زبان نقد معماری ـ 6

منتقد، با استفاده از صنعت مجاورت، می‌تواند مخاطب را از ابتدا در مسیری به ظاهر مطمئن و منطقی پیش ببرد و بعد ناگهان او را به سمت مسیری کاملا متضاد پرتاب کند. به عنوان مثال، هاکستیبل در بخشی از نوشته‌های خود، به معرفی دادگاه‌های جدید و قدیم هوستون و نیوجرسی، به صورت کلامی و تصویری، می‌پردازد و در حالی که ما به علت یکی بودن عملکرد دو ساختمان و همین‌طور مکان آنها، منتظر تشابهاتی بین دو ساختمان هستیم، او نشان می‌دهد که این دو ساختمان با هم تفاوت دارند.

یکی از موارد ویژه کاربرد صنعت مجاورت در نقد معماری، "قیاس قبل و بعد"، یعنی مقایسه شرایط قبل از وقوع یک رویداد خاص یا بعد از وقوع آن، است. این شیوه زمانی کاربرد بیشتری می‌یابد که خواسته باشیم زوال، نابودی یا تغییرات نامطلوبی را نشان دهیم. به عنوان مثال، نیکولاس پوزنر، از عکس‌های قیاس قبل و بعد، برای معطوف‌داشتن نگاه‌ها به معماری‌های در حال ویرانی لوکوریوزیه و زیر فشار قرار دادن انجمن فرانسوی حفظ و احیای بناهای تاریخی، برای حفظ و نگهداری این بناها، استفاده کرده است.  

_________________________________________

þ بخش پیشین بازخوانی کتاب «معماری و اندیشه نقادانه»:

٣٩. زبان نقد معماری ـ 5

/ 42 نظر / 91 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فاطمه شریعتمداری-2

و حالا مدام در ذهن تو این جمله چرخ می زند: "ساختمان یادمانی شهرم چه زیباست."

فاطمه شریعتمداری

چهار ویژگی دیالکتیک فلسفی: تضاد بر هم کنش متقابل حرکت و تغییر جهش

فاطمه شریعتمداری

مجاورت دو پدیده متضاد گاه آن قدر شدید است که در ذهن چالش ایجاد می کند و این هنر معمار است که از این انفجار معنا بهره ببرد یا نه. ممکن است این بهره گیری از مجاورت. در "القای یک معنا" باشد. "یادآوری یک رویداد". یک رویداد دلخراش. مثل موزه جنگ.یک بنای جدید در مجاورت یک بنای قدیمی. بنای قدیمی آرام و آنچنان موقر ایستاده است که نمی تواند دلخراش بودن یک حادثه را به نمایش بگذارد. زمین متن بنای قدیمی را از درون می شکافد و تو را به درون خویش می کشد. جریانی سیاه و تاریک. جریانی برای اتصال این دو بنای مجاور. بنای جدید با صورتکانی از مردگان در زیر پایت. با راه رفتن بر آن صدای جیغشان را می شنوی. جریانی با صدای سرد آهن. با ورود مرموز نور

فاطمه شریعتمداری

در نمونه های قبل بنای قدیمی بود تا بنای جدید در "مجاورت" آن قرار گیرد. اما گاه ممکن است بنایی نباشد. در زیر زمین پایه هایش مدفون اند و تنها شنیده ایم که اینجا قلعه ای بوده . چه خوب بود هنرها که در اینجا به تحرک می افتند در کنار خاطره ها بر پا شوند. بنای قدیم به دستان معمار زمین را می شکافد و دوباره محکم سربرمی دارد. حالا سیالیت آواز و شعر و ادب و موسیقی است که به دیواره های صلب قلعه فشار می آورد. نبض آینده است که در تقابل با گذشته تندتر می دود. اینجا برج قلعه می شکافد و از لایش نور محکم به بیرون می ریزد. جریان سیال داربست های سفید فلزی با لباس کارکرد نمایشگاه. از لای دیوار قلعه و ساختمان قدیم . به بیرون پرتاب می شود. این "تضاد" دیوارهای ضخیم آجری قلعه با داربست شفاف سفید سبک سیال است.

فاطمه شریعتمداری

نمونه های قبل: 1. Daniel Libeskind's new galleries at the Royal Ontario Museum in Toronto 2. Jewish Museum, Berlin, Daniel Libeskind. 3. Wexner Center for the Arts Ohio State University North High Street Columbus, Ohio Peter Eisenman and Richard Trott 1989

فاطمه شریعتمداری

...گویی روح قلعه را به پرواز می کشد

فاطمه شریعتمداری

ساختمان در کنج خیابان واقع شده. بناهای چسبیده به آن با معماری ارزشمند و عالی یکی کلاسیک و دیگری مدرن است. ریتم منظم پنجره ها. در ساخت بنای جدید همان ریتم پنجره ها همان مصالح همان رنگ. قرار گیری ساختمان در کنج و مناسب بودن مقیاس فضا، دید وسیعی به آن ایجاد کرده است. عملکرد ساختمان و موقعیت قرار گیری آن نیز ساختمانی نشانه ای را در متن شهر می طلبد. ورودی پیچ می خورد و جون حجم خالی شفاف فضا ساختمان را تحت تاثیر قرار می دهد. ستون ها همگام با این پیچش می پیچند و پنجره ها ی مجاور در متن این خلا فرو می روند. تضاد ورودی با توده ساختمان.

فاطمه شریعتمداری

آب کنار. چشم انداز شهر: مطرح شدن در سطح منطقه. یکی از اهداف جذب توریست. آب کنار. در میان خیابان ها قدیم می زنی. ساختمان هایی شکیل و بعضا کلاسیک. کریدورهای بصری فوق العاده مطلوب به سمت سایتی خاص. سایتی در آب کنار. پل. حرکت و احساست سوار بر ماشین. بر فراز درخشش خورشید بر پیکر رود. همزمان دید از بالا به سمت سایتی خاص در آب کنار. آب کنار. انعکاس نور. پذیرای فعالیت های جمعی. زندگی شبانه. معمار. طراح پیکره ای در همان سایت خاص. می گویند که از بالا به شکل گلی است. و مصالح بکار رفته از جنس تیتانیوم. باز هم می گویند که معمار شانس آورد چرا که قیمت تیتانیوم در بازار جهانی بسیار پایین آمد. اصرار داشت. اصرار که از این مصالح استفاده کنند. چرا که : نور خورشید را به موقع غروب انعکاس می دهد و با غروب یکی می شود. تضاد بر پیکره ی مونومان شهر با بناهای حوالی. همان بناهایی که از میانشان کریدور مطلوب خلق می شد.

فاطمه شریعتمداری

دو کار قبل مربوط به یک معمار. یعنی "فرانک گری" بود. کار اول در متن فشرده "خیابان" و بر محمل گره ای ایستا. "تقاطع" واقع شده و دیگری در سایتی "گسترده" بر بستر "آب کنار" جای گرفته بود. نگاه ظریف معمار به "مجاورت" و "تضاد" اما با :: درجه:: خاص خود بسته به موضوع و :بستر: پروژه بسیار قابل توجه است.

فاطمه شریعتمداری

... گری قصدش این بوده که به ماقبل تاریخ اشاره ای کند. حتی به زمانی که آدمی پا به عرصه وجود نگذاشته بوده است و در این صورت می بینیم که این اشکال معنایش بیش از آنست که از ظاهرش برمی آید. گری ماهی را برای آنچه هست بکار گرفته است. شکلی نرم با پوستی فلس دار که در نور برق می زند و حضوری ازلی در زندگی آدمیان داشته است. از این رو وی بدون آن که از ماهی تصویری افسانه ای بسازد یا ایده هائی سنگین بر آن بار کند. رستورانی را به شکل ماهی ساخته است... بدین ترتیب می توان گفت که گری می خواهد هم قدیمی باشد و هم مدرن. صرفنظر از رفتار و گرایش کلی گری در کار با مصالح و فرم دادن بدان. تلاش پایان ناپذیر وی. معطوف یافتن مبدا جهان هستی است و آرزویی نهان که بدان فرم دهد. "واسازی" مولف: جفری براد بنت مترجم: دکتر منوچهر مزینی