ... ]این کشور[ و یا هر کشور مشابه دیگری مشارکت و سهم خود را با نشان دادن دستاوردهایی ناشی از توجه به ویژگی‌های اقلیمی، محیطی، و فرهنگی اجتماعی خویش ـ گذشته از دستاوردهای فرمال و نوآوری‌ها ـ کسب کرده‌اند. جست‌وجوی مضامین سازگار با محیط زیست، استفاده تازه بوم‌آورد از مواد ساختمانی، شیوه‌های ساده ساخت و جز آن، از جمله ویژگی‌هایی در طی این مسیر بوده‌اند. 

آیا می‌توان چنین دستاوردهایی را در مسیری که معماری معاصر ایران طی کرده است، ملاحظه کرد؟ دشوار بتوان به این پرسش پاسخ مثبت داد. چون بسیار آشفتگی‌ها در پس اصطلاح "معماری معاصر ایران" وجود دارد که زاده در هم آمیخته شدن نگاه‌های فرهنگی گوناگون به مدرنیسم (مدرنیته) و سنت بوده است؛ بدان سبب در پی آن نوعی "وضعیت" یا دوران اجتماعی و فلسفی بوجود آمده است که به نحوی هر نوع گفتمان در این باره را چه بسا با نوعی "بن‌بست" مواجه ساخته است. ... این "وضعیت" نه تنها مانع از به وجود آمدن معمار یا معماران پیشرو گردیده، بلکه نتوانسته حتی "حسن فتحی"‌ای را در دامن خود پرورش دهد که دست کم آنجا که بحث و سخن از معماری سنتی و پیروی از آن است، همان‌گونه که نام حسن فتحی همواره مطرح است، نام و کار او نیز به میان آورده شود.

همچنین به طنز می‌توان اضافه کرد، با توجه به نوع "معماری"‌ای که در این وضعیت بوجود آمده که امکان هر نوع کار و "اجق وجق" کردن در آن وجود داشته، نتوانسته معماری "عجیب" و "خاص" مانند آنتونیو گائودی را نیز بپروراند که از کارهای او، مانند کارهای گائودی در تبلیغات برای گردشگری هم، همان‌گونه که کشور اسپانیا استفاده می‌کند، کشور ایران نیز بتواند استفاده کند.

... اگر از دریچه عمل نیز به موضوع نگریسته شود، تجربه یا تمرین ما بسیار زیادتر از آنان بوده است، اما ار این بابت نیز نتیجه‌ای نه چندان رضایت‌بخش ... دربرنداشته است. این جاست که به ناچار از خود می‌پرسم چرا برزیل دوبار جایزه پریتزکر را به دست آورده و ما ...!

 

 

/ 4 نظر / 70 بازدید
مهزاد

چراش مشخصه تو متنم گفته شده چون ما صرفا تقليد می کنيم بدون توجه به فرهنگ و اقليم....و کلا کار مدرن در دانشگاه هايه ما به کاری گفته ميشه که عجيب غريب باشه...

مهزاد

می بخشيد بايد اين لينک را ميزدم...

جای پا

سلام خسته نباشيد اميدوارم هميشه شاد و سر حال باشيد تا ما بتوانيم از زحمتهای شما بهره ببريم موفق باشيد اينها لينکهای غير معماری منه.خوشحال ميشم نظرتونو ببينم مخصوصا راهنماييتونو توی معماری www.hichkas-footprints.blogfa.com www.ourtext.blogfa.com

آيدين

خزد لرزان ، درون بستر من ز شرمی خفته می گوید که : - بفشار چنان بفشار بر خود پیکرم را که بشکوفد هوس های گنه بار به دندان گیر و شادی بخش و می نوش ز خون این لبان بوسه گیرم . ببین از گونه سرخم بریزد ، شرار خواهش آرای ضمیرم . درنگی کن در آغوشم که امشب فروزانست بزم عشق دیرین نمی خوابیم و می نوشیم تا صبح ز جام بوسه ها ، بس راز شیرین چنان گنجد در آغوشم که هر دم بیندیشم که او غرقست در من و یا در حلقه ی بازو ، اثیریست به جای پیکر عریان یک زن . اتاقی هست و ما و خلوت و می صدای بوسه ها ، آهنگ دل ها. نمی رقصد بدین آهنگ تبدار به جز رقاصه ی مست تمنا .... چو بشکوفد گل زرین خورشید مرا خواند بدان چشم فسونگر گشاید بازوان گوید که - : باز آ گنه شیرین بود ... یک بار دیگر ! --------------------------- سلام....وبلاگ زیبایی دارین امیدوارم موفق باشین.