نقدی بر "داستان یک ویلا"

حاشیه معماری

نقدی بر "داستان یک ویلا"

Margin of Architecture
A Criticism to "The Story of A Villa"

در پی انتشار یادداشت داستان یک ویلا، مهندس مرتضی نیک‌فطرت، از همکاران و دوستان ارجمند وبلاگ‌نویس (نویسنده وبلاگ دانشجویان مهندس نیک‌فطرت که البته عنوان آن، در روزهای اخیر، به پاردایم‌های معماری تغییر پیدا کرده است) و استاد راهنمای طرح خانم مهرناز موفقی که در پرده دوم داستان یک ویلا مورد اشاره قرار گرفته بود، جوابیه‌ای نوشته‌اند که گزیده‌ای از آن را در ادامه می‌خوانید:

"... نویسنده محترم وبلاگ زروان ... متاسفانه این‌طور تصور کرده‌اند که اکتشاف بزرگی انجام داده‌اند و توانسته‌اند مچ چند نفر را در آن واحد بگیرند که متاسفانه حداقل در مورد دانشجوی من ایشان اشتباه کرده‌اند. ...

با توجه به اینکه این کار توسط دانشجوی ترم 2 کارشناسی من انجام پذیرفته شده و متاسفانه به جای اینکه توضیحی از اینجانب که عکس مورد نظر را در وبلاگ خودم قرار دادم و استاد این دانشجو بودم، خواسته شود، انگشت تیز اتهام به سمت این دانشجو گرفته شده است و حتی این سئوال هم پرسیده نشده که شاید خود استاد در این قضیه مقصر باشد که طرح خود را به دانشجو القاء کرده و تنها با قرار دادن یک پرسپکتیو، دانشجو را متهم می‌کنیم که از طرح ضعیفی که هیچ حرفی برای گفتن ندارد، کپی‌برداری کرده و حتی عکس ماکت طرح این دانشجو را هم که در همان وبلاگ درج شده، قرار ندادید تا تفاوت‌های این دو طرح، علی‌رغم شباهت‌هایی که با هم دارند، مشخص شود. ...

خانم موفقی، شاگرد اول دانشگاه غیرانتفاعی مازیار بوده و ار دانشجویان بسیار توانمند و علاقمند به معماری هستند و به پیشنهاد خودم، با ایده‌پردازی از مقطع خانه دوپوسته دانشمیر که در سال 1383 برنده جایزه معمار گردید، کار خود را پیش برده و البته کار همکار شما هم از لحاظ زمانی به پروژه آقای دانشمیر نزدیک‌تر بوده و می‌توان ادعا کرد که ایشان هم در طراحی خود به طرح دانشمیر نگاهی انداخته بود. ...

اگرچه طرح‌های این‌چنینی امروزه در بسیاری از سایت‌های معماری یافت می‌شود و استفاده از سطوح پیوسته حتی امروز، به دلیل استفاده زیاد آن و شبیه شدن کارها نسبت به هم دیگر، کمتر از سوی معماران حرفه‌ای مورد استفاده قرار می‌گیرد، اما اگر در زمان دانشجویی ما، کارهای آندو و ریچارد مه‌یر مورد علاقه بود، امروزه چنین طرح‌هایی مورد علاقه دانشجویان و حتی اساتید می‌باشد. ولی علی‌رغم این موضوع، طرح آقای بزاز، ضمن احترام به ایشان، ضعیف‌تر از آن است که دانشجوی من بخواهد از آن کپی کند، حتی اگر شباهت‌هایی در آن یافت شود. جالب اینجاست که حتی ایده درخت داخل ساختمان از طرف خود من به دانشجو داده شده بود. ...

علت این جوابیه، توهینی است که تعدادی از دانشجویان صاحب سایت زروان به دانشجوی من داشتند که البته خیلی هم نمی‌شد ایراد گرفت، چون معمولا اساتیدی که صاحب وبلاگ هستند، با کامنت‌هایی از سوی دانشجویان خود مواجه می‌شوند که بیشتر حالت خود شیرینی کردن و چابلوسی دانشجو را نشان می‌دهد و ارتباطی به استاد ندارد. ...

این مدل انتقاد کردن و از بالا به پایین همه چیز را دیدن و ظاهرا نقد کردن و نظر دادن کار ناپسندی است و مورد قبول اینجانب که از فارغ‌التحصیلان مکتب دانشگاه آزاد قزوین هستم، نمی‌باشد. ای کاش، فرهنگ نقد در میان جامعه معماران نهادینه شده بود که به جای تهمت زدن مستقیم، با دیالوگ و بحث علمی، چنین موضوعاتی را مورد نقد قرار می‌دادیم. پیشنهاد می‌کنم که بستری برای نقد در دنیای مجازی و دیالوگ‌های معمارانه ایجاد شود. ...

علی‌رغم وجود لابی‌های قدرت در عرصه معماری در کشور که امکان حضور نسل ما را تنها در مسابقات معماری (که البته آن هم دارای مشکلاتی است) و پروژه‌های کوچک مقدور کرده و پول زیاد و شهرت تنها در دست یک عده خاصی است که هیچ‌وقت فرصت مشاهده وبلاگ‌ها و سایت‌های معماری را پیدا نمی‌کنند، حداقل خودمان اقدام به تخریب غیرمنصفانه نکنیم. ..."

/ 8 نظر / 146 بازدید
دانشجویان انجمن علمی معماری هریس

در ابتدا با تشکر از دفاع استادی از کار دانشجوی خود که کاری ارزشمند است -در وبلاگ آقای مهندس نیک فطرت محترم به دانشجویانی که از وبلاگ ارزشمند زروان بازدید مینمایند و همچنین به دانشجویان درس طرح 5 معماری دانشگاه ما اتهام کپی زدند .در این وضعیت معماری کشورمان؛ به توصیف جناب مهندس(در وبلاگشان)ذکر جند نکته را خالی از لطف نیست : 1- اگر شما به نوع نقد ایرادی دارید لطفا خودتان شروع کننده باشید نه اینکه آن را به نحوه ساده تری تکرار کنید. 2-لازم به ذکر است در این وضعیت گل آلود جناب مهندسی در وبلاگشان از نقد و نقادی و کپی کاری سخن می گویند که ایشان تصاویر پروژه های دانشجویان کلاس خود در دانشگاه ازاد هریس را در کتابشان با نام های دیگر و بدون ذکر منبع به چاب رسانیده اند و مدیر گروه وقت دانشگاه بهمین دلیل برای ترم های بعدی حاضر به همکاری با ایشان نشدند . 3-سوال ما به عنوان دانشجوی معماری از شما استاد گرامی اینست: ((در درس طراحی معماری کار با 1.مطالعات نظری 2. مطالعات عملی 3. دیاگرام ها و ایده ها که سپس با تکنیکی تبدیل به طرح می شود جلو می رود)) حالا شما با چه تکنیکی به این طرح ارزشمند رسیده اید؟ ......................

دانشجویان انجمن علمی معماری هریس

........4- آیا شما به نقل از وبلاگتان در کلاس های طرحتان با نشان دادن تصاویر پروژه های معماران بزرگ داخل میخواهید از ایده یا دیاگرام آن پروژه ها به طرحی برسند؟؟

منی نیه یاریغ الیسن

دانشگاه مازیار دیگر چه صیغه ای است. استاد دانشگاه مازیار، هریس، امام نقی، فاطمه زهرا، سامان میدانی، ... یکی میگه از این کپی کردی، اون یکی میگه منم از دانشمیر الهام گرفتم. اصل قضیه و طرحی که رویش دعوا می کنن هم ذاتا چیز دهان گیری نیست. مسخره بازی و خفت به تمام معنی... سرزمین قد کوتاهان.

عبداله سلمانی

با تشکر از آقای مهندس نیک فطرت که به دانشجو و کار دانشجوی خودشون اهمیت دادند و ازش دفاع کردند. ولی از استادی مثل ایشون بعیده که با این همه احترامی که به دانشکوهاشون قائل هستند وخودشون هم وبلاگ نویس هستند نظر دادن دانشجوهاشون رو یک نوع خود شیرینی و چاپلوسی محسوب کنند به نظر من خود مهندس نیک فطرت در این مورد دچار از بالا به پایین نگریستن نسبت به دانشجوها شده اند که بنا به گفته ی خودشون کار ناپسندی هست و چنین تفکری این اندک بحث وگفتگویی هم که بین دانشجوها در وبلاگهای معماری اتفاق می افتد رو هم از بین میبره.

saeid vahdanipour

ba salam va khaste nabashin be ostade geramim agaye mohandes yousefpour ma dar teye in 4sal yad gereftim ke mardo mardone az hagemon defa konim va hal khosh halim az inke afrade zaifi peyda shodan ta baraye del khoshiye khodeshon karaye maro nagd konan vali ma be defa az karha ke natijeye samarate talashhaye ba arzeshe shoma hastan edame midin .

درنا حسین زاده

با سلام خدمت استاد گرامی اقای مهندس یوسف پور استاد این موضوع بهانه ی خوبی برای تمامی دانشجویان هریس منجمله دانشجویان ورودی 86 شد تا به دیگران نشان بدهیم ما ظرفیت انتقاد داریم ولیکن کسی حق متهم کردن به کپی برداری کارهای ما از کارهای دیگران بویژه کارهایی که زحمات ارزشمند شما و دیگر اساتیدمان در آنها نمایان است ندارد و ما همگی مدیون زحمات ارزشمند شما هستیم و خواهیم بود

ارسي نامه

با سلام خدمت تمامي دوستان من به عنوان يك "دانش جو" نه "دانشجو" كه فقط بحث ها را دنبال ميكنم چندين نكته برايم جالب بود. 1-آموزش معماري ما به جايي رسيده است كه خلاقيت در آن به اين حد پايين آمده كه طرح ها اينقدر شبيه به هم ميشوند. 2-مگر ما الان در زمان پارينه سنگي زندگي ميكنيم كه بگوييم شباهت هاي بين زيگورات هاي بين النهرين و اهرام مصر و معابد ماياها در آمريكا به دليل رشد ذات بشري و ايده گرفته از فطرت آنهاست؟ 3-مگر ايده گرفتن از فلان طرح، به معناي شباهت به آن طرح است؟ 4-من نميگويم نبايد ايده گرفت و كارهاي ديگر را نديد ولي اصلا وقتي ميگوييم بايد ايده بگيريم، از چه چيزش بايد ايده بگيرم؟ 5- مگر ذات معماري خلق فضا نيست؟ 6-پس نبايد بگويم كه براي ايده گرفتن از كاري ديگر بايد به نحوه ي خلق فضا در آن بنا ايده گرفت؟ 7-پس چرا ايده ها كه يكي ميشود، كارها نيز يكي ميشود؟ 8-نبايد بگوييم كه شايد ايراد از نحوه ي آموزش خلاق در دانشكده هامون است؟

محبـــوبه جبــــارنژاد

سلام ؛ عنوان فلسفی دانش جو »»»» به جای دانشجو خیلی مورد پسند واقع شد. تو دانشگاهها برامون نحوه تفکر و ایده گرفتن رو آموزش میدهند ، این ماییم که باید نحوه برخورد با مسائل و ایده ها رو بلد باشم. وقتی من با اولین ایده و نمونه موردی برخورد می کنم می خواهم با اون به نتیجه نهایی برسم و به خودم اصلا" زحمت نمی دهم که بارها و بارها خط بکشم و دور بریزم. یا حوصله اش رو ندارم یا وقتشو و یا اینکه ارزشی آنچنانی براش قائل نمی شم. در هر صورت استاد بعنوان چراغی هست که مسیر رو روشن تر میکنه ، من بایستی بهترین راه رو خودم انتخاب کنم و پیش بروم. تا بهترین ها رو نخواهیم طرحی عادی نصیبمان خواهد شد. موفق باشید و سربلند!